یکى دیگر از آسیب‏هاى جدى در فرهنگ مهدویّت، استعجال ظهور است. استعجال به معنى عجله کردن، شتاب و خواستن چیزى قبل از رسیدن وقت آن و تحقّق زمان آن است. انسانهاى عجول به خاطر ضعف نفس و کم ظرفیّت بودن، متانت و سکون و آرامش خود را از دست مى‏دهند و خواهان تحقّق فوري وعده الهي بدون در نظر گرفتن مصالحي كه خداوند متعال در نظر دارد، مي‌باشند.

در فرهنگ مهدویّت، انتظار براي ظهور موعود و امام غایب، انسانِ منتظر، پیوسته در طلب ظهور است و با تمام وجود و اشتیاق خواستار ظهور است و براى تعجیل در امر فرج دعا مى‏کند؛ ولى هرگز عجله نمى‏کند و هر چه غیبت به درازا کشد و انتظار، طولانى شود. باز هم صبر و شکیبایى را از کف نمى‏دهد. بلکه علیرغم شوق فراوان به ظهور، در برابر اراده پروردگار و خواست او کمال تسلیم را از خود نشان مى‏دهد و بردبارى مى‏کند.

نهى از عجله و شتاب زدگى در امر ظهور به آن جهت است که به دنبال این پدیده، روحیه یأس و نومیدى در انسانِ منتظر، پیدا مى‏شود؛ آرامش و صبورى را از دست مى‏دهد و حالت تسلیم او به حالت گله‏مندى و شکایت تبدیل مى‏گردد و از تأخیر ظهور بى‏قرار مى‏گردد و این بیمارى را به دیگران نیز سرایت مى‏دهد و گاهى به خاطر استعجال ظهور به حالتِ انکار وجود امام، گرفتار مى‏شود.

لذا شتاب‏زدگي در اين امر، در روايات ديني ما بسيار نكوهش شده است.

مرحوم صدوق در كمال‏الدين نقل كرده است كه حضرت امام جواد(عليه السلام) فرمود: « ‏يهلك فيها المستعجلون؛ در دوران غيبت، شتاب‏زدگان در امر ظهور هلاك مي‏شوند ».*1

حضرت امام صادق(عليه السلام) فرمود: « انما هلك الناس من استعجالهم لهذا الامر. ان الله لايعجل لعجلة العباد ان لهذا الامر غاية ينتهي اليها فلو قد بَلَغوها لم يستقدموا ساعة و لم يستأخروا. همانا شتاب مردم براي اين كار، آنها را هلاك ساخت. خداوند به جهت شتاب مردم، شتاب نمي‏كند. براي اين امر مدتي است كه بايد پايان پذيرد. اگر پايانش فرا رسد، آن را ساعتي پيش و پس نيفكنند ».*2

پيامدها:

1‌- ناسپاسي و اعتراض و عدم رضايت به مصلحت الهي.

2‌-  رويكرد به منحرفان و مدعيان دروغين مهدويت.

3‌- يأس و نااميدي در اثر عدم تحقق ظهور.

4‌- شك و ترديد.

5‌- دست به اقدام ناشايست زدن.

6‌- استهزا و تمسخر آيات و روايات و معتقدان به غيبت و ظهور.

خاستگاه:

1‌- عدم درك جايگاه مصلحت و حكمت الهي.

2‌- عدم تسليم نسبت به اراده خدا.

3‌- بي‌طاقتي و بي‌ظرفيتي و عدم صبر در سختي‏ها، اذيت‏ها و طعنه‏هاي دشمنان.

4‌- تنها خود را معيار ديدن. لذا پايان عمر و زندگي خود را ملاك مي‏داند، نه سير وقايع و اتفاقات در جامعه را.

5‌- عدم آگاهي به اينكه ظهور موعود از سنت‏هاى الهى و ميعاد خداوند متعال است و خداوند در ميعاد خويش تخلف نمي كند.

مبارزه و درمان:

1‌- تسليم اراده و حكمت الهي بودن همراه با آرزوي ظهور و داشتن آمادگي.

حضرت امام جواد(عليه السلام) فرمودند: « ... يهلك فيها المستعجلون و ينجو فيها المُسلِمون. در دوره غيبت، شتاب‏زدگان در امر ظهور هلاك مي‏شوند و اهل تسليم نجات مي‏يابند ».*3

ايمان به غيب و ايمان به حكمت الهي، سبب صبر و تسليم به جاي تعجيل خواهد شد. « طوبي للصابرين في غيبته، طوبي للمقيمين علي محبته، الذين وصفهم الله في كتابه و قال: هدي للمتقين الذين يؤمنون بالغيب. خوشا به حال صابران در دورة غيبت او، و استواران در محبت او! همانان كه خداي تبارك و تعالي در كتابش چنين توصيفشان فرموده است: اين قرآن، هدايت است براي پرهيزگاران، همان كساني كه به غيب ايمان دارند ».*4

در روايت ديگر آمده است: « ... و متي علمنا انه عزوجل حكيم، صدقنا بان افعاله كلها حكمة و ان كان وجه‌ها غير منكشف لنا. هنگامي كه خداي تبارك و تعالي را حكيم بدانيم، همه افعال خدا را مطابق حكمت و مصلحت خواهيم دانست، گرچه سبب آن‏ها براي ما روشن نباشد ».*5

در روايت ديگر آمده كه حضرت امام سجاد(عليه السلام) فرمودند: « و ان للقائم منّا غيبتين ... و امّا الاخري فيطول امدها حتي يرجع عن هذا الامر اكثر من يقول به، فلا يثبت عليه اِلاّ من قوي يقينه و صحت معرفته و لم يجد في نفسه حرجا مما قضينا و سلّم لنا اهل البيت. براي قائم ما دو گونه غيبت است:... امّا زمان غيبت دوم به درازا مي‏كشد تا جايي كه بيش‏تر كساني كه به او ايمان داشتند، از اعتقاد خود بر مي‏گردند. فقط كساني در اعتقاد خود ثابت قدم مي‏مانند كه يقيني محكم و استوار و شناختي صحيح داشته و تسليم ما اهل بيت باشند و سخنان ما بر آن‏ها گران نباشد ».*6

2‌- علم و بصيرت در دين:

در دو مقولة عواقب تعجيل و آثار صبر، روايات بسياري آمده است. به اين مناسبت، به برخي از آنها اشاره مي‏شود:

الف- عاقبت عجله، پشيماني است: « ‏لا تعاجلوا الامر قبل بلوغه فتندموا. پيش از رسيدن اين امر، شتاب مكنيد كه پشيمان مي‏شويد ».*7

ب- فضيلت صبر و شتابزده نبودن:

1- جهاد در كنار رسول خدا(صلي الله عليه و آله):

« ... اما ان الصّابر في غيبته علي الاذي و التكذيب بمنزلة المجاهد بالسيف بين يدي رسول‏الله(صلي الله عليه و آله). ... آنها كه در زمان غيبت او برآزار و طعنه و تكذيب دشمنان صبر ‏كنند، مانند كساني هستند كه در حضور رسول خدا(صلي الله عليه و آله) شمشير زده‏اند ».*8

3‌- در زمره اهل‏بيت(عليهم السلام) و در اعلي عليين بودن:

« ان من انتظر امرنا و صبر علي ما يُري من الاذي و الخوف، هو غداً في زمرتنا. كسي كه منتظر امر ما باشد و در اين راه، بر آزار و ترس و وحشت صبر كند، روز رستاخيز در جرگه ما خواهد بود ».*9

حضرت امام حسن عسكري(عليه السلام) فرمودند: « يا احمد بن اسحاق، هذا امر من امر الله و سرّ من سرّ الله و غيب من غيب الله فخذ ما آتيتك و اكتمه و كن من الشاكرين، تكن معنا غدا في علّيين. اي احمد بن اسحاق، اين امر، سرّ و غيبي است از جانب خداوند. آنچه به تو ارزاني داشتيم فراگير و از نااهل پوشيده‏دار و سپاسگزار باش، تا فرداي قيامت در مقامات علّيين با ما باشي ».*10

4‌- تبيين و روشنگري علماي واقعي شيعه اثني عشري نسبت به عواقب تعجيل و آثار صبر و تسليم و رضا و تذكر به اين نكته كه مهم، انجام وظيفه است و حركت در اين مسير و معرفت به امام و راه و مرام او با چنين حالتي، ظهور مقدّم شود يا به تأخير افتد، هيچ ضرر نكرده و در ركاب و در زمره اهل بيت: قرار داريم.

امام باقر(عليه السلام) در تفسير آيه شريفه « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَ صَابِرُواْ وَ رَابِطُواْ. »*11 فرمودند: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ عَلَي اَداءِ الْفَرائِض وَ صَابِرُواْ عَلَي عَدُوّكُمْ وَ رَابِطُواْ اِمامكُمْ الْمِنْتَظَر. اي مؤمنان، در بجا آوردن امور واجب خود، صبر و تحمل داشته باشيد و در برابر دشمنانتان، پايداري ورزيد و يك ديگر را به شكيبايي سفارش كنيد و با امام منتظَر خود، پيوند و رابطه ناگسستني داشته باشيد ».*12

همچنين فرموده‏اند: « مَنْ ماتَ وَ هُوَ عارِفٌ لِاِمامِهِ، لَمْ يَضُرَّهُ تَقَدَّمَ هَذَا الْاَمْرُ اَوْ تَاَخَّرَ وَ مَنْ ماتَ وَ هُوَ عارِفٌ لِاِمامِهِ كانَ كَمَنْ هُوَ مَعَ الْقائِمِ فِي فُسْطاطِهِ. هر كس با شناخت امامش بميرد، پيش افتادن اين امر يا به عقب افتادن آن به او ضرري نرساند. كسي كه با معرفت امامش بميرد مانند كسي است كه با حضرت قائم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در خيمه‏اش باشد ».*13

نكته: تعجيل، يكي از آفت‏ها و آسيب‏هايي است كه فرا روي منتظران قرار دارد، اما برخي در نقطه مقابل دچار آسيب شده‏اند و آن دور شمردن وقت ظهور است كه پيامد آن، بي‏تفاوتي و قساوت قلب مي‏باشد. در روايتي آمده است: « لا تعاجلوا الامر قبل بلوغه فتندموا و لا يطولن عليكم الامد فتقسو قلوبكم. پيش از رسيدن اين امر شتاب نكنيد كه پشيمان مي‏شويد و آن را دور نشماريد كه دلتان قساوت مي‏گيرد. »*14

در روايات ديگر، تكليف مشخص شده است: « اهل عجله هلاكند. اهل نجات، كساني هستند كه تسليم اراده خدا مي‌باشند*15 و امر ظهور را نزديك مي‏شمارند*16 و آن كس كه امر ظهور را نزديك داند، خويشتن را آماده مي‏سازد.

پي‌نوشت:

*1- صدوق، كمال‏الدين، جلد 2، باب 36، صفحه 378

*2- كليني، الكافي، جلد 1، صفحه 369

*3- صدوق، كمال‏الدين، جلد 2، باب 36، صفحه 378

*4- محمد بن خزاز قمي، كفاية الاثر، صفحه 56 و بحارالانوار، جلد 52، باب 22، صفحه 143

*5- صدوق، علل الشرايع، جلد 1، صفحه 245

*6- صدوق، كمال‏الدين، جلد 1، باب 31، صفحه 323

*7- صدوق، الخصال، جلد 2، صفحه 622

*8- صدوق، كمال‏الدين، جلد 1، باب 30، صفحه 317

*9- الكافي، جلد 8، صفحه 36

*10- صدوق، كمال‏الدّين، جلد 2، باب 38، صفحه 384

*11- قرآن مجيد، آل عمران، آيه 200

*12- نعماني، الغيبة، باب 25، صفحه 330

*13- نعماني، الغيبة، ترجمه محمد جواد غفاري، باب 25، صفحه 462

*14- صدوق، الخصال، جلد 2، صفحه 622

*15- نعماني، الغيبة، ترجمه محمد جواد غفاري، باب 11، صفحه 197

*16- كليني، الكافي، جلد 3، صفحه 132