بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله و الصلواة علي رسوله و علي آله حجج الله و لعنة الله علي اعدائهم اعداء الله. هر كس بخواهد بداند كه فرقه‌اي بر حقّ يا باطل است بايد به كلمات خدا و پيغمبر و اهل بيت او مراجعه كند و كتب علماء با تقوا را كه در علوم ديني استاد بوده‌اند و راه را از چاه، و حقّ را از باطل جدا كرده‌اند، بخواند و با فكر صحيح و عقل خود حقّ و باطل را بسنجد تا به گمراهي ابدي مبتلاء نشود. در اين مباحث ، پس از ذكر مقدمه‌اي ، چند مطلب خاطر نشان مي‌گردد.

 

كاربران محترم اينترنت ، خوانندگان عزيز و صاحب هوش اين مطالب مي‌دانند كه خالقِ منّان دستور بهره‌برداري از جهان را براي بندگان از راه لطف بيان نموده و قوانين زندگي فردي و اجتماعي را بوسيله انبياء عظام فرستاده؛ زيرا بشر بدون قانون نمي‌تواند زنده بماند و افكار بشري كه آكنده از حرص و آز و حُبّ رياست و برتري است نمي‌تواند براي همنوع خود قانوني آورد كه ضامن سعادت دنيا و آخرت او شود. فقط قانون الهي مي‌تواند او را به سعادت دو جهان رهبري كند.

خلقت اين جهان مقدمه جهان ديگر و عالمي برتر(جهان آخرت) قرار داده شده و بشر چند روزي براي بهره‌برداري در آن توقف دارد. بايد بداند چه كند تا از وجود خود و منافع جهان بهره برد. اين سفره پر نعمت الهي مطابق برنامه كه خالق آن معين نموده بايد مورد استفاده قرار گيرد تا نردبان ترقي او به سوي عالم ديگر گردد، آن برنامه همين دين اسلام است كه جامع تمام احكام بوده و اگر كم و زيادي در آن واقع شود يا نااهلي متصدي اُمور آن گردد، موجب انحراف پيروانش شود و مانند كشتي و هواپيمائي كه يكي از ابزار آن كم و كاستي پيدا كند و يا خلبان ناشي آن را حركت دهد كه البته موجب غرق و يا سقوط و هلاكت ساكنين آن شود.

بنابراين براي هر فردي واجب است دين الهي و قانون خدائي را از محل دست نخورده و از جائيكه كم و زياد نشده، بدست آورد و مطابق آن رفتار كند تا به سعادت برسد. امّا متأسفانه در اثر دخالت مستقيم و غيرمستقيم عدّه‌اي از افراد با عقائد بشري و انحرافات فكري، استفاده شاياني از اين عطاي الهي نشده و آنقدر خرافات و موهومات بنام دين وارد شده كه عالم اسلام را آلوده و تيره و تار ساخته و با‌ آنكه حقتعالي بهرهء جهان را مشروط بكار و كوشش قرار داده، گروهي در اثر انحرافات و افكار خرابِ موردِ بحثِ اين كتاب، در عوض كار، تنبلي را شعار و بي‌هنري را مدار كار خود نموده تا آنكه اسير و مغلوب ملل كافر شده‌اند. اسلامي كه مي‌گويد: « لَّيْسَ لِلإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى »، و فرياد مي‌زند: « وَ مَُنْ لا مَعاشَ لَهُ لا مَعادَ لَهُ » و مكرر ايمان را مقرون بعمل قرار داده، پيروان آن نبايد از ملل ديگر عقب بمانند. اين عقب ماندگي نتيجهء كجي و سرپيچي و انحراف از قانون الهي است كه در اينجا تذكر چند چيز براي خواننده گرامي لازم است.

1‌- اگر كسي قانون الهي و دين واقعي را بخواهد اين كتاب را بدقت بخواند تا حق را دريابد و از خرابكاريهاي فرقه‌هاي مورد بحث ما آگاه شود و آنها را از اسلام دور و كور و بي‌نور داند و رهروان حقجو را از سقوط در گمراهي و هلاكت باز دارد.

2‌- در اين كتاب مسلك و طريقي كه باعث بدبختي شده و از راه مستقيم جدا نموده و بيان شده است كه راه حقّ و سعادت منحصر به مذهب اثني عشري و رجوع به فقهاء راستين شيعه است و طرق ديگر همه خودسر و ضد شرع اَنور و تمام ضلالت و دكان اهل بدعت و جهالت و زيان دنيا و آخرت است.

3‌- ما براي عاطفه بشري و انجام وظيفه برادري موهومات و خرافات را از اسلام و حقائق آن جدا و تيرگي را از جلوي نور خدا برطرف ساخته‌ايم تا ناظر بي‌خبر، دين را زيان‌آور و موجب ضرر و اهل آن را كور و كر نداند و با نظر تحقير به آئين اسلام ننگرد. به عقيده ما طرد دشمنان داخلي واجب‌تر از دفع دشمنان خارجي است. رفع آلودگي از دين بهتر از ارشاد مادّيين است، زيرا دين آلوده به خرافات موهوم، مورد تنفر است، لذا مادّيين از آن فاصله مي‌گيرند، و نيز خلط حقّ و باطل و كثرت شعب ديني جوانان را سرگردان و مردد ساخته و به شك انداخته و چون قوهء تشخيص ندارند، از اصل دين روي‌گردان مي‌شوند.

4‌- روزگاري كه هر كس به هواي مقام و برتري جاه و سروري بنام دين دامي گسترده و عدّه‌اي را فريب داده و دور خود جمع نموده و در جماعت شيعه ايجاد تفرقه كرده و دشمنان خارج از دين و داخل در دين هم با همدستي آنان حدّاكثر استفاده را برده و باعث تقويت آنان و تضعيف شريعت و به يغما رفتن ثروتهاي مادي و معنوي مي‌شوند، دانشمندان ديني نبايد خاموشي گزينند و ميدان را بدست نااهلان دهند، بلكه بايد براي رفع اختلاف بكوشند و مسلكهاي مخرب دنيا و آخرت را رسوا ساخته و از ميان بردارند و راه را از چاه جدا كرده و رهروان دين را از پراكندگي نجات داده و متحد سازند، تا طعمه درندگان و راهزنان نشوند و دشمنان دين و شريعت خوشحال نگردند و زحمات انبياء ضايع نشود. اگر دانا جلوي فساد را نگيرد و مردم را ارشاد نكند، مؤاخذه و مشمول آيه « لَوْ لاَ يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ » گردد، چنانكه رسول خدا فرموده: « إذا ظهرت البدع في امتي فليظهر العالم علمه والا فعليه لعنة الله و الملئكة و الناس اجمعين. چون بدعتها در امّت من پيدا شود، بايد عالم دانش خود را آشكار سازد، و اگر چنين نكند مورد لعن خدا و ملائكه و تمام مردم قرار مي‌گيرد ».

     بنابراين آنچه ذكر شد در اين كتاب كلماتي از خدا و رسول (صلّي الله عليه و آله) و ائمه هدي (عليهم السّلام) و علماي با تقوي جمع نموده و با قضاوت عقل به دفع باطل و ارشاد جاهل پرداخته شده است تا افكار روشن گردد و حقّ از باطل جدا شود و مطابق فرموده خدا « لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَن بَيِّنَةٍ وَ يَحْيَى مَنْ حَيَّ عَن بَيِّنَةٍ. هر كس به هلاكت و يا سعادت مي‌رسد، با دليلي روشن و واضح باشد و كسى كه[بايد] زنده شود با دليلى واضح زنده بماند و حجت بر او تمام شود ».

5‌- مطالب كتاب با مدارك غير قابل انكار تنظيم شده و غالباً نام مدرك و آدرس آن ذكر شده و اگر چيزي نقل شده كه به نظر خواننده گرامي زننده است، اين كتاب ناقل مطالب مي‌باشد و ناقل در نقل خويش بايد امين باشد و مطلب را تحريف نكند. آري نقل معني و مضمون و مختصر كردن مطالب كه خواننده را خسته نكند، اشكالي ندارد. بعضي از افراد براي پايمال كردن حقّ پي بهانه رفته و مي‌گويند: « مؤلف اين كتاب بدگوئي و جسارت كرده و غرض‌ورزي نموده ». بايد به ايشان گفت: « خدا در قرآن از بسياري از گمراهان بدگوئي كرده و آنها را ستمكار و كافر خوانده، حال اگر مؤلف از قرآن نقل كرده باشد، مي‌شود گفت نَعُوْذُ بِالله خدا جسارت كرده يا مؤلف غرض‌ورزي نموده »، هرگز! مختصر آنكه سعي شده است غير از منطقِ عقل و نقل صحيح به چيز ديگري استناد نشود. متأسفانه دكانداران دين‌ساز و مريدان هم آواز آنان، از روي عصبيت و خودخواهي، سعي مي‌كنند با انتقاد بي‌جا مانند آنكه تُند رفته يا كُند رفته، بدگوئي و... مانع نشر و مطالعه اين كتاب گردند.

6‌- دانشمندان و علماء بيدار، خيرخواه و دلسوز كه به سعادت و هدايت جامعه علاقه دارند بايد به وظيفه خود عمل كنند و به نيروي دانش و علم در نشر حقائق و ابطال باطل ياور باشند تا در محكمه عدل الهي مؤاخذه نشوند. كوچكي و ناتواني مؤلف را بهانه نكنند و با عذر اينكه باطل با سكوت زائل مي‌گردد، راه را براي خداعه كاران باز نگذارند. اگر با سكوت باطل محو مي‌شد، آمدن انبياء براي چه بود؟ مبارزه و استدلال و پافشاري امامان به چه دليل بود؟ ديني كه نهي از منكر را واجب شمرده، البته نهي از كفر و جلوگيري از بدعت را واجب‌تر مي‌داند و بر ترك آن مؤاخذه مي‌كند. زيرا اگر كسي گناهي كرد، ممكن است توبه كند ولي كسي كه گمراه شده و بدام اهل بدعت افتاد، نميداند كه گمراه است و به اهل حقّ بنظر عداوت مي‌نگرد و حاضر نيست تفكر كند و خود و ملتي را بدبخت نكند. اولين وظيفه عالم همّت در بيداري ملت و دفع كفر و ضلالت است كه ريشه هر گناه و نكبت مي‌باشد. بكوشيم دنيا  و آخرت خود را از خطرهاي مذكور حفظ نمائيم.

 

مطالب مطرح شده در سلسله موضوعات حقيقة العرفان شامل موضوعات زير مي‌باشد

            مطلب اول: كلمات خدا و پيغمبر و ائمه معصومين (عليهم السلام) راجع به صوفيه و درويشان

            مطلب دوم: كلمات علماء شيعه در بارهء صوفيه

            مطلب سوم: ذكر كتب علماء شيعه در اين موضوع

            مطلب چهارم: احوال و رفتار و عقائد عرفاء و مرشدان

            مطلب پنجم: بدعتها و دلائل عقلي و شرعي بر بطلان آنها

            مطلب ششم: كفريات عرفاء و مرشدان و فلاسفه و بيان بطلان آنها

            مطلب هفتم: الف مخترعين و سرسلسله‌هاي مسلكهاي صوفيه شيعه نبوده‌اند.

                                ب در بيان اينكه تمام فرق ايشان بر باطل مي‌روند و فرقي با هم ندارند