1‌- سورهء اعراف، آيه 55: « اُدْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ. پروردگار خود را به زاري و پنهاني بخوانيد، زيرا خداوند دوست ندارد كساني را كه تعدّي مي‌كنند و صداي خود را بلند مي‌گردانند ». صوفيه برخلاف اين آيه در ذكر جَلي خود صداها بلند كرده و گاهي فرياد مي‌زنند و غش مي‌كنند و حال آنكه در كتاب كافي، در باب « من يظهر الغشية عند القرآن » و بسياري از كتب ديگر روايت كرده‌اند از جابر كه به حضرت باقر (عليه السّلام) عرض كرد فرقه‌اي پيدا شده‌اند كه چون تلاوت قرآن شود، يكي از ايشان غش مي‌كند و چنان بيهوش مي‌شود كه اگر دست و پاي او را ببرند، نفهمد. حضرت باقر (عليه السّلام) تعجب نمود و فرمود: « سبحان الله. اين عمل از شيطان است ». البته بايد اضافه نمود كه صوفيّه از خواندن اشعار نيز به وجد مي‌آيند و غش مي‌كنند.

2‌- سورهء اعراف، آيه 56: « وَ ادْعُوهُ خَوْفًا وَ طَمَعًا ... خدا را از ترس عذاب و طمع رحمت و بهشت بخوانيد... » صوفيّه مي‌گويند: « جائز نيست براي ترس و طمع خدا را خواند و خواهد آمد كه صوفيّه هر مخلوقي را جلوهء خدا، بلكه خود حقتعالي مي‌دانند و تمام افعال مخلوق را از خالق مي‌دانند. بنابراين خوف و طمع در منطق ايشان معنا ندارد ». و با اينكه خداي متعال مي‌فرمايد: « لَا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ. اهل آتش و اهل بهشت با هم برابر نيستند و فرق داشته و اهل بهشت رستگار و كامياب هستند »، بايزيد بسطامي گفته اگر بين اهل بهشت و اهل آتش جهنم فرق بگذاري از متوكلين خارج شده‌اي.

اگر كسي بگويد امام علي (عليه السّلام) فرموده: خدايا تو را براي بهشت عبادت نمي‌كنم و براي خوف از آتش نيز عبادت نمي‌كنم، بلكه چون تو را سزاوار عبادت يافتم، عبادت كردم، مي‌گوئيم: بلي، چنين فرموده و در جاي ديگر نجات از دوزخ خواسته و نفرموده خدا را از ترس عذاب و طمع بهشت نخوانيد، و خود حضرت نيز از ترس عذاب الهي ناله كرده و از او پناه خواسته است.

3‌- سورهء والذاريات، آيه 56 « وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ. جنّ و انس را خلق نكردم، مگر براي بندگي و عبادت كردن ». صوفيه بر خلاف قرآن گويند بر عارفِ واصل عبادتي نيست و بر عاشقِ مجذوب گناه و حسابي نيست.

4‌- سورهء معارج ، آيات 23 و 34 « الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ ... وَ الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ. مؤمنين ترك نماز نمي‌كنند ... اوقات آن را محافظت مي‌كنند ». صوفيه مي‌گويند: بر مُرشدِ واصل نمازي نيست و مريدي كه صورت مرشد را در دل دارد، دائماً در نماز است، چنانكه بعداً از كتب خودشان مدرك و سند ارائه خواهد شد. بلكه چون صوفيه قائل به وحدت وجود مي‌باشند و وجود خالق و مخلوق را يكي مي‌دانند، ديگر بندگي معني ندارد. و اين موضوع در مطلب ششم كتاب خواهد آمد و صوفيه بر خلاف انبياء عبادت را حاجب از حقّ مي‌دانند.

5‌- سورهء آل عمران، آيه 95 « فَاتَّبِعُواْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفاً. پيروي كنيد از روش و سنت ابراهيم ». حضرت رسول و ائمه (عليهم السّلام) تصريح كرده‌اند كه پيروي از روش ابراهيم با زدن شارب است و نه چيز ديگر. چنانكه مدرك آن در مطلب 5 بيايد. صوفيه بر خلاف اين آيه شارب مي‌گذارند.

6‌- سورهء اعراف، آيه 32 « قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الْطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ... بگو چه كسي حرام كرد زينتهائي را كه خدا بوجود آورده براي بندگانش و چه كسي حرام كرده روزيهاي پاكيزه را... ». اخبار زيادي وارد شده كه ترك حلال و گوشه‌گيري و گوشت نخوردن و ترك نكاح مذموم است و غدقن شده و بدعت است. با اين حال صوفيه مدتي گوشت نمي‌خورند و بسياري از چيزها را بر خود حرام مي‌كنند و به عنوان رياضت چله مي‌نشينند تا آنكه ماليخوليا گرفته و با قوهء خياليه چيزهائي مي‌بينند، بلكه شيطان براي آنها مجسم مي‌شود. خيال مي‌كنند تجليّات حقّه الهي است و شيطان را به عنوان تجلّي به مريدان نشان مي‌دهند و كلمات او را وحي مي‌دانند. اگر كسي نفحات‌الاُنس و يا تذكرة الاولياء را ببيند، مي‌فهمد كه كمتر مرشدي است كه ادعاي وحي و نداي غيبي و يا الهام نداشته باشد، چنانكه در جاي خودش مقداري نقل خواهد شد.

7‌- سورهء دهر(سوره الإنسان)، آيه 24 « وَ لَا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ كَفُوراً. اطاعت مكن از اين مردمِ گناهكار يا  كافر ». صوفيه بر خلاف اين آيه هر مرشد گناهكاري را واجب‌الاطاعه و ولي امر مي‌دانند. با اينكه ولي امر و واجب‌الاطاعه بايد معصوم باشد و غير خدا هم نمي‌داند معصوم كيست و لذا بايد توسط پيغمبر معصومي را كه خدا نصب نموده است، معرفي گردد، چنانكه در مكتب شيعه منحصر به دوازده نفر مي‌باشند.