1- « سَتَكُونُ فِتَنٌ ، الْقَائِدُ فِيهَا خَيْرٌ مِنَ الْقَائِمِ ، وَ الْقَائِمُ فِيهَا خَيْرٌ مِنَ الْمَاشي ، وَ الْمَاشي فِيهَا خَيْرٌ مِنَ السَّاعي. مَنْ تَشَرَّفُ لَهَا تَبَشْرِفْهُ ، فَمَنْ وَجَدَ مَلْجَأً اَوْ مَلَاذاً فَلْيَعُذْ بِهِ. فتنه‌هائي پديد خواهد آمد كه هر كس در آن روزگار نشسته باشد ، بهتر از آن است كه بايستد. و هر كس ايستاده باشد ، بهتر از آن است كه حركت كند. و هر كس حركت كند ، بهتر از آن است كه تلاش كند. هر كس خود را در معرض آن فتنه‌ها قرار دهد ، فتنه‌ها او را در كام خود فرو مي‌برند. هر كس پناهگاه و محلّ امني پيدا كند ، به آن پناه ببرد ».*1

2- « لَيَأتِيَّنَّ عَلَي الْعُلَمَاءِ زَمَانٌ ، ألْمَوْتُ أحَبُّ إلَي أحَدِهِمْ مِنْ الذَّهْبِ الْأحْمَرِ. وَ لَيَأتِيَّنَّ أحَدُهُمْ قَبْرَ أخِيهِ فَيَقُولُ: لَيْتَنِي مَكَانَهُ. زماني براي عُلماء پيش مي‌آيد كه مرگ براي آنها از طلاي سرخ محبوبتر مي‌شود و هر يك از آنها بر سر قبر برادرش آمده و مي‌گويد: ايكاش من جاي او آرميده بودم ».*2

3- « بَلاءٌ يَصيبُ هَذِهِ الْاُمَّةَ ، حَتَّي لَا يَجِدَ الرَّجُلُ مَلْجَأً يَلْجَأٌ إلَيْهِ مِنَ الظُّلْمِ فَبَعَثُ اللهُ رَجُلاً مِنْ عِتْرَتي فَيَمْلاءُ بِهِ الْأرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً. بلاي جانكاهي بر اين اُمَّت روي مي دهد كه احدي پناهگاهي پيدا نمي‌كند كه از ستمها به آن پناه ببرد. آنگاه خداوند مردي را از تبار من مي‌فرستد كه زمين را پر از عدل و داد مي‌كند ؛ آنچنانكه پر از جور و ستم شده است ».*3

4- « سَيَكُونُ بَعْدي خُلَفَائُ ، وَ مِنْ بَعْدِ الْخُلَفَاءِ اُمَرَاءُ ، وَ مِنْ بَعْدِ الْاُمَراءِ مُلُوكٌ جَبَابِرَةٌ ، ثُمَّ يَخْرُجُ رَجُلٌ مِنْ أهْلِ بَيْتي يَمْلَاءُ الْأرْضَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ جَوّراً. بعد از من خلفاء ، سپس اميران ، و بعد از آنها پادشاهان ستمگر خواهند آمد. آنگاه مردي از اهلبيت من خروج مي‌كند كه زمين را مملو از عدالت مي‌كند ؛ آنچنانكه پر از ستم شده است ».*4

5- حديفه از رسول اكرم روايت كرده است كه فرمود: « وَيْحَ هَذِهِ الْاُمَّةِ مِنْ مُلُوكٍ جَبَابِرَةٍ كَيّفَ يَقّتُلُونَ وَ يَطْرُدُونَ ، إلَّا مَنْ أظْهَرَ طَاعَتَهُمْ ، فَالْمُؤْمِنُ التَّقِيُّ يُصَانِعُهُمْ بِلِسَانِهِ وَ يَفَرُّ مِنْهُمْ بِقَلْبِهِ. فِاِذَا أرَادَ اللهُ تَعَالَي أنْ يُعِيدَ الْإسْلَامَ عَزيزاً قَصَمَ كُلَّ جَبَّارٍ عَنيدٍ وَ هُوَ الْقَادِرُ عَلَي مَا يَشَاءُ وَ أصْلَحَ الْاُمَّةَ بَعْدَ فَسَادِهَا. يَا حَذَيْفَةُ! لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيَا إلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللهُ ذَلِكَ الْيَوْمَ حَتَّي يَمْلِكَ رَجُلٌ م‍ِنْ أهْلِ بَيْتي ، ألْمَلَاحِمُ فِي يَدَيْهِ وَ يُظْهِرُ الْاِسْلَامَ وَاللهُ لَا يُخْلِفُ وَعْدَهُ ، وَ هُوَ سَريعُ الْحِسَابِ. واي به حال اين امّت از زمامداران ستمگر كه مي‌كُشند و تبعيد مي‌كنند ، جُز كساني را كه اظهار فرمانبرداري بكنند. مؤمن پرهيزكار با زبان ، با آانها سازش مي‌كند ؛ ولي در دلش از آنها بيزاري مي‌جويد. هنگامي كه خداوند بخواهد عزّت اسلام را بازگرداند ؛ ستمگران عنود را هلاك مي‌سازد و كار امّت را پس از تباهي ، اصلاح مي‌نمايد كه بر هر چيزي كه بخواهد ، توانا است. – سپس فرمود – اي حذيفه! اگر از عمر دنيا جز يك روز باقي نباشد ، خداوند بقدري آن را طولاني مي‌سازد كه مردي از اهلبيت من دنيا را صاحب شود و جنگهاي سخت نمايد و ائين اسلام را آشكار سازد ، كه خداوند هرگز در وعدهء خود تخلّف ننمايد و در حسابگري بسيار سريع است ».*5

6- « يَنْزِلُ بِاُمَّتي فِي آخِرِ الزَّمَانِ بَلَاءٌ شَدِيدٌ مِنْ سُلْطَانِهِمْ ، لَمْ يُسْمَعْ بَلَاءٌ أشَدَّ مِنْهُ ، حَتَّي تَضِيقَ عَلَيْهِمُ الْأرْضُ الرَّحْبَةُ ، وَ حَتَّي يَمْلَاءَ الْأرْضَ جَوْراً وَ ظُلْماً ، لَا يَجِدُ الْمَؤْمِنْ مَلْجَاءً يَتَلَجِّيُ ‌إلَيْهِ مِنَ الظُّلْمِ ، فَبَعَثُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ رَجُلاً مِنْ عِتْرَتِي فَيَمْلَاءُ الْأرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً ،‌كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً ، يَرْضَي عَنْهُ سَاكِنُ السَّمَاءِ وَ سَاكِنُ الْأرْضِ ، لَا تَدَّخِرُ الْأرْضُ مِنْ بَذْرِهَا شَيْئاً إلَّا أخْرَجَتْهُ ، وَ لَا السَّمَاءُ مِنْ قَطْرِهَا شَيْئاً إلَّا صَبَّهُ عَلَيْهِمْ مِدْراراً. بر اُمّت من در آخرالزّمان بلاي سختي از سوي زمامدارانشان نازل مي‌شود كه بلائي سخت‌تر از آن شنيده نشده است. زمين با همهء وسعتش بر آنها تنگ مي‌شود. رمين پر از جور و ستم مي‌شود و شخص با ايمان پناهگاهي نمي‌يابد كه به آن پناه ببرد. آنگاه خداوند مردي از عترت من برمي‌انگيزد كه زمين را پر از عدل و داد كند ؛ آنچنانكه مملو از جور و ستم شده است. ساكنان آسمان و زمين از او خشنود مي‌شوند. زمين چيزي از  دانه‌هايش را ذخيره و مخفي نمي‌كند و آسمان هم چيزي از باران رحمت را نگه نمي‌دارد ؛ مگر اينكه سيل اسا بر آنها فرو مي‌ريزد ».*6

7- « إذَا صَارَتِ الدُّنْيَا هَرْجاً وَ مَرْجاً ، وَ تَظَاهَرَتِ الْفِتَنُ وَ تَقَطَّعَتِ السَّبِيلُ ، وَ أغَارَ بَعْضُهُمْ عَلَي بَعْضٍ ، فَلَا كَبيرٌ يَرْحَمُ الصًّغيراً ، وَ لَا صَغيرٌ يُؤَقَّرُ كَبيراً ، فَيَبْعَثُ اللهُ عِنْدَ ذَلِكَ مِنْهُمَا (اي الْحَسَنَيْنِ) مَنْ يَفْتَحُ حُصُونَ الضَّلَالِةِ وَ قُلُوباً غُلْفاً ، يَقُومُ بِالدِّينِ آخِرَ الزَّمَانِ كَمَا قُمْتُ بِهِ أوَّلَ الزَّمَانِ ، وَ يَمْلَاءُ الدُّنْيَا عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً. هنگامي كه جهان پر از هرج و مرج شود ، فتنه‌ها آشكار شود و راهها نااَمن شود و برخي بر برخي ديگر حمله‌ور شوند ، ديگر بزرگي بر كوچك ترحّم نكند و هيچ كوچكي احترام بزرگي را رعايت نكند ، خداوند از اين دو فرزندم – امام حسن (ع) و امام حسين (ع) – كسي را برانگيزد كه دژهاي ضلالت را درهم مي‌شكند و دلهاي مهر خورده را مي‌گشايد. دين را در آخر زمان برپاي مي‌دارد ؛ آنچنانكه من در اوّل زمان آن را برپا داشتم. زمين را مملو از عدل و داد مي‌كند ، آنچنانكه پر از ظلم و ستم شده باشد ».*7

در اين حديث تصريح شده كه حضرت مهدي (عج) از نسل امام حسن (ع) و امام حسين (ع) است ، و اين صراحت صحيح مي‌باشد ؛ زيرا حضرت وليّعصر (عج) از طرف پدر ، از تبار امام حسين (ع) ، و از طرف مادر از تبار امام حسن (ع) مي‌باشد. چون مادر امام باقر (ع) از نوادگان امام حسن مجتبي (ع) است كه درود خدا بر همهء آن بزرگواران باد.

8- « إذَا تَشَبَّة الرِّجَالُ بِالنِّسَاءِ وَ النِّسَاءُ بِالرِّجَالِ ، وَ رَكَبَتْ ذَوَاتُ الْفُرُوج السُّرُوجَ وَ أمَاتَ النَّاسُ الصَّلَوَاتَ وَ اتَّبَعَوُا الشَّهَوَاتِ ، وَ اسْتَحَّفُوا بِالدِّمَاءِ وَ تَعَامَلُوا بِالرِّبَا وَ تَظَاهَرُوا بِالزِّنَا وَ شَيَّدُوا الْبِنَاءِ وَاسْتَحَلُّوا الْكِذْبَ وَ اَخَذُوا الرِّشَاءَ وَاتَّبَعُوا الْهَوَي وَ بَاعُوا الدِّينَ بِالدُّنْيَا ، وَ قَطَعُوا الْأرْحَامَ وَ ضَنُّوا بِالطَّعَامِ ، وَ كَانَ الْحِلْمُ ضَعْفاً وَ الظُّلْمُ فَخْراً ، وَالْاُمَرَاءُ فَجَرَةً وَالْوُزَرَاءُ كَذَبَةً وَالْاُمَنَاءُ خَوَنَةً وَالْأعْوانُ ظَلَمَةً وَالْقَرَّاءُ فَسَقَةً ، وَ ظَهَرَ الْجَوْرُ وَ كَثُرَ الطَّلَاقُ وَ بَدَءَ الْفُجُورُ وَ قُبِلَتْ شَهَادَةُ الزُّورُ وَ شُرِبَتِ الْخُمُورُ وَ رُكِبَتِ الذُّكُورُ وَاسّتَغْنَتِ النِّسَاءُ بِالنِّسَاءِ ، وَاتَّخِذَ الْفَيْئُ مَغْنَماً وَالصَّدَقَةُ مَغْرَماً وَاتُّقِيَ الْأشْرَارُ مَخَافَةَ ألْسِنَتِهِمْ ، وَ خَرَجَ السُّفْيَاني مِنَ الشَّامِ وَالْيَمَاني مِنَ الْيَمَنِ ، وَ خُسِفَ الْبَيْدَاءُ بَيْنَ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَةِ ، وَ قُتِلَ غَلَامٌ مِنْ آلِ مُحُمَّدٍ بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ وَ صَاحَ صَائِحٌ مِنَ السُّمَاءِ بِأنَّ الْحَقَّ مَعَهُ وَ مَعَ أتْبَاعِهِ. هنگامي كه مردها خود را به صورت زن در آورده ، زنها به صورت مرد درآيند ، زنها بر زينها سوار شوند ، مردم نماز را ترك كنند و از شهوات پيروي كنند ، خونها را سبك بشمارند و از ربا نهراسند ، زنا علني شود و رشوه رائج گردد ، از خواسته‌هاي نفس پيروي كنند و. دين را به دنيا بفروشند ، پيوند خويشاوندي را قطع كرده ، از بذل طعام خودداري كنند ، حلم و بردباري نشانهء ضعف ، و ظلم و ستم وسيلهء مباهات گردد ، اميران بدخود ، وزيران دروغگو ، امينان خائن ، ياران ظالم و قاريان فاسق شوند. ستم علني شده ، طلاق فراوان گشته ، روابط نامشروع شايع شده ، گواهي دروغ پذيرفته مي‌شود و مشروبات رائج مي‌شود ، همجنس بازي رواج مي‌يابد و زنها نيز به يكديگر اكتفاء كنند ، بيت‌المال تاراج مي‌شود و انفاق در راه خدا ضرر محسوب مي‌شود . اشرار از ترس زبانشان احترام مي‌شوند ، سفياني از سرزمين شام خروج مي كندو يماني از يمن قيام مي‌كند ، سرزمين بيداء در ميان مكّه و مدينه خسف مي‌شود و جواني از آل محمّد (ص) در ميان ركن و مقام كشته مي‌شود و منادي آسماني نداء مي‌دهد كه حق با او و پيروان اوست ».*8

9- « وَ لَا يَخْرُجُ حَتَّي تَخّرُبَ خَوزُ وَ كِرْمَانُ وَ رُومُ وَ يُونَانُ. مهدي (عج) ظهور نمي‌كند ، مگر اينكه خوزستان و كرمان و روم و يونان خراب شوند ».*9

ويراني خوزستان در جنگ خانمانسوز و هشت سالهء ايران و عراق تحقق يافت. ويراني كرمان با زلزلهء وحشتناك بم در سال 1384 عملي شد.

10- « يُوشَكُ أهْلُ الْعَراقِ أنْ لَا يَجيئَ إلَيْهِمْ قَفيزٌ وَ لَا دِرْهَمٌ. قُلْنَا: مِنْ أيْنَ ذَلِكَ؟! قَالَ: مِنْ قِبَلِ الْعَجَمِ يَمْنَوْنَ ذَلِكَ. انتظار مي‌رود كه يك قفيز گندم و يك درهم پول به مردم عراق نرسد. ابونضره – راوي روايت - مي‌گويد: من و ديگران پرسيديم: چرا و چگونه؟! گفت: از ناحيهء عجم كه جلوگيري مي‌كنند ».*10

« قفيز » واحد وزن و همچنين واحد سطح است كه در زمانهاي مختلف متغيّر بوده است و طبق قانون مصوّب سال 1304 ه.ش ، يك قفيز مساوي يك دكا مترمربع است.*11

« عَجَم » به معناي غير عرب است ؛ ولي معمولاً در مورد ايرانيان بكار مي‌رود. ولي مصداق لفظ « عَجَم » در اين حديث ، كشورهاي غربي مي‌باشند. محاصرهء اقتصادي مردم عراق پس از حملهء حكومت بعثي عراق به يكي از متّحد منطقه‌اي آمريكا ، يعني كشور كويت و جنگ اوّل خليج فارس در سال 1369 شروع شد و سرانجام طي جنگ دوّم خليج فارس منجر به اشغال عراق توسط آمريكا و متحدان غربي او و سقوط حكومت بعثي عراق گرديد.

11- « إذَا رَأيْتُمُ الرَّاياتِ السُّودَ قَدْ جَائِتْ مَنْ قِبَلِ خُرَاسَانَ فَأتُواهشا فِإنَّ فِيهَا خَلِفَةُ اللهِ الْمَهْدِيِّ. هنگامي كه پرچمهاي سياه از جانب خراسان به اهتزاز در آمد ، بسوي آنها بشتابيد كه خليفهء خدا ، حضرت مهدي (عج) در ميان آنهاست ».*12

لازم به يادآوري است كه خراسانِ ذكر شده در احاديث و روايات ، با خراسان ايران كه به سه بخش خراسان رضوي ، شمالي و جنوبي تقسيم شده است ، تفاوت دارد. لذا امكان بروز اشتباه در تطبيق روايات با اتّفاقات و رويدادها جاري وجود دارد. اين روايت كه به مضمون آن ، دهها روايت از طريق اهل سنّت نقل شده است ، ممكن است اشاره به قيام سيّد خراساني باشد كه از خراسانِ بزرگ قيام كرده و فرمانديه لشكرش را شُعيب بن صالح مي‌سپارد و سپاه او نخستين شكست را بر لشكر سفياني در منطقهء فارس وارد مي‌نمايند. او پس از تصرف بلاد خراسان كه شامل تركمنستان ، افغانستان و ايران امروزي مي‌باشد ؛ ممالك فوق را تسليم حضرت مهدي (عج) مي‌نمايد.

12- « يَخْرُجُ نَاسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ ، فِيُوَطِّئُونَ لِلْمَهْدِيِّ. گروهي از مشرق برمي‌خيزند و راه را براي مهدي (عج) هموار مي‌كنند ».*13

اين حديث اشاره به قيام سيّد خراساني و همراهان او دارد كه پس از تصرف بعضي از بلاد ، آن ممالك را تسليم حضرت مهدي (عج) نموده و با ايشان (عج) بيعت مي‌نمايد.

13- « يَجيئُ فِتْنَةٌ غَبْرَاءُ مُظْلِمَةٌ ثُمَّ يَتْبَعُ الْفِتَنُ بَعْضُهَا بَعْضاً حَتَّي يَخْرُجَ رَجُلٌ مِنْ أهْلِ بَيْتِي يُقَالُ لَهُ الْمَهْدِيُّ ، فَإنْ أدْرَكْتَهُ فَاتَّبِعْهُ وَ كُنْ مِنَ الْمُهْتَدينَ. فتنهء تيره و تاري پديد مي‌آيد كه اُفق زندگي را تاريك مي‌سازد ، آنگاه فتنه‌ها پشت سر هم مي‌آيند تا مردي از اهلبيت من بنام مهدي (عج) ظهور كند. اگر او را درك كرد ، از او پيروي كن تا از هدايت يافتگان باشي ».*14

14- « لَا يَخْرُجُ الْمَهْدِيُّ حَتَّي تَطْلَعَ مَعَ الشَّمْسِ آيَةٌ. مهدي (عج) ظهور نمي‌كند ، مگر اينكه نشانه‌اي با خورشيد ظاهر شود ».*15

اين نشانه در احاديث شيعه به دو گونه نقل شده است:

1‌- سينه و صورتي همراه خورشيد رد اسمان ظاهر مي‌شود.*16

2‌- دستي در آسمان ظاهر مي‌شود.*17

تحقّق اين نشانه در حديث فوق از علائم حتمي ظهور ذكر شده است.

15- « إنَّ الْمَهْدِيِّنَا آيَتَيْنِ لَمْ يَكُونَا مُنْذَ خَلَقَ اللهُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأرْضَ ، يَنْكَسِفُ الْقَمَرُ لِدوَّلِ لَيْلَةٍ مَنْ رَمَضَانَ وَ تَنْكَسِفُ الشَّمْسُ فِي النِّصْفِ مِنْهُ. براي قائم ما (عج) دو نشانه است كه هرگز از زمان آفرينش اسمانها و زمين چنين حادثه‌اي روي نداده است: ماه در اوّل رمضان مي‌گيرد و خورشيد نيز در وسط آن گرفته مي‌شود ».*18

313‌- « يَطْلَعُ نَجْمٌ مِنَ الْمَشْرِقِ قِبْلَ خَرُوجِ الْمَهْدِيِّ لَهُ ذَنْبٌ تُضيئُ. پيش از خروج مهدي (عج) ستارهء دنباله‌داري از سمت مشرق طلوع مي‌كند كه دنباله‌اش درخشان است ».*19

پي‌نوشت:

*1- صحيح بخاري: جلد 4 ، صفحهء 225.

*2- فتح الباري: جلد 13 ، صفحهء 76.

*3- مشكاة المصابيح: صفحهء 184.

*4- اُسُد الغَابه: جلد 1 ، صفحهء 259.

*5- اربعين ابونيعم: صفحهء 54 ، حديث 28.

*6- مستدرك صحيحين: جلد 4 ، صفحهء 465.

*7- الاذاعه: صفحهء 136.

*8- نور الأبصار: صفحهء 172.

*9- فيض القدير: جلد 6 ، صفحهء 277.

*10- مُسند احمد بن حنبل: جلد 3 ، صفحهء 317.

*11- فرهنگ مُعين: جلد 2 ، صفحهء 2702.

*12- مرقاة المصابيح: جلد 5 ، صفحهء 185.

*13- سُنن ابن ماجهء قزويني: جلد 2 ، صفحهء 1368 ، حديث 4088.

*14- الحاوي للفتاوي: جلد 2 ، صفحهء 67.

*15- المصنّف: جلد 11 ، صفحهء 28 ، حديث 20775.

*16- يوم الخلاص: صفحهء 518.

*17- بحارالانوار: جلد 52 ، صفحهء 233.

*18- تذكره قرطبي: صفحهء 619.

*19- الحاوي للفتاوي: جلد 2 ، صفحهء 82.