حقيقة العرفان - شاه نعمتالله به وحدت وجود اعتقاد داشت
ديوان او به خوبي ميرساند كه همواره از خود تعريف ميكند و دم از خدائي و وحدت وجود ميزند. از جمله در صفحه 317 ديوانش ميگويد:
منم آن رند عاشق مطلق كه اَنَا الْحَقّ همي زند بر حق
ظاهر و باطن تو اي سيد ظاهرت خلق گير و باطن حق
شاه نعمتالله بسيار كوشيده در اثبات عقيدهء فاسدهء فلوطيت كه از كفار يونان بوده قبل از ميلاد مسيح كه خدا را با خلق يكي ميدانند و خلق را يك درجهء نزولي خدا ميداند و ميگويد خدا چون دريا و خلق موج و حباب آن دريا ميباشند و اين غلط و كفر محض است. زيرا دريا محدود است و خدا محدود نيست و ديگر آنكه دريا و موج او هر دو جسم و از يك سنخ ميباشند، ولي خالق و مخلوق از يك سنخ نيست و ديگر آنكه دريا مضطر و بياختيار است در موج و خدا فاعل مختار است و دليلهاي بسياري است بر بطلان اين عقيده، اما شاه نعمتالله مكرر در ديوانش اين عقيده را اظهار كرده، مثلاً در صفحه 539 ميگويد:
گرد داعيان مدتي گرديدهام عين اعيان عين او را ديدهام
يك وجود است و صفاتش بيشمار آن يكي در هر يكي خوش ميشمار
مظهر و مظهر به نزد ما يك است آب اين دريا و اين دريا يكي است
يك حقيقت صد هزارش اعتبار آن يكي باشد يكي ني صد هزار
و در صفحه 14 و 15 گويد:
رندان باده نوش كه با جام هم دمند واقف ز سر عالم و از حال آدمند
حقند اگر چه خلق نمايند خلق را بحرند اگر چه در نظر ما چو شبنمند
عشق و معشوق و عاشق اي عارف گر چه اندر ظهور اشياء شد
شاه نعمتالله خود را منصور و بايزيد دانسته و از ايشان بسيار تعريف كرده، ولي نامي از ائمه اثني عشر نبرده است. در صفحه 78 ميگويد:
من چو منصورم روم بر دار عشق بر سر دار فناء دار بقاء است
در صفحه 409 در باره استاد خود يافعي ناصبي گويد:
اي دل ز جهان جان گذر كن در عالم نيستي سفر كن
خواهي كه خداي خود ببيني در چهرهء سيدم نظر كن
وبلاگ سفیر انتظار به هیچیک از نظامهای سیاسی حاکم بر کشورهای مختلف اعتقاد نداشته و هیچیک را به رسمیت نمیشناسد.