بعضي دكانداران براي آنكه به علماء ديني و راويان اخبار معصومين توهين نموده و تحقير نمايند، مي‌گويند: علماء شريعت فقط به ظاهر پرداخته‌اند و قشري مي‌باشند، ولي تصفيّهء باطن و تزكيه روح با ما و به دستورات ما است. اين سخن اشتباه بزرگ و غلط عظيم است، به چند دليل:

1‌- ما براي تصفيهء باطن و تزكيهء روح مأمور به دين ديگري غير از اسلام نيستيم و مدارك اسلامي هم منحصر به قرآن و اخبار اهل بيت عصمت مي‌باشد و اين هر دو جامع و ظاهر و آشكار است و علماء شريعت هم به همين دو منبع متمسك مي‌باشند و قرآن هم تزكيه دارد و هم تعليم احكام و حكمت. چنانكه در آيه 2 از سوره جمعه مي‌فرمايد: « وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ. و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت بديشان بياموزد. » و حديث و خبر هم جامع است، زيرا رسول خدا فرمودند: « اوتيت جوامع الكلم ».

2‌- اعمال بدني و انجام تكاليف تمام به ارادهء روح است، اگر روح شما نخواهد جائي برود، قدم شما به حركت نمي‌آيد. و اگر روح مطيع اوامر حقّ شد دستور اطاعت به اعضاء و جوارح مي‌دهد و اگر عاصي شد از اعضاء و جوارح گناه صادر مي‌شود. بدن تابع دل است؛ اعضاء كه به عصيان است، در دل طغيان است. بنابراين اطاعت روحي و بدني و عمل ظاهر و باطن مربوط به هم و موقوف به يكديگر است و از هم جدا نيست. مثلاً شارع مقدس مي‌گويد راست بگو و دروغ مگو، تملق از غير خدا مكن و غير او را سجده نكن. اين دستورات اگرچه ظاهري است، ولي كسي كه عمل مي‌كند، معلوم مي‌شود باطن و ظاهر او تسليم حقّ شده و باطناً نيز معتقد به توحيد است و اگر عمل نكرد، معلوم مي‌شود باطناً معتقد به توحيد نبوده و تسليم امر حقّ نشده است. همچنين اطاعت ساير اوامر و نواهي شرعيه كه اطاعت آنها كاشف از تسليم باطن و صفاي روح است و ممكن نيست كسي اوامر و نواهي شرع مقدس را تحقير و بي‌اعتنائي نمايد و بگويد در پي تصفيه باطن هستم، مگر به دروغ.

3‌- مرشدي كه ادعاي تصفيه مي‌كند و مي‌گويد: « تصفيه باطن ديگران هم با من است. » بايد به او گفت: شما از كجا و كدام مدرك و مقام دستور تصفيهء باطن گرفته‌ايد؟ اگر از قرآن و خبر است كه اين دو اختصاص به مرشد ندارد و هر فقيهي مي‌تواند به آنها مراجعه كند و اگر مرشد ادعاي وحي و الهام غيبي دارد و آنها را مدرك خود مي‌داند، اين مخالف اسلام است. زيرا در اسلام وحي ديني منحصر به پيغمبر است و مدارك اسلامي مي‌گويد: بعد از پيغمبر وحي منقطع شد و الهام غيبي غير از اهل بيت عصمت براي كسي مدركيّت و اعتبار ندارد، باضافه اينكه الهام ادعائي مرشد شايد از جانب شيطان بر او القاء شده باشد.

4‌- اين مرشدان كه دم از تصفيه باطن و مشاهدهء تجليات مي‌زنند، رفتار و گفتارشان با ادعاي ايشان مؤافق نيست و كتابهايشان مملو از دروغ و بدعت و گمراهي است. چنانكه در بحثهاي بعدي در همين كتاب به آن مي‌پردازيم.