يكي از مباحث مطرح در موضوع مهدويت، بررسي شخصيت دجّال و اقدامات وي مي‌باشد. در كتابهاي لغت، دجال به معني كذاب است، و فعل آن را به معني آب طلا و آب نقره دادن نوشته‌اند. دجال را در زبانهاي فرانسه و انگليسي، آنتي كريست ناميده اند كه به معني دشمن و ضد مسيح است.

 در منابع يهودي و مسيحي و علي‌الخصوص مسيحيت آخرالزماني، عدد 666 را كُد خاص او اعلام نموده‌اند. در اين ديدگاه كه بيشتر از يهودگرائي متأثر بوده و نام صهيونيسم مسيحي را نيز يدك مي‌كشد، در برهه‌هاي متفاوت زماني، افراد مختلفي را به عنوان ضد مسيح معرفي كرده‌اند. در روزگار جنگ جهاني دوم و بنا به مقتضيات خويش آدلف هيتلر رهبر رايش سوم آلمان نازي را دجّال يا ضد مسيح معرفي كردند و در دههء هفتاد از سدهء بيستم ميلادي هنري كسينجر از مقامات ارشد هيئت حاكمه ايالات متحده آمريكا و در آغاز سده بيست و يكم ميلادي و درست در همان زماني كه مسيحيت آخرالزماني معتقد بود كه حضرت مسيح عليه‌السلام از آسمان نزول و بر فراز ديوار بكاء در مسجدالاقصي فرود مي‌آيد، صدام حسين رئيس جمهور سابق عراق را به عنوان دجّال معرفي نمودند.

در منابع اسلامي و علي‌الخصوص شيعه موضوع به شكل ديگري به بحث گذاشته شده است. يك نظريه تازه كه بسيار جديد، نو، بديع و متأثر از قرائَت جديد از احكام و اخبار ديني است و به صورت ويژه مورد حمايت نظام سياسي حاكم بر بخشي از دار‌الاسلام به نام ايران قرار دارد، اشعار ميدارد كه بررسي موضوع دجال، بايد در چهارچوب يك شخصيت مجازي انجام شود. دجّال به عنوان يك عنصر ديناميك مؤثر، امّا بي‌جان كه زاده علم و قدرت و ثروت و پيشرفت شگرف تكنولوژي است، تعريف شده و با تحريف اخبار و احاديث رسيده از ائمه و رهبران ديني عليهم‌السلام، مظاهر زندگي افسارگسيخته، اما مترقي و آلوده انسان غير متدين، مثل راديو و تلويزيون، اينترنت، مكاتب مختلف سرمايه‌داري و را به عنوان مصاديق دجال مي‌شناسد.

نگارنده معتقد است كه دجّال يك شخصيت حقيقي و واقعي مي‌باشد كه در هنگام مشخص و مقدَّر شده از جانب خداوند متعال خروج مي‌كند و بداء در زمان ظهور و فرج حضرت صاحب‌الامر عجل الله تعالي فرجه‌الشريف، باعث بداء در زمان خروج اين ملعون و مطرود درگاه الهي نيز مي گردد. خروج دجال مقارن با آغاز حکومت جهانی حضرت امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است و از خروج او در روايات، به عنوان فتنه و امتحانی سخت براي بشر یادشده است. او چنان فتنه‌اي بر پا کند که در تاريخ سابقه نداشته باشد. پس از خروج، نخست ادعاي نبوت کرده، سپس ادعاي الوهيت مي‌نمايد و اطرافيان او از فساق و فجار و اهل زنا و زنا زادگان هستند که در اطراف او جمع مي‌شوند.

از حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده است: اِنَّهُ لَمْ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِى الاَْرْضِ مُنْذُ ذَرَأَ اللهُ ذُرِّيَةَ ادَمَ أعْظَمْ مِنْ فِتْنَةِ الدَّجالِ.  یعنی: از آن روزى كه خداوندگار ذرّيه آدم را آفريده، فتنه‌اى بزرگتر از فتنه دجّال پيش نيامده است.*1

از زمان زندگانى مقدّس رسول الله صلى الله عليه و آله، آن حضرت و پس از آن، ائمه هُدى عليهم‌السلام يكى پس از ديگرى مردم را از وقوع فتنه‌اى بزرگ كه دجّال نام دارد، مي‌ترساندند، و از افتادن در اين گرداب ترس آفرين بر حذر مي‌داشتند. لذا پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند: خداوند تبارك و تعالي هيچ پيامبري را مبعوث نگردانيد، مگر اينكه آن پيامبر قومش را از فتنه دجال بر حذر ميداشت و به آنان هشدار ميداد، ليكن او در اين امت ظاهر خواهد شد و بيرون خواهد آمد، در حالي كه سوار بر الاغي خواهد بود ......*2  

 حضرت اميرالمومنين علی علیه السلام ازحضرت پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل مي‌كند كه فرمود: پيش از قيامت ده امر حتمي واقع مي‌شود: خروج سفيانی، دجال، دود(دخان)، دابه‌الارض، خروج حضرت قائم عليه‌السلام، طلوع خورشيد از مغرب، نزول حضرت عيسي روح الله عليه‌السلام، فرو رفتن در مشرق جزيره العرب، بيرون آمدن آتشي از قعر يمن كه مردم را به محشر برد.*3

آنچه از متون مقدس و اعتقادي به دست ما رسيده اين است نام او صائد بن صيد است. عبد الله بن مسعود رحمه‌ الله عليه نقل مي‌كند: خداوند در روستائي، در دو فرسنگي شهر مدينه‌النبي به يكي از يهوديان به نام صيد فرزندي عطاء كرده بود كه رشد عجيب و خارق‌العاده‌ائي داشت و حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به همراه گروهي از اصحاب خويش(براي آگاه نمودن مسلمين از يكي از امتحانات و فتنه‌هاي مقدر شده) به ديدن او رفت و به اصحاب فرمودند: سوره دخان را در خاطر داشته باشند. وقتي به خانه يهودي موصوف رسيدند، سيد المرسلين صلي الله عليه و آله و سلم او را به اسلام دعوت كرد، ولي آن ملعون خود ادعاي رسالت و پامبري نمود و هنگامي كه از عدم ايمان آوردن او بر اصحاب حاضر مشخص شد، به او فرمود: براي تو چيزي در خاطر دارم . آن ملعون جواب داد: حم‌الدخان. در اين هنگام پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: قَاتَلَكَ الله يعني خداوند تو را بكشد و سپس رو به اصحاب فرمودند: خداوند متعال هيچ پيامبري را مبعوث نكرد، مگر آنكه به قومش در بارهء دجّال هشدار داد، ولي او در اين امت خروج مي‌كند در حالي بر خري سوار است.... سه سال قبل از خروج دجال ملعون علائم خاص و اتفاقات هشدار دهنده‌ائي روي ميدهد. به امر خداوند تبارك و تعالي فرشتگان مسئول در سال اول يك سوم باران ساليانه را نگه ميدارند و زمين هم يك سوم گياهان و روئيدني‌ها و كشت آن سال را نمي‌روياند. در سال دوم آسمان و زمين مامور مي‌گردند كه هر كدام دو سوم از رحمت و بركت را قطع نموده و در سال سوم يك قطره باران نمي‌بارد و يك برگ گياه هم نمي‌رويد. در چنين سالي و تقريباً هيجده روز قبل از قيام حضرت صاحب‌الزمان عليه‌السلام آن ملعون خروج مي‌ كند.*4

در عقددُرَر از نزال بن سيره نقل شده است كه حضرت اميرالمومنين علی علیه‌السلام خطاب به صعصعه بن صوحان در باره خصوصيات فردي دجّال مي‌فرمايد: به درستي كه دجّال صايد بن صيد است. شقي كسي است كه او را تصديق كند و سعيد كسي است كه او را تكذيب نمايد. از شهري كه آن را اصفهان مي‌گويند و قريه‌اي كه معروف به يهوديه است، بيرون مي‌آيد. او چشم راست ندارد، و چشم ديگرش در پيشاني اوست، و مانند ستاره صبح ميدرخشد، چيزي در چشم اوست كه گويي آميخته به خون است. در پيشاني او نوشته شده است كافر و با سواد و بيسواد آن را مي‌خوانند. فرو مي‌رود به درياها و آفتاب با او سير مي‌كند. جلو او كوهي است از دود و پشت سرش كوهي است سفيد، مردم خيال مي‌كنند كه طعام(نان و آب) است و خروج مي‌كند در زمان قحطي شديد. سوار بر الاغي سفيد است كه هر گام خرش يك ميل راه است. زمين براي او پيچيده مي‌شود(به خاطر سرعت در حركت و قدرت انتقال سريع جسم)آيد، نمي‌رسد به آبي، مگر اينكه آن آب خشك مي‌شود تا روز قيامت. ... او با صداي بلندي فرياد مي‌زند كه بين مشرق و مغرب، صدايش را جن و انس و شياطين مي‌شنوند و مي‌گويد: اي دوستان من! به سوي من آييد. من هستم كسي كه آفريده است، پس استوار ساخته و مقرر كرده و هدايت نموده است. من پروردگار برتر شما هستم. سپس آن حضرت ادامه دادند: دروغ ميگويد دشمن خدا. بدرستيكه او اعور است و طعام مي‌خورد و در بازارها راه مي‌رود و پروردگار شما اعور نيست و طعام نمي‌خورد و راه نمي‌رود و ...... اگاه باش بيشتر لشكريان او در آن روز اولاد زنا وصاحبان طيلسانهاي سبز مي‌باشند. مي‌كشد او را خداوند عالم در سرزمین شام، سه ساعت از روز جمعه گذشته، در گردنه و عقبه‌ايكه معروف به عقبه افيق است به دست كسي كه عيسي بن مريم(عليه‌السلام) در پشت سر او نماز مي‌خواند.*5

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: دجّال از طرف مشرق از بلادی که آن را خراسان می گویند خروج می کند و ....*6

و در جائی دیگر، ضمن یک حدیث طولانی می فرماید: قیام دجّال از سجستان(سیستان) است.*7

امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام در این خصوص می فرماید: ای مردم بعد از من آرام باشید و از یک عده قلیلی از آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بر حذر باشید، زیرا که عده قلیلی از آل محمد خروج می کنند. ولی به علت مخالفت با امر من و پشت پا زدن به عهد من به مقصود خود نخواهند رسید ...کسی که از فرزندان من خروج کند و عمل و رفتارش غیر از عمل و رفتار من باشد، از او بیزار خواهم بود ... از دو دجّال از فرزندان فاطمه برحذر باشید زیرا که از فرزندان فاطمه دو دجّال به وجود می آید.

سید بن طاووس(مولف کتاب ملاحم الفتن) در ذیل این حدیث می گوید: این حدیث صراحت دارد در این که مولای ما علی(علیه السلام) فرزندان خود را نهی کرده که قبل از ظهور مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) خروج کنند.*8

از حضرت امیرالمومنین، امام علی علیه السلام نقل شده است: دجّال از شهری خروج می کند که به آن اصفهان گویند، از قریه‌ائی که آن را یهودیه می شناسند.*9

البته براي خروج دجّال ملعون مواضع گوناگون دیگری نیز نقل شده است و اینکه در احاديث از روستائي به نام يهوديه در اصفهان يا از مكاني در بلخ و افغانستان يا موضعي در سيستان و همچنين نقطه‌ائي در راه عراق به شام(سوريه امروزي) سخن به ميان آمده است، به معني منحوس و نامطلوب بودن اين نقاط و مواضع نيست و همانگونه كه حضرت اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه‌السلام فرمودند، آن ملعون بارها در زمين و دريا فرو مي‌رود و مجدداً به سطح زمين باز مي‌گردد و اين نقاط و مواضع معرفي شده در متون مقدس ديني، همان نقاط بازگشت مجدد او به سطح زمين است.

امّا توجه به مطالب زیر در بررسیِ زمانی حوادث آخرالزمان می تواندحائز اهمیت باشد. بر اساس منابع تاریخی، قباد اول شاه ساسانی، اصفهان را به دو بخش گی(جی) و تیمره(کمره یا خمین) تقسیم کرد.*10

برای اصفهان دو شهر بوده یکی(جی) و دیگری(یهودیه) ... و روستای تیمره(کمره یا خمین) در بخش یهودیه واقع شده که حد فاصل میان توابع اصفهان و کرج است.*11

اهل اندیشه و کسانی که با نگاهی موشکافانه به عمق حوادث و مطالب می نگرند، تصدیق خواهند نمود که یکی از دو دجال مطرح شده توسط حضرت امیر مومنان، امام علی علیه السلام خروج نموده و مهلت او نیز به پایان رسیده و مردم باید از اندیشه و آرای او پرهیز نمایند.

در بعضی منابع در باره کوهی منفرد به نام « ریگ بانکی» که از عجایب استان نیمروز افغانستان و قسمت جدا شده سیستان ایران در عهد قاجار می باشد، آمده است: « از عجایب آن دیار ریگ بانکی و آن کوهی است قریب نیم فرسنگ بلندی ان و روی آن را ریگ گرفته و آنجا مزارات بزرگ است. مردم شبهای جمعه به زیارت آن مقام می روند و ون به سر کوه می رسند، خود را بر روی ریگها رها کرده، میل به پائین میکنند و چندانکه مردم بر ریگ سوی نشیب می خزند، غلفلهء طبل و نقاره از میان کوه پیدا می شود ... و این آواز ادامه دارد تا وقتی آن شخص به پای کوه می رسد و عجیبتر آنکه چون به بالای کوه رسید؛ نظر می کند، هر ریگی که همراه او پایین آمده، باز می گردد و به جانب بالای کوه به منزل خود که بوده؛ میرسد، قرار می گیرد. و البته این حالات هرگز تخلف نمی کند و حکمت آنرا کسی نمی داند. و نیز می گویند: در میان این کوه غاری است مه به کوه دماوند راه دارد و این ار عجایب حالات است و از مردم بسیار که بدانجا رسیده اند، مولف به کرات تحقیق این احوال نموده».*12

در بعضی از کتب از این ریگ با شگفتی بیشتری یاد شده و آمده است: « به ناحیت " رون و جول" یکی ریگ است بزرگ اندر برابر کوه، به بالا بر شده، چون نزدیک آن مردم شود، اگر هیچ چیز آلوده بر آمن افکند، آن ریگ بنالد، چنانکه رعد بنالد، و این از عجایب است. و چنان گویند که از آن ریگ به زیر زمین اندر کشادست تا کوه دماوند و اندر خبر چنان است که دجّال که به آخرالزمان بیرون آید، آنجاست تا آنگاهی که بیرون آید و حسینِ علیِ ابیطالب را پرسیدند از حدیث دجّال، جواب داد بدین دو بیت:*13

وَ فِی سَجستان رمل نحو کورتها              مسجن فِی تَحتَها ای تسجین

اِذَا لَقیت علیها جیفتاً نطقت                       سمت مِنها انیناً مِثل تنین

نگارنده با اطمینان و یقین قلبی، معتقد است که خشكسالي و كمبود موادغذائي در عصر حاضر، مقدمه و طلائيه همان سالهاي سخت و قحطي و خشكسالي وعده داده شده در احاديث مي‌باشد که در آستانه وقوع فتنهء دجّال و خروج او روی می دهد. خداوند متعال نيز اين وعده را در آيه 155 از سوره بقره قرآن مجيد چنين بيان مي‌فرمايد: وَ لَنَبلُوَنَّکُم مِنَ الخَوفِ وَ الجُوعِ وَ نَقصٍ مِنَ الاَموَالِ وَ الاَنفُسِ وَ الثَّمَراتِِ ... و البته شما را به سختی‌هایی چون ترس (سایه وحشت و اضطراب از مرگ و ناتوانی در مقابله با دشمنان و ...) و گرسنگی(قحط سالی و کمبود بارش باران و...) و نقصان در اموال(ورشکستگی و وابستگی اقتصاد به کفار و...)  و جان‌ها(جنگ و کشته شدن، جنگ های داخلی بین خود مسلمانان و نیز جنگ های بین مسلمین و کفار) و کمبود محصولات کشاورزی(رفتن برکت از مزارع به خاطر انواع گناهان و معاصی که مسلمین مرتکب می شوند)آزمایش می‌کنیم.     

رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مي‌فرمايد: دجال در امت من بيرون مي‌شود در چهل روز، پس خداوند عيسي بن مريم را مامور مي‌كند و او را طلب مي‌كند و از بين مي‌برد.(البته عقيده شيعه اماميه اثني عشريه بر اين است كه حضرت امام مهدي عليه‌ السلام دجال را مي‌كشد، نه حضرت عيسي)*14

اميرالمومنين علي عليه‌السلام ضمن يك خطبه طولاني فرمود: مهدي(عليه‌السلام) با يارانش از مكه به بيت المقدس مي‌آيند، و در آن مكان بين آن حضرت با دجال و ارتش او، جنگ واقع مي‌شود، دجال و ارتش او مفتضحانه شكست مي‌خورند، به طوري كه از اول تا آخر آنها به هلاكت مي‌رسند و دنيا آباد مي‌شود و حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف عدالت و قسط را در جهان به پا مي‌دارد، و طبق روايتي آن حضرت دجال را در كناسه كوفه دار مي‌زند.*15

محدث قمي ره گويد: در روايت ابو امامه است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: هر مومني كه دجال را ببيند، بايد آب دهان خود را بر روي او بياندازد و سوره مباركه حمد را بخواند تا سحر آن ملعون دفع شود و در او اثر نكند. چون او ظاهر شود، عالم را پر از فتنه و آشوب نمايد، و ميان او و لشگر قائم(عجل الله تعالي فرجه‌الشريف جنگ واقع شود، بالاخره آن ملعون به دست مبارك حضرت حجت عليه‌السلام يا به دست عيسي بن مريم عليه‌السلام كشته شود.*16

بعضي از علما چون شيخ صدوق رحمه الله عليه با استناد به پاره‌اي از روايات از جمله روايت امير المومنين علي عليه‌ السلام معتقدند كه غرض و هدف الهي، بر اين تعلق گرفته است كه دجال زنده باشد و كسي نتواند او را بكشد تا دجال آينده باشد.*17

پيامبر اكرم صلي الله عيه و آله و سلم فرموده است: هر پيامبري بعد از نوح قوم خود را از فتنه دجّال بر حذر داشت و من نيز شما را بر حذر مي دارم.*18

حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمودند: هر كس حديثي را به ما اهل بيت نسبت بدهد كه آن حديث از ما خانواده نباشد، اگر در زنده بودن دجال را درك كرد، به او ايمان مي‌آورد و اگر قبل از خروج دجّال از دنيا رفت، هنگام خروج دجال و در درون قبرش به او ايمان می آورد.

در روایات رسیده از پیشوایان دینی،تاکید شده است که قبل از خروج دجّال ملعون، گروهی از انسانها که صورت و سیرت فریبنده دجّال را به نمایش می گذارند، نیز خروج می نمایند. ائمه اطهار(علیهم السلام) شیعیان را به شدّت از پیروی و حمایت آنان برحذر می دارند.

 در خبر مرسلی از حضرت رسول اکرم(اللهم صلی علی محمد و آل ومحمد) آمده است: هر کس سوره کهف را بخواند تا هشت روز از هر فتنه ائی محفوظ است و اگر دجّال در آن هشت روز خروج نماید، خداوند او را از فتنه دجّال مصون می گرداند.*19

همچنین فرمودند: هر کس ده آیه از سوره کهف را از حفظ بخواند، فتنه دجّال به او ضرری نخ.واهد رساند و هر کس تمام سوره را بخواند، داخل بهشت می شود.*20

پي‌نوشت‌ها:

*1- كتاب منتخب الاثر، صفحه 462

*2- تحفة المجالس، صفحه 334

*3- اثبات الهدايه، شيخ حر عاملي، جلد 7، صفحه 405

*4- تحفة المجالس، صفحه 332 - 331 نقل از اصول خمسه و تفسير خلاصه المنهج

*5- مهدي موعود، ترجمه جلد سيزدهم بحارالانوار، نگارش علي دواني، صفحه 965 و الملاحم شيخ محمد حسين همداني، صفحه 30 به نقل از الزام النّاصب صفحه 18

*6- ملاحم الفتن، صفحه 144

*7- اثبات الهدات، جلد 7، صفحه390

*8- ملاحم الفتن، صفحه 112

*9- کمال الدین، صفحه 314

*10- کتاب نامه کمره ( تاریخچه خمین )، صفحه 18

*11- کتاب نامه کمره ( تاریخچه خمین )، صفحه 20 

*12- ماتیکان سیستان، تالیف جواد محمدی خمک(سکائی سیستانی)، نقل از روضات الجنات، صفحه 334 -336

*13- ماتیکان سیستان، تالیف جواد محمدی خمک(سکائی سیستانی)، نقل از تاریخ سیستان، به تأئید ابوالموید بلخی، صفحه 15

*14- صحيح مسلم، با شرح نووي، جلد 18، صفحه 65 (از منابع اهل سنت)

*15- اثبات الهدايه، شيخ حر عاملي، جلد7، صفحه 336

*16- منتهي الامال، شيخ عباس قمي، جلد 2، صفحه 336

*17- كمال الدين و تمام النعمه، شيخ صدوق، صفحه 529

*18- صحيح ترمذي، باب ما جاء في الدجال، صفحه 42(از منابع اهل سنت)

*19- مجمع البیان، جلد 6، صفحه 447، نقل از مکیال المکارم، جلد یکم، صفحه 193

*20- مجمع البیان، جلد 6، صفحه 447، نقل از مکیال المکارم، جلد یکم، صفحه 193