ذكر بعضي از عقائد فاسد اهل سنت در مثنوي
سنيان عقيده دارند كه سياره زُهره زني فاحشه بوده و مولوي در صفحه 16 مثنوي ميگويد:
چون زني از كار بد شد روي زرد مسخ كرد او را خدا و زُهره كرد
عورتي را زُهره كردن مسخ بود خاكِ گِل گشتن چه باشد اي عَنود
اهل سنت در حديث غدير خُم كه حضرت رسول(صلّي الله عليه و آله) فرمود: « مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِي مَوْلاهُ. هر كس من سرپرست و صاحب اختيار او هستم، پس علي نيز سرپرست و صاحب اختيار او است»، ميگويند: « مولي » به معني وليِ امر و صاحب اختيار نيست، بلكه به معني دوست داشتن است. مولوي نيز همين عقيدهء سُنيان را اظهار كرده و در صفحه 642 ميگويد:
گفت هر كس را منم مولا و دوست ابن عمّ من علي مولاي اوست
ديگر آنكه عدهاي از سنيان خدا را جسم يا حلول در جسم ميدانند، مولوي نعوذبالله خدا را در جسم ناقه صالح حلول داده و در صفحه 66 ميگويد:
ناقهء صالح به صورت بُد شتر پي بريدندش ز جهل آن قوم مُر
حق از آن پيوست با جسمي نهان تاش آزارند و بينند امتحان
زان تعلق كرد با جسمش اِله تا كه گردد جمله عالم را پناه
همچنين خدا را ديدني فرض كرده و بدتر از همه آنكه خدا را عروس پيغمبر كرده و گويد در شب عروسي خدا نماز حضرت رسول فوت شد، با اينكه نماز شب بر آن حضرت واجب بوده، چه رسد به نماز صبح. حتّي نوادگان او در اسيريِ سفر كوفه و شام نماز شب را ترك نكردند، بالاخره مولوي مطابق با مذهب سُنيان هر كفر و زشتي را بر خداوند متعال جائز ميداند كه انسان از قلم خود شرم دارد بنويسد و چقدر جرئت ميخواهد چنين نسبتها را به خدا دادن. در صفحه 53 مثنوي ميگويد:
مصطفي بيخويش شد از آن خوب صوت شد نمازش در شب تعريس فوت
سر از آن خواب مبارك برنداشت تا نماز صبحدم آمد به چاشت
در شب تعريس پيش آن عروس يافت جان پاك ايشان دستبوس
عشق و جان هر دو نهانند و ستير گر عروسش خواندهام عيبي مگير
عيب شد نسبت به مخلوق جهول ني به نسبت با خداوند قبول
كفر هم نسبت به خالق حكمت است چون به ما نسبت كني كفر آفت است
وبلاگ سفیر انتظار به هیچیک از نظامهای سیاسی حاکم بر کشورهای مختلف اعتقاد نداشته و هیچیک را به رسمیت نمیشناسد.