علي [راوي و ناقل خبر] مي‌گويد: پس از تصميم و آماده شدن براي سفر حجّ و خداحافظي با دوستان و آشنايان ، عازم حركت بودم كه از ناحيهء مقدّسهء حضرت صاحب‌الامر (عج) فرماني رسيد كه: « ما از اين سفر[حجّ] تو ناخشنوديم و كراهت داريم ، ولي موضوع موكول به تصميم خودت مي‌باشد ». من كه از اين امر غمگين شده بودم ، با تقديم عريضه‌اي خدمت حضرتش (عج) عرضه داشتم كه دستورتان را اطاعت كرده ، از اين مسافرت منصرف گرديدم ؛ ولي از عدم توفيق زيارت خانهء خدا اندوهگين شده‌ام. در پاسخ توقيعي شرف صدور يافت كه: « دلتنگ مباش! به خواست خداوند سال آينده به حجّ خواهي رفت ».

در آستانهء سال بعد ، ضمن عريضه‌اي به حضور مباركشان اجازه خواستم و مرحمت فرمودند. بار ديگر طيّ نامهء ديگري معروض داشتم كخ در اين سفر با محمّد بن عبّاس كه به ديّانت و امانت وي اطمينان دارم همراه خواهم بود. در پاسخ فرمودند: « اسدي همراه خوبي است. اگر آمد ، كسي را بر او ترجيح مده ». پس شخص نامبرده نيز آمد و با هم به سفر حجّ رفتيم.

كلمة الامام مهدي ، صفحهء 550

·       همانگونه كه ملاحظه مي‌شود ، حضرت صاحب‌الامر (عج) با لطف و عنايت خاصّي همهء برنامه‌هاي زندگي دوستان و شيعيان خويش را تحت نظارت عاليّه دارند و مصالح مادّي و معنوي آنان را زير نظر شامخ ولايت حفظ مي‌فرمايند.

نكتهء ديگر آنكه معناي ادب شيعه در مقابل امام معصوم همين است كه در تمام مسائل مربوط به زندگي خود بايد كسب اجازه نمايد.