دعای نادعلی - نادعلی کبیر و نادعلی صغیر

دعای نادعلی یکی از دعا‌های زیبا و دلنشینی است که فضیلت‌های بسیاری را بر آن برشمرده‌اند.


دعای نادعلی شامل دو دعای جداگانه بنام نادعلی صغیر و نادعلی کبیر می‌باشد که ماهیت مشابهی دارند و مضمون هر دوی آنها بر آشکار کردن فضایل حضرت علی (ع) استوار است.
این دعا مانند شعر است. دعای نادعلی کبیر در کتاب زادالمعاد و دعای نادعلی صغیر در کتاب بحارالانوار آمده است.

متن دعای نادعلی کبیر
بِسمِ الله الرحمن الرحیم نادِ عَلیاً مَظهَرَالعَجائِب تَجِدهُ عَوَناً لَکَ فِی النَوّائِب لی اِلیَ اللهِ حاجَتی وَ عَلَیهِ مُعَوَّلی کُلَّما اَمَرتَهُ وَ رَمَیتَ مُنقَضی فی ظِلّ اللهِ وَ یُضِلل اللهُ لی اَدعُوکَ کُلَّ هَمٍ وَغَمًّ سَیَنجَلی بِعَظَمَتِکَ یا اللهُ بِنُبُوَّتِکَ یا مُحَمَّدَ بِوَلایَتِکَ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ اَدرِکنی بِحقِّ لُطفِکَ الخَفیَّ اللهِ اَکبَرُ اَنا مِن شَرِّ اَعدائکَ بَریءٌ اللهُ صَمَدی مِن عِندِکَ مَدَدی وَ عَلَیکَ مُعتَمِدی بِحقِّ إِیاکَ نَعبُدُ وَ إِیاکَ نَستَعینُ یا اَبا لغَیثِ اَغِثنی یا اَبَا الَحَسَنَین اَدرِکنی یا سَیفَ اللهُ اَدرِکنی یا بابَ اللهِ اَدرِکنی یا حُجَّهَ اللهِ اَدرِکنی یا وَلِیَّ اللهِ اَدرِکنی بِحَقَّ لُطفِکَ الخَفیَّ یا قَهّارُ تَقَهَّرتَ بِا لقَهرِ وَ القَهر ُفی قَهرِ قَهرکَ یا قَهارُ یا قاهِرَ العَدُوّ یا واِلیَ الوَلِیَّ یا مَظهَرَ العَجائِبِ یا مُرتَضی عَلِیُّ رَمَیتَ مِن بَغی عَلَیَّ بِسَهمِ اللهِ وَ سَیفِ اللهِ القاتِلِ اُفَوَّضُ اَمری اِلیَ اللهِ اِنَّ اللهُ بَصَیرٌ بِالعَبادِ وَ اِلهُکُم اِلهٌ واحِدٌ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحمنُ الرَّحیمُ یا غیاثَ المُستَغییَنِ یا دَلیلَ المُتَحیِّرِینَ یا اَمانَ الخائِفینَ یا مُعینَ المُتَوَکِلینَ یا رَاحِمَ المَساکینَ یا اِلهَ العالَمَینَ بِرَحمَتِکَ وَ صَلَّی اللهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ الِهِ اَجمَعین وَ الحَمدُ اللهِ رَبِّ العالَمینَ.
منبع:
زاد المعاد ، علامه مجلسی: جلد ۱ ، صفحات ۴۲۹-۴۳۰.

ترجمه دعای نادعلی کبیر
بخوان علی (علیه السلام) را که مظهر صفات عجیبه است. تا یاری کنندۀ تو باشد در سختی‌ها، این بنده پیوسته به خدا نیازمند است ؛ و من در امورم به او تکیه کرده‌ام و امور گذشته و آینده‌ام را به او وا می‌گذارم و برای رفع هر ناراحتی تو را می‌خوانم ، تا مشکل حل و مسائل روشن گردد.
قسم به بزرگیت ای خدا و به پیامبریت ای محمد (صلی الله علیه و آله) و به ولایت تو‌ ای علی‌ ، ای علی‌ ، ای علی مرا در یاب بحق لطف پنهانت. الله اکبر و من از شر دشمنانت بیزاری می‌جویم. خدای بی‌نیاز از سوی تو یاری می‌شوم و بر تو اعتماد دارم بحق ایاک نعبد و ایاک نستعین.‌
ای پدر کمک ،‌ ای پدر حسنین مرا در یاب،. ای شمشیر خدا‌ ای در خدا، ای حجت خدا ، ای ولیّ خدا مرا در یاب. بحق لطف پنهانت ای غالب و غلبه کننده،‌ ای دوست خدا،‌ ای مظهر صفات عجیب،‌ ای علی (علیه السلام) یقین دارم هر که بخواهد ظلم نماید تو به شمشیر کشنده او را از پای در می‌آوری. من تمام امورم را بتو واگذار می‌کنم. بدرستی او بصیر بر بندگان است و فرماید: خدای شما خدای واحد است و غیر از او خدایی نیست و بخشنده و مهربان.
مرا در یاب‌ ای فریاد رِسِ فریاد خواهان‌ ، ای راهنمای سرگردانان‌. ای امان دهندۀ ترسندگان‌. ای یاری دهندۀ پناه آورندگان‌. ای رحم کننده بر فقرا‌ء ، ای خدا برحمتت مرا در یاب و درود فرست بر محمد (صلی الله علیه و آله) و آل او و ستایش برای جهانیان است و بس.

فضایل و طریقه ختم دعا نادعلی کبیر
کسی که حاجتی دارد؛ اگر نادعلی را به نیت آن حاجت بخواند ، حاجتش برآورده می‌شود.
کسی که می‌خواهد شخص بزرگی دوستدار او شود، اگر نادعلی را سه مرتبه بخواند و بر خودش بدمد ، بعد نزد آن شخص بزرگ برود، آن شخص بزرگ، دوستدارش می‌شود.
کسی که فرزند می‌خواهد؛ اگر نادعلی را به نیت فرزند بخواند، صاحب فرزند می‌شود.
اگر نادعلی را همراه خود داشته باشد ، از شرّ محفوظ می‌ماند.
کسی که بدنبال مال دنیاست؛ اگر ۹ مرتبه نادعلی را بخواند ، غنی می‌شود.
اگر نزد بزرگی یا امیری می‌روید، روزی سه مرتبه دعای ناد علی را بخوانید و بر جمیع اعضای خود بِدَمید؛ محب و مخلص تو می‌شود.
اگر کسی را مهمی پیش آید ، دعا‌ی نادعلی را هفت نوبت بخواند به نیت آن مهم، البته برآورده شود.
اگر خواهی شخصی را به تسلط خود درآورید ، در شب جمعه چهارده مرتبه به اسم او بخوانید و صد مرتبه صلوات بر محمد (صلی الله علیه و آله) و آل او بفرستید، البته بر او مسلط می‌شوید و هر چه گوئید از سخن و صلاح شما بدر نرود.
اگر جهت ادای قرض، ۲۲ مرتبه در پانزده روز دعای نادعلی را بخوانید، قرض‌تان اداء شود. اگر زنی دیر زاید ، پنج نوبت بر آب بخواند و بخورد آن زن زود زایمان کند.
کسی که می‌خواهد از شرّ حیوانات و جنّ و انس محفوظ باشد ، این دعا را بخواند.

متن دعای نادعلی صغیر
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
نَادِ عَلِیًّا مَظْهَرَالْعَجائِبِ تَجِدْهُ عَوْنًا لَکَ فِی النَّوائِبِ کُلَّ هَمٍّ وَ غَمٍّ سَیَنْجَلِی بِعَظَمَتِکَ یا اَللهُ بِنُبُوَّتِکَ یا مُحَمَّدُ بِوِلایَتِکَ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ
منبع:
محدثی ، فرهنگ غدیر: صفحه ۵۶۳.

ترجمه دعای نادعلی صغیر
بنام خداوند بخشنده مهربان بخوان علی (علیه السلام) را که مظهر عجائب است. می‌یابی او را یاور در مشکلات تمام همّ و غمهایم ، که امید دارم که بزودی برطرف شود. قسم به بزرگیت ای خدا ، قسم به نبوتت ای محمد (صلی الله علبه و آله) و قسم به ولایتت‌ ای علی و‌ ای علی و‌ ای علی.

فضائل و طریقه ختم دعای ناد علی صغیر
همانگونه که به آن اشاره شد ،؛برای بهره مندی از تاثیر خواص دعای نادعلی باید آن را به شیوه‌ای خاص ختم کرد که در این بخش با نحوۀ مناسب ختم دعای نادعلی صغیر برای گرفتن حاجت‌های مختلف آشنا می‌شویم.
برای کسب عزّت این دعا باید روزی ده بار خوانده شود.
برای رفع گرفتاریهای مهم باید این دعا هزار بار خوانده شود.
برای فتح ابواب و اقبال این دعا باید هر روز پنجاه بار خوانده شود.
اگر کسی زهر خورده باشد ، باید این دعا را با مشک و زعفران روی یک کاسۀ چینی بنویسند و بیست و یک بار بخوانند و بخورد او بدهند تا بلکه شفاء یابد.
جهت نرمی دل دشمن این دعا باید بمدت شش روز و هر روز صد بار خوانده شود.
بیماران لاعلاج می‌توانند این دعا را هجده بار بر آب باران بخوانند و سپس آن را تا ته سر بکشند ، تا بلکه فرجی حاصل شود.
جهت فاتح شدن در جنگ این دعا باید هر روز چهل بار خوانده شود.
برای رفع تهمت این دعا باید صبح و شب چهل بار خوانده شود تا تهمت مربوطه رفع گردد.
بمنظور خلاصی از حبس این دعا باید بمدت هفت روز و هر روز شانزده بار خوانده شود.
برای کشف اسرار و دولت این دعا باید هر روز شانزده بار خوانده شود.
بمنظور قتل و دفع خصم این دعا باید بمدت هشت روز و هر روز برای هجده بار خوانده شود و به سمت او دمیده شود.
بمنظور پیروزی بر دشمنان این دعا باید هر روز هفده بار خوانده شود و برای عقدالسان هم روزی هجده بار ختم گردد.
برای بغض بین دو ظالم این دعا باید روزی بیست بار خوانده شود.
برای بدر شدن خصم این دعا باید روزی سی بار خوانده شود.
جهت رفع اختلاف میان یک جمع این دعا باید روزی سی بار خوانده شود.
برای کسب آگاهی از زمان نماز صبح این دعا باید هفده بار خوانده شود.
اگر کسی از دشمن بترسد و روزی بیست و هفت بار این دعا را بخواند دشمن پراکنده و مقهور او خواهد شد.
بمنظور یافتن قوت قلب این دعا باید روزی بیست و پنج بار خوانده شود.
جهت دفع مکر و حیله و طغیان کردن خصم این دعا باید روزی صد بار خوانده شود.
اگر فردی در جمعی گرفتار شده باشد ، باید هفت بار این دعا را بخواند و بر آنان بدمد تا ضرری از آنها به او نرسد.
اگر فردی که سحر یا جادو شده است ، این دعا را بر آب چاه بخواند و با آن غسل کند و مقداری هم از آن بخورد تمام سحر و جادو‌های او باطل می‌شود.
برای مهمات باید هر روز این دعا را سی و چهار بار خواند.
بمنظور رفع چشم زخم نیز باید آن را بمدت سه روز ، هر روز بیست بار ختم کرد.
بجهت ملاقات با رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در خواب و رویاء ، این دعا باید هر شب هفت بار خوانده شود ، تا بلکه این امکان فراهم گردد.
بمنظور رفع حاجت و قبول ملوک این دعا باید بمدت شش روز و هر روز برای صد بار خوانده شود.
جهت مقهور ساختن دشمنان این دعا باید روزی صد بار خوانده شود.
بمنظور هلاک شدن دشمنان و ظالمان این دعا باید روز چهارشنبه هنگام طلوع آفتاب برای چهل و یک بار خوانده شده و سپس به سمت خانه دشمن دمیده شود.
کسی که مورد خشم واقع شده است ، باید این دعا را برای هفتاد و یک بار برابر خشم کننده و سه بار هم بصورت آهسته بخواند و آرام بر خود بدمد ، تا بلکه بلا رفع گردد.
این دعا باید سه بار آهسته در گوش سفیر خوانده شود تا رسالت او مورد قبول واقع گردد.
این دعا باید در اول وقت روز جمعه دوازده بار خوانده شود ، تا مقبول القول گردد.
بمنظور غنی شدن هر صبح این دعا باید دوازده بار خوانده شود.
برای کثرت دولت این دعا باید هر روز سی و یک بار خوانده شود.

فلسطین - پرچم فلسطین

پرچم رسمی کشور فلسطین مشتمل بر چهار رنگ است:

سیاه / سفید / سبز / قرمز 🇵🇸

که هر کدام از این رنگها ، نمادی برای یادبود و بزرگداشت یکی از سلسله حکومتهای اسلامیِ دشمن اهلبیت (علیهم السلام) است:

🔴 رنگ قرمز: نماد و بزرگداشت خوارج

⚫️ رنگ سیاه: نماد و بزرگداشت بنی عباس

⚪️ رنگ سفید: نماد و بزرگداشت بنی‌امیه

🟢 رنگ سبز ، نماد و بزرگداشت فاطمیون

منبع:

سایت رسمی انجمن دانشگاهی فلسطین [لطفاً لینک را با فیلترشکن باز کنید]

http://passia.org/page/23 🌐

پی‌نوشت:

قابل توجه کسانی که در مناسبت‌های مختلف ، بخاطر یک وعده کیک و ساندیس تاریخ مصرف گذشته ، این پرچمِ شوم را بدوش کشیده و به اهتزار در می‌آورند.

متن و ترجمۀ دعای اللهم انا نشکو الیک

دعای اللهم انا نشکو الیک متن و ترجمه – صوتی – تصویری

دعای اللهم انا نشکو الیک…

این دعا، قسمتی از دعای افتتاح است که بدستور امام عصر (ارواحنا فداه) در شبهای ماه مبارک رمضان خوانده می‌شود.

بسم الله الرحمن الرحیم

بنام خداى بخشنده مهربان

اَللّهُمَّ اِنّا نَشْکوُ اِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنا صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَالِهِ

خدایا ما به تو شکایت کنیم از نبودن پیامبرمان که درودهاى تو بر او و آلش باد

وَغَیْبَهَ وَلِیِّنا وَکَثْرَهَ عَدُوِّنا وَقِلَّهَ عَدَدِنا وَشِدّهَ الْفِتَنِ بِنا وَتَظاهُرَ

و از غیبت مولایمان و از بسیارى دشمنان و کمى افرادمان و از سختى آشوبها و از کمک دادن اوضاع

الزَّمانِ عَلَیْنا فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَاَعِنّا عَلى ذلِکَ بِفَتْحٍ مِنْکَ

زمانه به زیان ما پس درود فرست بر محمد و آلش و کمک ده ما را بر این اوضاع به گشایش

تُعَجِّلُهُ وَبِضُرٍّ تَکْشِفُهُ وَنَصْرٍ تُعِزُّهُ وَسُلْطانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ وَرَحْمَهٍ

فورى از طرف خود و برطرف کردن رنج وناراحتى و یارى با عزت و ظاهر ساختن سلطنت حقه و رحمتى

مِنْکَ تَجَلِّلُناها وَعافِیَهٍ مِنْکَ تُلْبِسُناها بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

از جانب تو که ما را فراگیرد و تندرستى از طرف تو که ما را بپوشاند به رحمتت اى مهربانترین مهربانان

تفاوت دنیای قبل و بعد از ظهور امام زمان (علیه‌ السلام)!

زندگی پس از ظهور امام زمان (علیه السلام) با آنچه در تصور ما است تفاوت بسیار دارد. نورانیت و بندگی خدا در سراسر زمین منتشر می‌شود. مواسات با برادر دینی، امنیت کامل، زهد به دنیا، عدالت مطلق و … همه در آن روزگار اجراء می‌شود. امیرالمؤمنین و امام حسین (علیهما‌ السلام) رجعت کرده و در آن زمان حکومتی طولانی خواهند داشت.

سرفصل آنچه در این نوشتار می‌خوانیم:
- بندگی و یکتاپرستی ؛ حق خدا
- گسترش بندگی خدا در سراسر زمین بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام)
- تفاوت زندگی قبل و بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام) - علم فرشتگان به فساد انسان قبل ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)
- رجعت امیرالمؤمنین و امام حسین (علیهما السلام) بعد از امام زمان (علیه السلام)
- میان زندگی فعلی ما تا زندگی بعد ظهور ، تفاوت از زمین تا آسمان است!
- دست کشیدن از زرق و برق دنیا برای دیدار امام زمان (علیه السلام)

بندگی و یکتاپرستی ؛ حقّ خدا
الْمَهْدِىِّ الَّذى یَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنا امام زمان ، حضرت مهدی (علیه السلام) که می‌آید ، اول حقّ خدا را طلب می‌کند ، سپس هر حقی که مربوط بما است. عبارتی از خطابۀ غدیر دربارۀ آنچه بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام) رخ می‌دهد. در رسالۀ حقوق امام سجاد (علیه السلام) حقّ خداوند اینگونه بیان شده است: فَأَمَّا حَقُّ اللَّهِ الْأَکْبَرُ عَلَیْکَ فَأَنْ تَعْبُدَهُ لَا تُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِکَ بِإِخْلَاصٍ جَعَلَ لَکَ عَلَی نَفْسِهِ أَنْ یَکْفِیَکَ أَمْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ(۱)
حق خدای بزرگ بر مخلوقین این است که او را پرستش کنند و برای او شریکی قائل نشوند … امام زمان (عجّل الله فرجه) این حقّ را خواهند گرفت تا خدا پرستش شود و برای خدا شریکی قرار داده نشود. این حقّ خدا است که بعد از ظهور ، یکتاپرستی در تمام زمین مستقر شود.

گسترش بندگی خدا در سراسر زمین بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام)
در دعای قنوت امام رضا (علیه السلام) نیز وارد شده که در زمان ظهور ، امام زمان (علیه السلام) زمین را در اختیار می‌گیرند. ایشان مردم را از شرک دور کرده و به عبادتِ خداوند هدایت می‌کنند.(۲)
و ابدله مِن بَعدِ خوفه أمْنَاً یَعْبُدُکَ لا یُشرِکَ بِکَ شَیئاً وَ لا تجعل لِأحَدِ مِنْ خَلقِکَ عَلی وَلیِّکَ سُلطانا دعای قنوت حضرت امام رضا (علیه السلام) از آنجائی که خداوند متعال خالق ما است ، مالک ما است ؛ و چون مالک ما است ، صاحب اختیار ماست ؛ از همین رو باید پرستیده شود. بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام) این حقّ خداوند زنده می‌شود. زمین بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام) پر از نور می‌شود و این نورانیّت الآن برای ما قابل تصور نیست. زندگی در آن دوران تفاوت زیادی با زندگی قبل ظهور دارد.(۳)
وقتی که امام زمان (علیه السّلام) شروع به تربیت خلایق می‌کنند، دوازده نفر ویژه را برای هدایت مردم می‌فرستند. کار بجائی می‌رسد که مردم بشدت یکدیگر را دوست خواهند داشت ؛ حتی بیشتر از علاقۀ مادر به فرزند و درگیری میان مردم از بین خواهد رفت و اختلافات نابود خواهد شد.
در آن روزگار حبّ دنیا به صفر می‌رسد ؛ بحدّی که اگر برادر دینی دست در جیب برادرش کند و پول بردارد، به او ظلم نمی‌کند و هیچ فردی از اینکار ناراحت نخواهد شد و و این حقیقت و معنای مواسات است.(۴)


تفاوت زندگی قبل و بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام)
گروهی خدمت حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) آمدند و گفتند: ما شیعیان امیرالمؤمنین (علیه السلام) هستیم!
حضرت فرمودند: سخن سنگینی گفتید! آیا جیب شما یکی است؟ و میان خود مواسات دارید؟
گفتند: نه! چنین نیست.
حضرت فرمودند: پس شما شیعه نیستید!(۵)
بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام) مردم به اندازه‌ای به دنیا زاهد و بی‌رغبت خواهند شد که براحتی برای یکدیگر از دنیا و مادیات می‌گذرند.
در زندگی متفاوت بعد از ظهور، با آن تربیت و علومی که به مردم آموزش داده می‌شود، همه با قرآن آشنا و مأنوس خواهند بود؛ بعنوان مثال کودک هفت ساله می‌تواند قرآن را به هفت شیوۀ مختلف توضیح دهد.
بعلاوه امنیتی در زمین ایجاد خواهد شد که حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) در توصیف آن فرمودند:
اگر یک دختر جوان با طبقی از جواهرات از غرب عالم به شرق برود، کسی مزاحم او نمی‌شود. او هیچ وحشتی ندارد و هر جا پا می‌گذارد ، سبز و خرم است و خشکی وجود ندارد.(۶)

امنیت در زمان ظهور امام زمان (علیه السلام)
ما هرگز توانائی چنین تربیتی را نداریم و هیچکس نمی‌تواند چنین عدالتی را در جامعه پیاده کند. این کار تنها کار امام زمان (علیه السلام) است. تنها ایشان هستند که زمین را پر از عدل و داد می‌کند ، بعد از آن که پر از ظلم و جور شده است.
حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمودند: بانوان خانه‌دار بقدری با آیات و روایات آشنا خواهند شد که احکام شرعی خود را ، خودشان استنباط می‌کنند.

علم فرشتگان به فساد انسان قبل ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)
در زمان ظهور امام زمان (علیه السلام) ، حقوق خداوند اداء خواهد شد و بدرگاه الهی باز خواهد گشت.
وقتی خداوند متعال اراده کرد حضرت آدم (علیه السلام) را بر روی زمین بعنوان خلیفۀ خود بگذارد، ملائکه گفتند: بشر خونریزی می‌کند؛ بجای بشر، ما را بگذار!
خداوند فرمود: من چیزی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.(۷)
نورانیّت زمین در عصر حکومتِ حق و بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام) در عام الهی بود و آن فرشتگان تاریکی زمین در دوران طاغوت و ظالمین را می‌دیدند.
مدّت نورانیّت زمین از مدّت تاریکی آن بمراتب بیشتر خواهد بود؛ از همین رو از عصر حضرت آدم (علیه السلام) تا کنون در اغلب دوران‌ها زمین غرق در فساد و مردم بدور از نورانیّت عبادت خداوند بوده‌اند!
ملائکه با مشاهدۀ این وضعیت جواب خود را می‌گیرند. از همان ابتدای ظهور امام زمان (علیه السلام) روزِ در زمین بمراتب از شب‌ طولانی‌تر خواهد بود. در آن زمان انسانها کار لغو ندارند و بیهودگی در زندگی معنا نداشته و همه در مسیر خلقت خود ، که همان عبودیت است قرار خواهند گرفت. عبودیتی که هدف خلقت است و قر آن می‌فرماید:
مٰا خَلَقتُ الجِنَّ وَ الإنسَ إلّا لِیَعبُدوُن(۸)

رجعت امیرالمؤمنین و امام حسین (علیهما السلام) بعد از امام زمان (علیه السلام)
هنگامی که امام زمان (عجل الله فرجه) ظهور می‌کنند و مقدمات رجعت فراهم می‌شود، اولین امامی که بعد از ایشان در زمین حکومت می‌کنند ، حضرت امام حسین (علیه السلام) هستند. دوران حکومت آنحضرت آنقدر طول می‌کشد که از شدت پیری ابروهای خود را با دستمال بدور سر می‌بندند!(۹)
اصحاب حضرت امام حسین (علیه السلام) نیز زنده می‌شوند و از طرف آنحضرت در زمین حکومت می‌کنند ؛ قرآن مجید در این باره می‌فرماید:
وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِين [سورۀ قض: آیه ۵](۱۰)
امام زمان (علیه السلام) از دنیا می‌روند و حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) ایشان را غسل داده و دفن می‌کنند(۱۱) ؛ پس از آن آغاز ماجراهای شگرف دوران رجعت است.
در رابطه با بازگشت حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) آمده است که ایشان رجعت کرده و پنجاه هزار سال در زمین حکومت می‌کنند.
در آن زمان همۀ مردم در عبادت از یکدیگر سبقت می‌گیرند. روز نیز از شب طولانی‌تر می‌شود. این بود حقیقت آنچه خداوند به فرشتگان فرمود: من چیزی را می‌دانم که شما نمی‌دانید!
مردم شیفتۀ خداوند متعال خواهند شد و همیشه در حال عبادت. قلب‌ها و باطن مردم پاک و غذای آنها درست و حلال و نورانی می‌شود.

میان زندگی فعلی ما تا زندگی بعد ظهور، تفاوت از زمین تا آسمان است!
عمر مردم در زمان ظهور طولانی می‌شود و برکات حقیقی و واقعی بر زمین نازل می‌شود ؛ و هر چیزی سر جای خودش قرار می‌گیرد. آفات از بین می‌روند و فساد از زمین برچیده می‌شود. در زمین کویری نمی‌ماند و از هر جهت، این زمان بهترین زمان‌ها در تاریخ است؛ از همین رو است که می‌گوئیم زمان ظهور امام زمان (علیه السلام) تفاوت بسیاری با زمان ما دارد!
اگر می‌شد آن زمان را حس کنیم، هرگز نمی‌توانستیم در این زمان و با این شرایط به زندگی خود ادامه دهیم! چرا که الآن آنچنان ظلم و فساد عادی شده که مردم برخی گناهان را گناه نمی‌دانند!
رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: قبل از ظهور امام زمان (علیه السلام) مرگ، قتل، خون ریختن و جنایت‌ها عادی می‌شود و هر چه در جاهلیت بوده ، بشکل جدیدی در میان مردم جای می‌گیرد.(۱۲)
در زمان جاهلیت معتقد بودند بت، خدا است. الآن نیز برخی می‌گویند: همه چیز، خدا است؛ الآن فقط بت، بزرگ‌تر شده!
در عصر جاهلیت شرابخواری رواج داشته و اکنون نیز شراب می‌خورند. در آن روزگار سگ‌بازی می‌کردند و الآن نیز سگ‌بازی مد شده است! از همین رو است که حضرت فرمودند: تمام جریانات جاهلیت به جامعه بازمی‌گردد.(۱۳)
تفاوت زیادی میان عصر جاهلیت و روزگار قبل از ظهور وجود ندارد ، تا اینکه امام زمان (علیه السلام) می‌آیند و بندگی خدا و زندگی مردم به شکل صحیح سر و سامان می‌دهند.
حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمودند: در این زمان [روزگار قبل ظهور]، اسلام و دوستان ما غریب می‌شوند؛ اما خوشا بحال همین غریبان.(۱۴)
در زمان ما اگر کسی بخواهد حجاب خوب و تربیتی نیکو داشته باشد، کسی او را نمی‌پذیرد یا بسختی می‌پذیرد!
اگر کسی در این زمان دینداری کند ، کسی او را نمی‌خواهد و همه طردش می‌کنند؛ لذا امام صادق (علیه السلام) فرمودند: اسلام غریب آغاز شد و باز هم غریب می‌شود و خوشا بحال غریبان.(۱۵)

دست کشیدن از زرق و برق دنیا برای دیدار امام زمان (علیه السلام)
در زمان ظهورِ اسلام، مردم کم‌کم وارد اسلام می‌شدند ؛ در آخرالزمان نیز همینطور است. در زمان غیبت برای تربیت فرزند و برای رسیدن به امام زمان (علیه السلام) باید از خیلی افراد و خیلی چیزها دست کشید!
جناب علی بن مهزیار اهوازی (رضوان الله علیه) وقتی به شوق دیدار امام زمان (علیه السلام) بیست سفر بزیارت خانۀ خدا رفت، در سفر بیستم توانست با یکی از دوستان آنحضرت ملاقات کند و خدمت آقا رسید.
حضرت در آن ملاقات بوی فرمودند: چقدر دیر به نزد ما آمدی؟!
عرض کرد: آقا! من خیلی دوست داشتم خدمت شما برسم و بیست سفر به همین نیت به حجّ آمدم!
حضرت فرمودند: ما هم خیلی دوست داشتیم تو را ببینیم ، اما اموال را زیاد کردید و به فقراء رسیدگی نمی‌کنید و صلۀ رحم را فراموش کرده‌اید!(۱۶)
[یعنی این بیست سال که خدمت آقا نرسیدی ، بخاطر اعمالت بود!]
امام زمان (علیه السلام) فرمودند: آن چیزی که مانع از سعادت دیدار ما می‌شود ، گناهان است.(۱۷)
علی بن مهزیار ، در عین حال که شخصیتی بسیار ممتاز داشت ، اگر بهتر عمل می‌کرد ، سال اول خدمت امام می‌رسید ؛ ما باید آنچه در مجالس امام حسین (علیه السلام) نصیبمان می‌شود را بعنوان توشه برداریم و از آن برای رسیدن به امام زمان (علیه‌السلام) و ملاقات با ایشان بهره ببریم.
اگر با مُد روز و روش زندگی زمانه جلو برویم به امام زمان (علیه السلام) نخواهیم رسید ؛ چرا که امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند:
هر روز وضعیت دین مردم ضعیف‌تر می‌شود و این رویه هر سال و هر ماه و هر هفته ادامه دارد و رو به بدی است!(۱۸)
به‌هیچ‌ وجه عقلانی نیست که خود و زندگی خود را با روش و سلیقۀ مردم تنظیم کنیم؛ بلکه باید با امام زمان (عجّل الله فرجه) پیش رفته و آن بزرگوار را اُسوه و الگوی خود بدانیم.

پانوشت:
(۱)- علامه مجلسی، بحارالأنوار: جلد ۷۱ ، صفحه ۳.
(۲)- علامه مجلسی، بحارالأنوار: جلد ۸۶ ، صفحه ۲۵۱.
(۳)- علامه مجلسی، بحارالأنوار: جلد ۷ ، صفحه ۳۲۶.
(۴)- علامه مجلسی، بحارالأنوار: جلد ۵۲ ، صفحه ۳۷۲.
(۵)- علامه مجلسی، بحارالأنوار: جلد ۶۵ ، صفحه ۱۵۶ [قریب به همین مضمون].
(۶)- علامه مجلسی، بحارالأنوار: جلد ۵۲ ، صفحه ۳۱۶.
مقدسی شافعی ، یوسف بن یحیی، عقدالدرر فی أخبار المنتظر: صفحه ۱۵۱.
شیرویه بن شهریار دیلمی ، فردوس الأخبار: جلد ۳ ، صفحه ۴۹۱.
(۷)- سورۀ بقره: آیه ۳۰.
(۸)- سورۀ ذاریات: آیه ۵۶.
(۹)- علامه مجلسی، حق الیقین [چ سرور - ۱۳۹۲ ه.ش]: صفحه ۵۴۴.
(۱۰)- سورۀ قصص: آیه ۵.
(۱۱)- محمّد بن بعقوب کلینی، کافی: جلد ۸ ، صفحه ۲۰۶.
حلی، شیخ عزالدین حلّی ، مختصر بصائرالدرجات: صفحه ۴۸.
(۱۲)- سورۀ آل‌عمران: آیه ۱۳۵.
(۱۳)- سورۀ تکاثر: آیات ۱ تا ۳.
(۲۴)- محقق سبزواری، روضة الأنوار: صفحه ۴۸.
شیخ علی اکبر نهاوندی ، خزینة الجواهر: صفحه ۳۲۰.
علی میرخلف‌زاده ، قصص التوابین: قسمت چهل داستان ، داستان شمارۀ ۳.
(۱۵)- علامه مجلسی، بحارالأنوار: جلد ۵۲ ، صفحه ۲۵۷.
(۱۶)- محمّد بن جریر طبری [شیعه] ، دلائل الإمامة: صفحه ۲۹۸.
(۱۷)- علامه مجلسی، بحارالأنوار: جلد ۵۳ ، صفحه ۱۷۷.
(۱۹)- علامه مجلسی، بحارالأنوار: جلد ۵۱ ، صفحه ۱۲۰ و جلد ۵۲ ، صفحه ۳۸۱.

تنش زدائی - استراتژی سیاسی امنیّتی شیعه در دوران غیبت

آنچه از روایات فراوانی استفاده می‌شود این است که استراتژی کلّی و کلان أئمّه (علیهم السلام) در سطوح سیاسی و امنیتی که به شیوه و زبانهای مختلف به شیعیان توصیه نموده‌اند، خط مشی هُدنه یا همان تنش زدائی است.
هُدنه را در لغت به «سکون» معنا کرده‌اند و بر «صلح بین هر متحاربین» هم هُدنه اطلاق می‌شود، چون جنگ و آتش آن، ساکن می‌شود.
کلّ دوران پیش از ظهور در روایات به دارالهدنۀ و دوران هدنه تعبیر شده، این تعبیر یک سیاستِ کلانِ تعیین شده از سوی أئمّه (علیهم السلام) برای ادامه حیات شیعیان است که زوایای مختلفی دارد.
سیاست هُدنه ور همۀ عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و احکام شرعی جاریست. در این نامگذاری از احادیث مختلفی استفاده می‌شود:

عن محمد بن مسلم قال: سألت أبا جعفر (عليه السلام) عن القائم إذا قام بأي سيرة يسير في الناس؟
فقال: بسيرة ما سار به رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) حتى يظهر الإسلام.
قلت: و ما كانت سيرة رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم)؟
قال: أبطل ما كان في الجاهلية، و استقبل الناس‏ بالعدل، و كذلك القائم (عليه السلام) إذا قام يبطل ما كان في الهدنة مما كان في أيدي الناس، و يستقبل بهم العدل‏.
منبع:
تهذیب الاحکام: جلد ۶ ، صفحه ۱۵۴.

به سند صحیح از محمد بن مسلم روایتست: از امام باقر (علیه السلام) پرسیدم: حضرت قائم (علیه السلام) وقتی ظهور نماید به چه سیره‌ای عمل خواهد کرد؟...
فرمود: «به سیرۀ رسول خدا (صلی الله علیه و آله)؛ همچون ایشان، وقتی ظهور می‌کند هر آنچه در زمان هُدنه در دست مردم هست را باطل نموده و عدل را برایشان آغاز می کند»

نتیجه:
بنابراین احکام دوران هدنه یا احکام دوران ظهور فرق دارد.

عن برید العجلی قال: قیل لأبی جعفر (ع): إنّ أصحابنا بالکوفۀ لجماعۀ کثیره، فلو أمرتهم لأطاعوک و اتبعوک.
قال: یجیء أحدکم إلی کیس أخیه فیأخذ منه حاجته؟
فقال: لا.
فقال: هم بدمائهم أبخل!
ثم قال: «إن الناس فی هدنۀ، تناکحهم و نوارثهم حتی إذا قام القائم(ع) جاءت المزایلۀ و أتی الرجل إلی کیس أخیه فیأخذ حاجته فلا یمنعه».
منبع:
الاختصاص: شیخ مفید: صفحه ۲۴.

از برید عجلی روایتست که به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: اصحابمان در کوفه زیاد هستند، کاش [برای قیام امر] می‌فرمودید و آنان نیز اطاعت می کردند!
فرمود: آیا چنین هستند که هر کس از کیسۀ برادر مؤمنش هر مقدار مال نیاز داشت بردارد؟
گفتم: نه.
فرمود: پس آنان در بخشش خون خود بخیل‌تر هستند!
سپس فرمود: «هم اکنون مردم در هُدنه می‌باشند، ما با آنان ازدواج کرده و ارث از یکدیگر می‌بریم؛ تا زمانی که قائم (علیه السلام) ظهور کند، که از آنان جدا می‌شویم. و [در آن روزگار] هر فردی از کیسۀ برادرش بقدر نیاز برداشته و او نیز مانعش نمی‌شود».

توجه:
تعبیر «إنّ الناس فی هدنۀ حتی إذا قام القائم» بیانگر یک استراتژی کلی در دوران پیش از ظهور است. مسئله فراتر از یک تسمیه و نامگذاری خشک و خالی است. توصیه راهبردی برای یک طائفه است. و از تعبیر «لو أمرتهم» و «هم بدمائهم أبخل» استفاده می‌شود که قضیه، مربوط به مسائل کلان سیاسی، اجتماعی بوده که جانفشانی و اراقه دماء لازم داشته است.

عن عمّار الساباطی عن أبی عبدالله (علیه السلام): والله عبادتکم فی السرّ مع إمامکم المستتر فی دولۀ الباطل و تخوّفکم من عدوّکم فی دولۀ الباطل و حال الهدنۀ أفضل ممّن یعبدالله عزّ و جلّ ذکره فی ظهور الحق مع امام الحق الظاهر فی دولۀ الحق.
منبع:
کافی: جلد ۱ ، صفحه ۳۳۳.

به سند معتبر از امام صادق (علیه السلام) روایتست: «بخدا سوگند که عبادت پنهانی شما با امام پنهان در دولت باطل و ترس از آنان و در حال هُدنه ، از عبادت فردی که در دولت حقّ همراه امام ظاهر ، خداوند متعال را پرستش کند، افضل است».

عن حبیب بن بشر قال أبو عبد الله (عليه السلام): سمعت أبي (عليه السلام) يقول: «لاوالله، ما على وجه الأرض شي‏ء أحب إلي من التقية؛ يا حبيب، إنه من كانت له تقية رفعه الله» ؛ يا حبيب! من لم تكن له تقية وضعه الله. يا حبيب! إن الناس إنما هم في هُدنة، فلو قد كان ذلك، كان هذا».
منبع:
کافی: جلد ۲ ، صفحه ۲۱۷.

از حضرت امام باقر (علیه السلام) روایتست:‌ «بخدا سوگند، بر روی زمین هیچ چیز را بیشتر از تقیّه دوست ندارم! هر که تقیّه داشته باشد خداوند بلندش کند و هر که نداشته باشد خداوند او را پائین آورد؛ مردم هم اکنون در آرامش هستند، هر گاه زمان آن شد، زمان این هم می‌شود».
[مرحوم علامه مجلسی (رضوان الله علیه) گوید: یعنی هرگاه زمان ظهور و جهاد در رکاب امام زمان (علیه السلام) شد، تقیّه هم برداشته می شود]

در حدیث دیگری از امام جعفر صادق (علیه السلام) ،‌ امر به معروف و نهی از منکر را مشروط به قدرت و علم به معروف و منکر نموده و در انتها می فرماید:
«و لیس علی من یعلم ذلک فی هذه الهدنۀ من حرج إذا کان لاقوۀ له و لا عذر و لاطاعۀ».
منبع:
کافی: جلد ۵ ، صفحه ۶۰.

از امام کاظم (علیه السلام) هم روایت است که در قضیه فردی که در متعه و عقد موقت دچار مشکل شده بود ، فرمود:
والدار دار هدنۀ و المؤمنون فی تقیّة.
هم اکنون منزلگاه صلح است و مؤمنین در تقیّه هستند.
منبع:
کافی: جلد ۵ ، صفحه ۴۶۶.

سأل العلاء بن رزین أبا عبدالله (ع) عن جمهور الناس؟
فقال: هم الیوم أهل هدنۀ، ترد ضالتهم و تؤدی أمانتهم و تحقن دماؤهم و تجوز مناکحتهم و موارثتهم فی هذه الحال.
منبع:
من لا یحضره الفقیه: جلد ۳ ، صفحه ۴۷۲.

مشابه این معناء ، در روایات دیگری ، با شیوه و زبانی دیگر آمده است:
عن جابر، عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: إلزم الأرض و لا تحرک یداً و لا رجلاً حتی تری علامات أذکرها لک و ما أراک تدرکها:
اختلاف بنی فلان و مناد ینادی من السماء ...
منبع:
الغيبة ، شیخ نعمانی: صفحه ۲۷۹.

جابر بن یزید جعفی (رضوان الله علیه) گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: ای جابر! ملازم زمین باش و دست و پایی حرکت مده تا آنکه علاماتی را که بیان می‌کنم درک کنی. اوّلین آن اختلاف بنی العبّاس (لعنة الله علیهم) است، و گمان ندارم که آن را درک کنی، پس از من برای دیگران بازگو کن ...[در ادامه علائم مهم ظهور را بیان نمودند].

البته توجه دارید که مراد از این هُدنه و سکون و عدم تحرک ، کناره گیری از هر فعالیت دینی و ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر و سایر واجبات دینی نیست، بلکه هدنه در مقابل جهاد ، انقلاب ، جنگ و حرب است؛ هرگونه ایجاد تنش و درگیری و جنگ با دشمن - جهاد ابتدائی - مورد نهی واقع شده است و الاّ فعالیتهای درون طایفه‌ای که منجر به درگیری و نزاع نمی‌شود، نباید زمین گذاشته شود.
هُدنه یک استراتژی کلان در تعامل با مخالفان است؛ هدنه در مقابل جنگ و درگیری و ایجاد حساسیت‌های پرخطر است. دلیلش هم کاملاً عقلانی است: در دوران پیش از ظهور، غلبه با نیروهای شیطانی است ، پس سعی کنید برای طایفه شیعه زحمت درست نکنید.

عن أبی الطفیل قال: سمعت علی بن أبی طالب (علیهما السلام) یقول: أظلتکم فتنۀ مظلمۀ عمیاء مکتنفۀ لاینجو منها الا النومۀ.
قیل: یا أبا الحسن، و ما النومۀ؟
قال: الذی لا یعرف الناس ما فی نفسه.
منبع:
الغیبة ، شیخ طوسی: صفحه ۴۶۵.

حضرت مولانا امام اميرالمؤمنين علی (عليه السلام) فرمودند:
«براستىكه فتنه ‌هائى ظلمانى و كدر و تاريك پشت سر داريد كه جز نومه [كسى كه عنوانى در مردم ندارد و کاملاً قدرش مجهول و ناشناخته است] كسى از آن نجات نمى‏يابد».
به آنحضرت عرض شد: اى امير مؤمنان! نومه چيست؟
فرمود: «آن كسى است كه مردم نمی‌دانند چه در دل دارد».

نتیحه:
از مجموع این روایات و احادیث فراوان دیگر، بخوبی استفاده می‌شود که استراتژی و خط مشئ کلانِ توصیه شده از طرف أئمه (علیهم السلام)، جلوگیری از هرگونه درگیری عجولانه و ناموفق است که تنها توان اعتقادی و جان نیروهای شیعی را بهدر می‌دهد. پس انرژی خود را مصروف هدایت طایفه شیعه بکنیم ، نه خرج بیهوده در مبارزه‌ای نابرابر و شکست خورده.

عن عن محمد بن نوفل بن عائذ الصيرفي‏ عن أبی عبد الله (علیه السلام) فی حدیث: «أي حبيب! خالقوا الناس بأخلاقهم و خالفوهم بأعمالكم فإن لكل امرئ ما اكتسب و هو يوم القيامة مع من أحب - لا تحملوا الناس عليكم و علينا و ادخلوا في دهماء الناس فإنّ لنا أياماً و دولة يأتي بها الله إذا شاء».
منبع:
امالی ، شیخ مفید: صفحه ۲۸.

از امام صادق (علیه السلام) روایتست: «با مردم با اخلاق و روش خودشان به نيكى معاشرت كنيد و در عمل با آنان مخالفت ورزيد، كه هر كس را محصول كردار اوست، و روز قيامت با كسى محشور است كه دوستش می‌داشته است. مردم را بر ضد خودتان و ما نشورانيد، و در انبوه همين مردم داخل شويد. بدرستیکه ما روزگار و دولتی داریم که هر وقت خداوند بخواهد ، آن را خواهد آورد».

دولت ابلیس و دولت باطل – در سطح کلان – فعلاً بنا نیست زائل شود، بنابراین ، ما شیعیان وظیفه داریم نیروهای خود را تلف نکنیم و خود و امام زمان خود را بزحمت نیندازیم ؛ از هر گونه کاری که بما نوعی مرکزیّت و تشخّص فرقه‌ای دهد، بپرهیزیم تا بتوانیم کارمان را در محدوده کوچکتر انجام دهیم.

دوران غیبت ، عرصۀ هُدنه و تقیّه
در اخبار و احادیث رسیده از اهلبیت (علیهن السلام) دو تعبیر از دورۀ قبل از ظهور حضرت یعنی زمانی که اکنون در آن زندگی می‌کنیم وجود دارد.
در تعبیر اول فرمودند که این دوره ، دورۀ هُدنه است، این دوره در واقع در برابر ظهور حضرت یا به تعبیری دورۀ قیام است.
دورۀ هُدنه و مهادنه یعنی سازش کردن، مدارا کردن، ترک مخاصمه و مصالحه کردن.

در روایات ، تعبیر دیگری هم بکار بردند و فرمودند که دورۀ قبل از ظهور امام زمان (علیه السلام) دورۀ تقیّه ، یعنی مدارا و مماشات کردن است، دورة مخالفت کردن و درگیر شدن نیست.

در کتاب وسائل الشیعه از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده که اانحضرت فرمودند:
امام زمان (علیه السلام) که بیایند، آنچه را که در دورۀ هُدنه اتفاق افتاده، ابطال می‌کنند و سیاستهائی که مربوط به این دوره بوده ، به پایان می‌رسد. آن زمان عدالت در میان مردم پایه گذاری می‌شود. «إذا قام یبطل ما کان فی الهدنه ممّا کان فی أیدی النّاس و یستقبل بهم العدل»

هُدنه در کتب لغت مثل قاموس به سازش، رها کردن درگیری، آرامش و مدارا معنی شده است و علامه مجلسی (رضوان الله علیه) در تفسیر این واژه آن را به وضع مصالحه با پیشوایان جائر و ترک معارضه با آنان دانسته است:
«حال الهدنه حال المصالحه مع ائمه الجور و ترک معارضتهم و التقیه معهم بامرالله للمصلحه».
منبع:
مرآه العقول: جلد ۴ ، صفحه ۲۱.

تعبیر دیگری که مربوط به “تقیه” است ، در وسائل الشیعه از حضرت امام رضا (علیه السلام) نقل شده است که می‌فرمایند: با تقواترین شما که در نزد خدا گرامی‌ترند، کسانی هستند که بیشتر و بهتر به تقیه عمل می‌کنند.
به حضرت عرض شد: تا کی تحمل کردن و تقیه کردن؟
حضرت فرمودند: تا امام زمان (علیه السلام) بیایند.
سپس حضرت فرمودند: هر کسی تقیه را قبل از خروج امام زمان (علیه السلام) ترک کند و درگیر شود ، او از ما نیست. اصلی که ما ارایه کردیم ، او رعایت نکرده و زیر پا گذاشته است. کسی که با ماست ، باید تقیه را رعایت کند.

«ان اکرمکم عندالله اعملکم بالتقیه.
قیل: الی متی؟
قال: الی قیام القائم ، فمن ترک التقیه قبل خروج قائمنا فلیس منّا»
منبع:
وسائل الشیعه: ج ۱۶ ، ص ۲۱۱.

روایت دیگری که مرحوم شیخ کلینی (رضوان الله علیه) در کتاب کافی از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است ، که ایشان می‌فرمایند: از پدرم شنیدم، روی زمین هیچکاری بهتر از تقیه نیست، «وَ اللَّهِ مَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ شَیْءٌ أَحَبَّ إِلَیَّ مِنَ التَّقِیَّهِ».
سپس امام صادق (علیه السلام) اضافه کردند: مردم در عصر و دورۀ مدارا بسر می برند. «إِنَّ النَّاسَ إِنَّمَا هُمْ فِی هُدْنَهٍ فَلَوْ قَدْ کَانَ ذَلِکَ کَانَ هَذَا».

در این روایت هم تعبیر “هُدنه” و هم تعبیر “تقیه” بکار رفته است. با تفسیری که مرحوم علامه مجلسی (رحمة الله علیه) از این روایت ارایه می‌دهد، امام صادق (علیه السلام) می‌خواهند بفرمایند که این شرایط مدارا بالاخره تا ظهور حضرت ولیّ امر (علیه السلام) ادامه پیدا می‌کند و وقتیکه امام زمان (علیه السلام) ظهور کرد ، دوران تقیه به پایان می‌رسد و شرایط تغییر پیدا می کند.

این تعبیراتی که بیان شد، این نظریه و اعتقاد را در بین علمای صالح شیعه شکل داده که اصلاً نه تنها ما با درگیری دنبال آن آرمانها در آن سطح کلی و جهانی نیستیم ؛ بلکه اساساً با آن شیوهها بدنبال آرمانها در مقیاس کوچکتر هم نیستیم.
در زمان ظهور بنا بر این است که با درگیری و اعمال قدرت یکسری از آرمانها در سطح جهانی پیاده شود ، لذا ائمه (علیهم السلام) این اصل قرآنی «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَکُونَ فِتْنَهٌ» را وظیفه‌ای مربوط به عصر ظهور بیان فرمودند. ولی اکنون فرض بر این است که ما شیعیان امامیّه یک گروه اندک هستیم و در این شرایط اصلاً چنین تکلیفی نداریم و باید مدارا کنیم تا زمان بگذرد. این مطلب بعنوان یک مبناء تفاوتهای بسیاری در احکام و برخوردها بوجود می‌آورد.

نمونه‌ای از احکام دوره هُدنه و مدارا
۱- اول مسئلۀ ازدواج با فرق مختلف مسلمانان است.
یک مسئله بین فقهاء مورد اختلاف است که آیا شیعیان و پیروان کودتای سقیفه می‌توانند با هم ازدواج کنند؟
روایات ما در این زمینه متفاوت است. بسیاری از فقهاء می‌فرمایند: مسلمان بودن برای ازدواج کافی است و شیعه بودن شرط نیست. چرا که ما اکنون در زمان هُدنه زندگی می‌کنیم و قرار نیست مرزبندی بین شیعه و سنی بوجود بیاید و در واقع وصلت‌ها در جامعه شیعی بخودشان اختصاص پیدا کند.

۲- دوم نسبت به مسئله ساب النبی است؛ حکم کسی که به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، ائمه اطهار (علیه السلام) یا حضرت زهراء (سلام الله علیها) دشنام می‌دهد، چیست؟
از نظر فقهی خون کسی که سبّ به پیامبر و ائمه (صلواة الله علیهم و آلهم) می‌کند، مباح است، اما سؤال این است که این حکم برای زمان هُدنه هم هست؟
مرحوم صاحب جواهر می‌فرماید: شما اگر دیدید که کسی به امام علی (علیه السلام) و ائمه (علیهم السلام) و حضرت زهراء (سلام الله علیها) ناسزا گفت ، چون در زمان هُدنه هستید ، سزاوار نیست که خودتان را در معرض خطر قرار دهید: «لا ینبغی التعزیر بالنفس فی زمان الهدیه».
جواهر الکلام: جلد ۲۱، صفحه ۳۴۵.

۳- سوم، مسئله اموال کافر حربی است ، اموال اهل کتاب که محترم است و نمی‌شود به آن دست زد ، چون مالکیت آنها پذیرفته شده است، اما کافر حربی چه؟ آیا می‌شود اموال آن را تصرف کرد؟
فتوای فقهاء در این زمینه این است که اگر در زمان هُدنه باشید ، حق ندارید اموال کافر حربی را تصرف و تملک کنید.
متن کلام محقق در شرایع این است: «ما یؤخذ غیله من أهل الحرب إن کان فی زمان الهدنه أعید علیهم»

۴- چهارم: بحث ذبیحه است ؛ بعضی از مسلمانان ناصبی هستند و یا از خوارج می‌باشند و عناد نسبت به ائمه (علیهم السلام) دارند، ذبیحه این افراد را می‌شود استفاده کرد؟
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: بخور و اطمینان داشته باش و شکّ و تردید نکن تا امام زمان (علیه السلام) بیایند و دورۀ هُدنه بگذرد و نوبت به زوال تقیّه برسد و بتوان حق را بصراحت آشکار کرد.
منبع:
روضة المتقین: جلد ۷ ، صفحه ۴۳.

کُلْ وَ قِرَّ وَ اسْتَقِرَّ حَتَّی یَکُونَ ما یَکُون
منبع:
مَن لا یَحضُرُه الفَقیه.

۵- پنجم، افرادی هستند که ما با آنها تقابل مذهبی داریم. درگیری با آنها و مجازاتشان در دورۀ هُدنه جایز نیست. برخلاف فردی که در جامعۀ ما قاتل است و قصاص می‌شود، این مجازات جنبه دینی و مذهبی ، یعنی درگیری دینی ندارد و در برابر قتل حکم هر فردی با هر مذهبی قصاص است ...
در اینگونه از مجازاتها و کیفرها ما پای دین و مذهب را اصلاً بمیان نمی‌آوریم ، ولی در برخی از مسائل هم هست که جرم اصلاً جنبۀ دینی دارد. مثلاً شخصی جرمش ارتداد است و می‌خواهد مجازات شود بخاطر اینکه مرتد است که چرا اسلام را رها کرده یا فرضاً بهائی است ...

از امام صادق (علیه السلام) و از امام رضا (علیه السلام) نقل شده که می‌فرمایند:
در شرایط تقیه احدی از کفار و احدی از نصّاب همان‌هائی که عناد با اهلبیت (علیهم السلان) دارند، بقتل نمی‌رسند و نباید با آنها درگیر شد ، مگر کسی که قاتل باشد یا سعی در فساد فی الارض کند.
این مجازات بملاحظه اعتقادات دینی آنها اتفاق نمی‌افتد و اعتقادات در دوره تقیه جرم تلقی نمی‌شود.
«لا یحلّ قتل احد من الکفار و النصاب فی التقیه الّا قاتل اوساع فی فساد و استعمال التقیه فی دار التقیه واجب».
منبع:
وسائل الشیعه: جلد ۱۶ ، صفحه ۲۱۰.

۶- ششم، امر به معروف و نهی از منکر است.
آیا امر به معروف و نهی از منکر در زمان غیبت تعطیل است؟ ما در این زمینه وظیفه‌ای نداریم؟
باید گفت که امر به معروف در زمان غیبت تعطیل نمی‌شود ، ولی امر به معروفی که ایجاد درگیری می‌کند ، تعطیل است ؛ چون ما در زمان هُدنه هستیم و بنا نیست که با کسی درگیر شویم.
در جلد پنجم کتاب کافی آمده است: امر به معروف کار هر کسی نیست؛ شرط امر به معروف و نهی از منکر این است که شخص قوی باشد، دارای نفوذ باشد، سخن و اقدام او تأثیرگذار باشد.
سپس حضرت در ادامه این جمله را فرمودند: کسی که توجه به شرایط دارد و مقتضیات را می‌داند ، در حالیکه در وضع هدنه قرار دارد، نباید خود را تحت فشار قرار دهد و خود را بزحمت بیاندازد ،؛بلکه باید مدارا کند.
«و لیس علی یعلم ذلک فی هذه الهدنه من حرج …»
در حقیقت تذکر دادن و نصیحت کردن مقداری که می‌توان تأثیر گذاشت بر سر جای خودش هست ، اما این امر به معروف و نهی از منکر نباید با اصل مدارا ناسازگار باشد.

۷- هفتم خوشرفتاری با پیروان مذاهب و فرق مختلف است.
مرحوم شیخ کلینی (رضوان الله علیه) در کتاب کافی روایت کرده است: از خدا پروا داشته باشید ، شما در هُدنه هستید. به عبارتی اقتضائات دوره هدنه و مدارا را رعایت کنید و امانت از هر کسی هست به او بدهید و روابط اخلاقی را کاملا حفظ کنید؛ ولو اگر از خوارج و شامی هستند. زمانی می‌رسد که تفکیک صورت می‌گیرد و گروه‌های مختلف با عقاید مختلف از هم جدا می‌شوند، آن مرزبندیها برای زمان دیگری است و فعلاً بنا نیست چنین تفکیکی صورت بگیرد.
«فاتقوالله عزّ و جلّ فانکم فی هدنه و ادّوا الامانه فاذا تمیز الناس فعند ذلک ذهب کل قوم بهواهم…»
منبع:
کافی: جلد ۸ ، صفحه ۲۳۶.

از حضرت امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: ما با مردم چه کنیم ، مردمی که در عقاید متفاوت هستند؟
حضرت فرمودند: امروز روزگار هُدنه است، روزگار مدارا کردن و خوشرفتاری است، روابط‌تان روابط خوبی باشد. چیزی گم کردن کمک کنید و برایشان پیدا کنید. جان آنها باید حفظ شود و ازدواج کردن با آنها مانعی ندارد.
«هم الیوم اهل هدنه تروضالتهم …»
منبع:
مَن لا یَحضُرُه اَلفَقیه: جلد ۳ ، صفحه ۷۲.

روایت دیگر هست که شیخ طوسی (رضوان الله علیه) نقل کرده، محمد بن علی حلبی می‌گوید: یکی از بنی مروانی‌ها هزار دینار به امانت بمن سپرد، بعد هم آن شخص گم شد و این هزار دینار پیش من ماند و نمی‌دانستم باید چه کنیم.
به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: که اینطور شده و من سکه‌های طلا را خدمت شما آوردم ، چون شما شایستۀ این مال هستید.
حضرت فرمودند: نه! ما این پول‌ها را نمی‌گیریم و تصرف نمی‌کنیم ، پدرم می‌گفت: ما اکنون در دورۀ هُدنه زندگی می‌کنیم، بنائی بر تقابل نسبت به آنها نداریم. بتو امانت داده ، امانت است ، چرا پیش من آوردی ، ما همه احکام اسلامی را نسبت به اینها جاری می‌کنیم و اموالشان هم برای ما محترم هست و دست به اموال اینها نمی‌زنیم:
«انّ ابی (علیه السلام) کان یقول انما نحن فیهم منزله هدنه»
منبع:
تهذیب: جلد ۶ ، صفحه ۳۵۰

تلقی علمای شیعه از روایات تقیّه و هدنه
۱- صاحب جواهر وقتی بحث تقیه را مطرح می‌کند ، می‌گوید: ما دو نوع تقیه داریم، یک تقیه شخصی است ، یعنی یک شیعه از یک حاکم که مثلاً از نظر اعتقادات برخلاف ماست، تقیه کند و مذهب خود را کتمان می‌کند. تقیه در این مورد بسته به شرایط تغییر می‌کند. این نوع تقیه‌ها ممکن است در زمان ائمه بسیار باشد ، ولی امروز مثلاً اصلاً احتیاجی به این نوع از تقیه نباشد و ما بتوانیم نماز خود را مطابق با مذهب خود بخوانیم و کسی بما ایرادی نگیرد. ولی نوع دوم “تقیه یا هُدنه” مربوط به شرایط خاصّ نیست و بمعنای تحمل و خویشتنداری و تعامل کردن با گروههای دیگر مسلمان است و این تا زمان امام زمان (عج) ادامه دارد؛ این مسئله بدین معنا نیست که خطری متوجه ما نیست یا گروهها در این شرایط مشکلی احساس نمی‌کنند، بلکه بحث این است که دوران غیبت، دوران مدارا کردن است و باید از برخی از مسائل که زمینه تقابل را فراهم می‌کند، صرف نظر کرد.
در این نوع دوم، با تقیه نمی‌خواهیم مذهب خود را مخفی کنیم ؛ بلکه می‌خواهیم روابط خوب و مسالمت آمیز داشته باشیم ...

اگر ما تا بحال چنین تعاملی نداشتیم، چیزی از ما باقی نمی‌نماند. ما با تقیه توانستیم مذهب خود را حفظ کنیم. پیامبر اکرم (صلواة الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) آمدند و چنین روشی را بما یاد دادند و هیچ تلاشی را فروگذار نکردند برای اینکه شیعه باقی بماند.
در حقیت این روش و سیاست بود که تشیع را حفظ و نگهداری کرد. صاحب جواهر از این نوع دوم به تقیه زمانیه تعبیر می‌کند که تا عصر ظهور ادامه دارد.
منبع:
جواهر الکلام: جلد ۳۰ ، صفحه ۱۰۱.

۲- تعبیر میرزا محمدتقی شیرازی در حاشیه کتاب مکاسب این است:
از زمان بعد از امام حسین (علیه السلام) زمان هُدنه بین ما و مخالفین شروع شده است تا زمانیکه امام زمان (عجل الله فرجه) بیایند و دوره فرج برسد.
عین عبارت این بزرگوار این است: ان جمیع از منته الائمه من السجاد زمانه هدنه بیننا و بین الفی الفین الی زمان الفرج.
منبع:
حاشیه مکاسب: صفحه ۵۵.