حقيقة العرفان - صوفيگري و عرفان ابزار دست اجانب و دشمنان است
اجانب و خصوصاً صليبيها مدتها است كه سعي كردهاند در ترويج صوفيگري و با دست نوكران خود آن را آبياري كردهاند و مقصودشان انداختن تفرقه و اختلاف است و علاوه نظر ايشان آن است كه اولياء و عرفائي با كراماتي سفيهانه و بر خلاف عقل و نقل بوجود بياورند براي مسلمين و آن را نمونهاي از خرافات اسلامي نشان دهند تا اهل حقّ و دانش را مورد تنفر قرار دهند و مردم را از اسلام منزجر سازند و لذا بسيار كمك به صوفيه نمودهاند. اول خانقاهي كه براي صوفيان ساخته شد، به تصديق خودشان خانقاهي بود كه يك نفر نصراني ساخت، معروف كرخي و جُنيد بغدادي از ترسائي وارد اسلام شدند و مرشد و قطب شدند براي چه؟ معلوم است براي خراب كردن دين اسلام.
تذكرةالاولياء شيخ عطار كه سر تا پا لاف و گزاف و مطالب خرافاتي و معجزات و كرامات اهل جهل و نفاق است از ثلث كيب و در اروپا چاپ ميشود و به ايران فرستاده ميشود. وزارت فرهنگ سالها است كه پول بسيار از بيتالمال را صرف چاپ و نشر و درس مطالب صوفيگري ميكند و مثنوي را به نصف قيمت منتشر ميسازد و افراد اجانبپرور مدتي وقت راديو را مصرف تعريف مثنوي و جذبه و خلسهء او مينمايند. سالها است كه از اروپا تعريف صوفيگري را ميشنويم، اما براي ما ميگويند نه براي خودشان، كه دامهائي است كه براي ما گستردهاند، پوست خربوزهاي است كه در راه ما ميگذارند، مانند بزرگي كه بخواهد چيز تلخي را به بچّه بخوراند؛ ميگويد: بهبه! چه شيرين است، بده من بخورم.
چون در جنگهاي صليبي با آن همه قتل و غارت نتوانستند بر مسلمين چيره شوند، همواره با اين چيزهاي ننگآور خواستهاند اسلام را تضعيف كنند كه مسلمين در كثافت و ناداني غوطهور باشند تا آنها سواري بگيرند. يكي از فضلاء نقل كرده كه در روزنامههاي اروپا ديده كه تعريف شيخ فخرالدين عراقي مرشد صوفيان كردهاند و از دلباختن او به يك بچه درويش و بدنبال او رفتن و آن را به زبان فارسي انتشار داده و نوشتهاند كه در اين جهان عقل و مكانيك، ما اروپائيها شيفتهء بتهاي مادي هستيم، ولي اين درويشان بيسر و پا به روشني و خوبي زيبائي معنوي را دريافتهاند و به اين ژرفي مهر خدا را در دل جاي دادهاند.
مؤلف گويد: بايد به اين غربيها گفت: اين ترانههاي كودك فريب را براي ما ننوازيد. اگر راست و خوب است چرا به زبان خودتان و در ميان ملت خودتان منتشرنميكنيد؟ فلان شيخ گردن كلفت كه عاشق بچهاي ميشود، زيبائي معنوي آن كدام است؟ و مهر خدا كه در دل او است، چيست؟ حياء كنيد و دست از سر ملت اسلام برداريد. اگر جامي صوفي در نفحات، صفحه 601 زيادتر از اين نقل كرده از رسوائي و بچهبازي شيخ فخرالدين به عنوان تمجيد، همين غربيان اگر پايش بيافتد، اين صوفيگري و قلندري را به رُخ ما كشيده و ميگويند: شما هنوز تمدن نداريد. كساني كه در ترويج صوفيگري و شاعري ميكوشند، ولو در ايران باشند و به دلخواه ملت، خائن و دست پروردهء اجانب هستند براي اختلاف انداختن. آيا حيدري و نعمتي اختلاف نيست؟ هنوز بقاياي اين عادت شوم درشهرها و دهات است. حيدري مريد قطبالدين حيدر كه مرشد صوفيگري بوده و در شهر تربت مدفون است و نعمتي مريد شاه نعمتالله ولي كرماني، شاگرد يافعيِ سني از پيروان فقاهت شافعي، كه مريدان اين دو نفر مدتي جنگها داشتند و هم چنين دشمنيهاي پائين سري و بالا سري، پائين محله و بالا محله، و امامزاده سازيها و مصداق قرآن درست كردن و برادر و پسر براي امام تراشيدن. مانند سيدجلالالدين اشرف دروغي و نخل و جنازهء مصنوعي و علم جنباني و حجله سازي و چرخ زدن و بر دوش كشيدن و دستآويز هوسناكان و بيخردان شدن و... و... و...
كفار با صنايع مادي خود ترقي دادهاند، ولي مسلمين به هزار دعوت پر لجاجِ ضد و نقيض بيپايه مبتلا شدهاند. آيا بابيگري و بهائيگري و شيخي و صوفي و قلندري و درويشي و چله نشيني را چه كسي آورده است؟ چگونه است كه صوفي شدن پنج شرط دارد: يكي آنكه بايد با همه كفار خوب باشي و با كسي بد نباشي. يعني حقّ و باطل را خوب بداني. چه شده كه روز قتل عام كربلا از طرف دولت عثماني خانهء سيدكاظم رشتي، استاد سيدعلي محمد باب امانگاه و محفوظ است؟ چه شده سيدحسين شمسالعرفاء صوفي مقابل مسجد شاه و مسجد جامع تهران خانقاه ميسازد و براي چه پاپ اعظم نصاري عكس او را گرفته و عكس خود را به او داده؟ اينها ميرساند كه صوفيگري دست مرموزي است و قرائن ديگر بسيار ميباشد كه كفار صليبي براي واژگون كردن اسلام صوفيگري را آوردهاند. مانند رهبانيّت و گوشهنشيني كه يادگار نصاري و ديرنشينان ترسا است به نام صوفيگري آوردهاند، در حاليكه پيغمبر اسلام مي گويد: « لا رهبانية في الاسلام ».
ترك مأكولات حيواني از رهبانان مسيحي است و همچنين گوشهگيري و صومعه نشيني و همچنين خرقه و دلق پشمينه از زنان راهبات نصاري كه آنها را صوفيات ميگفتهاند وارد مسلمين شده و همچنين عشق و عاشقي نسبت به خدا كه از فلاسفهء قبل از مسيح و رهبانان نصاري است. در كتاب تاريخ تصوف دكتر قاسم غني شواهد بسياري در صفحه 68 ذكر كرده كه صوفيگري از مسيحي گرفته شده و همچنين مقدمه نفحاتالاُنس جامي و در جلد پنجم نامه دانشوران و تذكرةالاولياء مينويسد كه در نزديك بغداد جنگي روي داد با نصاري، جُنيد با هشت نفر مريد به جنگ رفت، آن هشت نفر همه كشته شدند و كرامتي دور از عقل براي جنيد ساخته و گويد قاتل آن هشت نفر يك نفر مسيحي بود. هماندم پس از كشتن هشت نفر آمد و مريد جُنيد شد و به درجهء قطبيّت رسيد.
نفحاتالانس، صفحه 470 مينويسد: « مولانا شمس تبريزي با فرنگي پسري صاحب جمال شطرنج بازي ميكرد و بالاخره به آن پسر فرنگي گفت به فرنگستان باز گرد و عزيزان آن ديار را مشرف گردان و قطب باش ». معلوم ميشود اين اقطاب و مرشدان يا صليبي بودهاند و يا با آنها سر و سري داشتهاند. اگر چه تحقيق آن است كه مقداري از تصوف هم از هنديها و سياحان هند كه صدر اسلام كه از آنها تعبير به « رهبان الزنادقه » مينمودند، گرفته شده بود. مانند فناء في الله و بيابانگردي و قصص بودا كه اميري بود بزرگ و به شكل و لباس فقراء درآمد و ترقي كرد و درخور ستايش گرديد و به مقام ربوبيّت رسيد و قبل از اسلام در بلخ و بخارا و خراسان اين عقائد منتشر بود و از آن رمانها ساخته شده، از آنجمله رمان ابراهيم ادهم و افسانه ساختگي او كه پادشاه بلخ بود و زيّ فقر اختيار كرد و از اولياء شد و به او وحي شد و همچنين افسانههاي بايزيد و ابوسعيد ابوالخير و مقامات و كرامات آنها كه در تاريخ تصوف دكتر قاسم غني، صفحه 156 ذكر شده. پس كساني كه مداح صوفيه و درويشان هستند، مانند آن است كه ظالمي را مدح كنند كه خوب دزدي ميكند، زيرا انسان بايد دزد برانداز باشد نه دزد ساز.
وبلاگ سفیر انتظار به هیچیک از نظامهای سیاسی حاکم بر کشورهای مختلف اعتقاد نداشته و هیچیک را به رسمیت نمیشناسد.