حقيقة العرفان - كلام خدا و سخنان پيغمبر (ص) و ائمهء معصومين (ع) در بارهء صوفيّه و درويشان-3
حديث هشتم: در كتاب بحارالانوار، جلد 17، صفحه 27 و كتاب وسائلالشيعه، جلد 1، صفحه 281 و كتاب عبقري، صفحه 54 و كتاب عينالحيوة و گنج گهر، صفحه 211 و آقا محمدعلي مجتهد كرمانشاهي در خيراتيه و عالم جليل ورام بن ابيالفراس در تنبيهالخواطر و بسياري از كتب معتبره ديگر، روايت كردهاند از پيغمبر كه به ابيذر فرمود: « يا اباذر يكون في آخرالزمان قوم يلبسون الصوف في صيفهم و شتائهم يرون ان لهم الفضل بذالك علي غيرهم، اولئك يلعنهم ملائكة السموات و الأرض. اي ابوذر در آخرالزمان قومي پديد آيد كه در تابستان و زمستان لباس پشمي ميپوشند و به اين عمل خود را از ديگران برتر ميدانند. لعنت ميكند ايشان را ملائكه آسمانها و زمين ».
مؤلف گويد: قومي كه به پشمينه پوشي و خرقه صوف مشهور ميباشند، و خود را بهتر از ديگران ميدانند، همين درويشان هستند كه كلاه قلندري و خرقه پشمي در بر ميكنند. علاه بر آنكه لباس شهرت است و حرام، اخبار زيادي در مذمّت آن رسيده است. از آن جمله در وسائلالشيعه، جلد 1، صفحه 281 و شيخ كليني در كافي از حضرت امام صادق (عليه السّلام) روايت كرده كه فرمود: « لا تلبس الصوف و الشعر الّا من علة. لباس پشم و مو نپوشد، مگر براي علتي » و ابن بابويه در كتاب خصال، صفحه 403 و كتاب وسائلالشيعه روايت كردهاند كه حضرت امام علي (عليه السّلام) فرمود: « بپوشيد جامههاي پنبهاي را، زيرا كه لباس رسولخدا (صلّي الله عليه و اله) چنين بود. و حضرتش پشم و مو در بر نميكرد، مگر براي علّتي و اخبار زيادي دارد كه حضرت رسول و اصحاب او خود را پاكيزه مينمودند و لباس خوب در بر ميكردند و بهترين عطرها را استعمال ميكردند و در تفسير آيه 31 از سوره اعراف « خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ. خود را براي رفتن به مسجد زينت كنيد »، روايات بسياري است كه حضرت امام رضا (عليه السّلام) فرمود از اين زينت است شانه زدن مو وقت هر نمازي و حضرت صادق (عليه السّلام) فرمود زينت در آيه، شانه كردن است؛ زيرا شانه رزق را جلب ميكند و مو را نيكو ميگرداند و حاجت را برآورده ميسازد و آب پشت و قوه باه را زياد ميكند و بلغم را برطرف ميگرداند. وسائلالشيعه در باب احكام ملابس روايت كرده كه پيغمبر (صلّي الله عليه و آله) مرد ژوليده موئي را ديد، فرمود بد بندهء كثيفي است. با اين حال اين درويشان بر ژوليدگي خود و زياد كردن موي سر مانند زنان افتخار ميكنند و حال آنكه روايات بسياري است كه خود را شبيه زنان نكنيد و عجب است از درويشان كه تمام خرقهء كثيف خود را به حضرت رسول (صلّي الله عليه و آله) نسبت ميدهند يا به اصحاب آن حضرت و حال آنكه پيغمبر لباس پشمينه كه شعار خود قرار دهد، نداشته و اين مطلب را در مقدمه نفحاتالاُنس جامي كه از بزرگان صوفيان است، تصديق كرده. رجوع شود به صفحه 10، چاپ سنه 1336، و در صفحه 12 نقل كرده از كتاب آغاني كه لباس پشمي از رهبانان نصاري بوده در جاهليت، و در صفحه 13 نقل كرده از جاحظ كه نصاري هنگام عبادت لباس پشمي ميپوشيدند. مستشرقين نيز نقل كردهاند كه لباس پشم از اصل شعار نصراني است و نيكلسون گفته كه نذر سكوت و حلقهء ذكر برميگردد به اصل نصرانيت. مؤلف گويد: لباسي كه نشان فقر و زهد باشد نبايد پوشيد، چون لباس فقر در بر كردن نشانه كفران نعمت است و لباس زهد در بر كردن نشانه رياكاري است. اگر كسي به لباس پشمينه عادت نداشته باشد و بپوشد، به بدن خود صدمه زده و جائز نيست و اگر عادت كرده، ديگر براي او فضيلتي نيست. در مقدمه كتاب نفحاتالانس، جامي نقل كرده از ابن عباس كه رسول خدا فرمود: « زمين فرياد ميكند به سوي پروردگارش از كساني كه جامهء پشمينه براي ريا ميپوشند ».
حديث نهم: علامهء مجلسي در جلد 15 بحارالانوار، و جلد 12، صفحه 81 و جلد 17، صفحه 211 و شيخ حُر عاملي در وسائلالشيعه، جلد 1، صفحه 279 و كتاب كافي و ابن ابيالحديد در شرح نهج البلاغه و علامه خوئي در جلد 6 منهاج البراعه و محدث قمي در سفينةالبحار، جلد 2، صفحه 56 و... روايت كردهاند كه: « إن قوماً من المتصوفة دخلوا بخراسان علي علي بن موسي (عليه السّلام) فقالوا ان اميرالمؤمنين مأمون فكر فراي ان يرد هذا الامر اليك و الامامة تحتاج الي من يأكل الجشب و يلبس الخشن و يركب الحمار و يعود المريض فقال لهم ان يوسف كان نبياً يلبس اقبية الديباج المزرورة بالذهب و يجلس علي متكات آل فرعون و يحكم انما يراد من الامام قسطه و عدله اذا قال صدق و اذا حكم عدل و اذا وعد انجز ثم قرأ: قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الْطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ ... عدّهاي از صوفيّه و درويشان به خراسان نزد حضرت امام رضا (عليه السّلام) آمدند، پس به عنوان اعتراض گفتند: مأمون اَميرالمومنين فكر كرد و رأي او چنين شد كه امامت و ولايت به تو بدهد، ولي امامت محتاج است به شرايطي، و پيشوائي را كسي لايق است كه غذاي پستِ درشت بخورد، زِبر بپوشد و سوار الاغ شود و عيادت بيمار برود و تو واجد اينها نيستي. حضرت فرمود به تحقيق يوسف پيغمبر بود و قباهاي فاخر ديباج ميپوشيد كه دكمههاي آن طلا بود و بر تكيهگاه آل فرعون مينشست و حكم ميراند. واي بر شما، همانا از امام توقع دادگري و عدالت است كه چون سخن گويد راست گويد و چون حكم كند، به عدل باشد، و بوعدهء خود وفا كند. پس آن حضرت تلاوت فرمود آيه 32 سوره اعراف را كه خداي تعالي ميفرمايد: « قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الْطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِي لِلَّذِينَ آمَنُواْ. بگو چه كسي حرام كرده است زينتي را كه خداوند براي بندگانش از زمين بيرون آورده و چه كسي حرام كرده است رزقهاي پاكيزه را؟ بگو اينها خلق شده براي آنان كه ايمان دارند ».
مؤلف گويد: به اين مضمون روايات بسياري وارد شده كه درويشان و رياكاران به ساير ائمه نيز همين اعتراض را كردهاند و جوابهاي متعدد شنيدهاند. هر كس مايل است، به كتاب وسائلالشيعه، باب ملابس و يا كتاب كافي و ساير كتب مراجعه نمايد. عجب است كه صوفيّهء زمان ما با چنين نياكاني، به علت عدم اطلاع، براي جلب عوام سلسله ارشاد خود را گاهي به ائمهء ما نسبت ميدهند و حال آنكه در زمان حيات، با ائمه معارضه ميكردند. بايد گفت سلسله ارشاد با خرقه را به حضرت رضا (عليه السّلام) نسبت دادن چه فايده دارد، در حاليكه يك حديث از ائمه معصومين نگرفته و به اخبار و گفتار ايشان بياعتنا ميباشيد؟
حديث دهم: علي بن بايويه در قربالاسناد و محدث قمي در سفينةالبحار، جلد 2، صفحه 57 و علامه خوئي در شرح نهج البلاغه، جلد 6، و سيد جزائري در انوار النعمانيه و علامه نوري در كتاب مستدرك، جلد 3، صفحه 539 به سند صحيح روايت كردهاند از حضرت امام حسن عسكري (عليه السّلام) و ما براي تبرك يك سند روايت را ذكر ميكنيم تا معلوم شود كه اخبار ذمّ صوفيه را راويان معتبر و علماي بزرگي از قول حضرات ائمه اطهار نقل كردهاند، تا صوفيّه علمائي كه داخل در سلسله سند چنين رواياتي هستند، به خود منسوب ننمايند. علامهء نوري به چندين سند روايت را نقل كرده و يك سند آن چنين است: خبر داد مرا شيخ مرتضي انصاري خاتم الفقهاء و المجتهدين از عالم جليل مُلا احمد نراقي از سيد جليل اجل اعظم آيةالله بحرالعلوم السيد مهدي طباطبائي از استاد الفقهاء و المحدثين وحيد بهبهاني از والد جليل خود محمد اكمل از علامه مجلسي از والد بزرگوارش و از ملا محسن الفيض الكاشاني از شيخ بهائي عاملي از محقق مدقّق مقدّس اردبيلي و از والد بزرگوار خود الشيخ حسين بن عبدالصمد از شهيد ثاني از شيخ اجل نورالدين علي بن عبدالعالي الميسي از عالم جليل الشيخ محمد الجزيني از شيخ ضياءالدين علي از والد بزرگوار خود شهيد اول از فخرالمحقّقين از علامهء حلّي از محقق بزرگوار جعفر بن سيعد صاحب شرايع از شيخ نجيبالدين بن نما از محمد بن ادريس از عالم عربي بن مسافر از شيخ بزرگوار ابوعلي از والد خود شيخ الطائفه الشيخ الطوسي از محمد بن محمد بن نعمان المفيد از حجةالاسلام ابيجعفر الصدوق محمد بن علي بن بابويه القمي از محمد بن عصام الكليني از ثقةالاسلام محمد بن يعقوب الكليني از والد خود از سعد بن عبدالله از محمد بن عبدالجبار از امام حسن عسكري (عليه السّلام)، كه فرمودند: « إنَّ اباهاشم الكوفي ابتدع مذهباً يقال له التصوّف و جعله مفراً لعقيدته الخبيثة و اكثر الملاحده و جنة لعقائدهم الباطله. بدرستي كه ابوهاشم كوفي بدعت نهاد مذهبي به نام تصوّف و آن را جعل كرد تا پناهي باشد براي عقيدهء خبيثهء خودش و بيشتر بيدينان، و سپري باشد براي نكهداري عقائد باطل آنان ».
مؤلف گويد: اين حديث بيان ميدارد كه صوفيّه سپري است براي نگهداري كفر، زيرا كفّار و بيدينها ميخواهند زير بار تكليف نروند، ولي چون در زمان حضرت امام صادق (عليه السّلام) كه قدرت و نفوذ با اعتقادات اسلامي بود، كفّار جرئت نداشتند كفر خود را اظهار كنند، از اين جهت متوسل شدند به صوفيگري و گفتند ما به حقّ واصل شدهايم، لذا ما را تكليفي نيست و چون معرفت پيدا كرديم، احكام ظاهري از ما ساقط است.
وبلاگ سفیر انتظار به هیچیک از نظامهای سیاسی حاکم بر کشورهای مختلف اعتقاد نداشته و هیچیک را به رسمیت نمیشناسد.