براي گول زدن عوام بعضي از افراد مغلطه مي‌كنند و تا كسي بخواهد از اشعار باطل مثنوي بيان كند، مي‌گويند: شما معني آن را نمي‌فهميد. بايد پرسيد چه كسي معني اين اشعار را مي‌فهمد؟ خداوند قرآن را فرستاد براي آنكه مردم بفهمند و عمل كنند، و مثنوي از قرآن بالاتر نيست. فرض كنيم مثنوي را كسي نمي‌فهمد، چرا بايد كتابي در دست مردم بگذارند كه هيچكس معني آن را نفهمد و ظاهر آن گمراه كننده باشد و بگويند مخالف قرآن و اهل بيت است و بعداً عُذر آورد كه مقصود اين نيست، بلكه مقصودم چيز ديگري است كه فقط جنّ مي‌داند. چگونه است كه بزرگان علماي شيعه مثل علامه محمّدباقر مجلسي و استادش ملامحمدطاهر قمي و همچنين مقدّس اردبيلي و شيخ مرتضي انصاري و... نمي‌فهمند! اين كلمهء « نمي‌فهمند» را عرفاء و صوفيه ترويج داده‌اند، براي اينكه عوام را آلت دست كرده و علماي اعلام و حافظان علوم آلِ محمد(صلوات الله عليهم) را هو نموده و كتب آنان را يا خودشان يا احاديث كتب آنان را ضعيف اعلام نمايند. علمائي كه با مدارك محكم مثنوي را مملو از كفر و بدعت مي‌دانند؛ نمي‌فهمند، ولي چند صوفي و درويش منحرف و گمراه مي‌فهمند، بايد گفت: آقايان خيلي عصبيت نداشته باشيد، زيرا خدا خواسته كه مولوي ناخواسته خودش و شما را رسوا نمايد. مولوي كه صفحهء 118 صوفيان را خر دزد و مقلد هر فعل ناصوابي معرفي مي‌كند ، در صفحهء 624 خانقاه را عزبخانه مي‌نامد و در صفحات 116 و 431 گويد:

صوفيان طبل خوار لقمه‌جو                           سگ‌دلان همچو گربه روي شو

صوفئي گشته به پيش اين لئام                      الخياطه و اللواطه و السّلام