عقائد حقه و مذهب حق كه معلوم شد، هر چه بر خلاف آن باشد، چه در اصول و چه در فروع باطل است. بنابراين اسلام در زمان رسول خدا (صلّي الله عليه و آله) كامل شد و نقصي نداشت تا آنكه بعد از دويست سال مرشدي صوفي يا عارفي مجذوب پيدا شود و آن را كامل كند. هر كس با دليل اصول و فروع مذهب جعفري را فهميد و آن را بر حقّ دانست، ساير طريق و مسلكها را تمام باطل و گمراهي مي‌داند. ادلهء عقلي مي‌رساند كه خداوند جسم نيست و ديده نمي‌شود، زيرا اگر جسم و ديدني باشد در يكجا حاضر و از جاي ديگر غايب مي‌ماند و محتاج به محلّ مي‌شود و خالق محل، به محل محتاج نيست. مذهبي كه مي‌گويد خالق ديدني نيست و مخالف آن مي‌گويد خالق ديدني است، ممكن نيست هر دو حق و هر دو راستگو باشند. اصولاً حقّ و باطل ضد و نقيض يكديگرند، چگونه ممكن است كسي به هر دو معتقد باشد. خداوند در سوره يونس، آيه 32 مي‌فرمايد: « فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاَلُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ. نيست بعد از حق مگر گمراهي، پس كجا مي‌رويد ». البته كساني كه از اصول و عقائد و فروع مذهب جعفري اطلاع دارند، مي‌دانند كه روش صوفيه تمام ضلالت، حماقت، خدعه و كاملاً بر ضد شيعه و عقائد شيعه بر خلاف آنها است. چنانكه حضرت امام رضا (عليه السّلام) در حديث هفتم اين كتب فرمود، ولي براي كسي كه از جزئيات مذهب جعفري اطلاع كامل ندارند و ممكن است گول بخورند، بايد اعتقادات شيعه مشخص گردد تا معلوم شود چه كساني به نام حق مردم را به باطل دعوت مي‌كنند و به نام علي (عليه السّلام) راه عُمر و معاويه را مي‌روند و روح امام علي (عليه السّلام) را آزرده مي‌نمايند. در روايات معتبر و متواتر وارد شده كه رسول خدا (صلّي الله عليه و آله) فرمودند: « ستفترق اُمّتي علي ثلثة و سبعين فرقة فرقة منها ناجية و اثنان و سبعون في النار. اُمّت من هفتاد و سه فرقه مي‌شوند. فقط يك فرقه اهل حق و نجات هستند و باقي آنان كه هفتاد و دو فرقه هستند، همه گمراه و در آتش مي‌باشند ». جاي تعجب ندارد كه صوفي بي‌اطلاعي بگويد: « ما همه را اهل حق مي‌دانيم و با كسي نزاعي نداريم و تمام پيروان مذاهب بندهء خدايند و صلح كل ما هستيم ». در نفحات‌الاُنسِ جامي، از مولوي صاحب مثنوي نقل است كه گفته: « من با هفتاد و سه مذهب يكي هستم ». فردي رفت و او را براي اين گفتار دشنام داد، مولوي خنديد و گفت: « با اين نيز كه تو مي‌گوئي، يكي هستم ». شيخ ركن‌الدين علاءالدوله كه يكي از مرشدان است گفته كه مرا اين سخن مولوي به غايت خوش آمده است. معلوم شد كه عقيده تمام عرفاء و صوفيه چنين است كه علاقه به مذهبي ندارند.

صد شكر كه من مذهب جعفر دارم                            از لطف خدا هواي حيدر دارم

بطلان مذاهب دگر دانستم                                      چون فهم و خرد ز حَيّ داور دارم