ياد مهدي (عج) – مهدي (عج) از ديدگاه حضرت امام باقر (ع)
در عهد امام باقر (ع) رژيم خوناشام بني اُميّة در سراشيبي سقوط قرار گرفت و كنترل دقيق كشور اسلامي از دست حكومت جائر اُموي خارج شد و شيعيان توانستند از ناتواني خلافت نامشروع اُموي استفاده كرده ، در اطراف امام باقر (ع) جمع شده و از خرمن علوم الهي و بيكران آن حضرت (ع) خوشه چيني كنند.
آن حضرت (ع) از وضعيّت نابسامان سياسي حاكم بر بلاد اسلامي براي توسعه و نشر معارف حقّهء ديني استفاده نمود كه اين برنامهء ايشان بعدها توسط امام صادق (ع) به اوج كمال رسيد كه حوزههاي نجف و قم و مشهد نتيجهء همين حركت ديني آن حضرت (ع) ميباشد. لذا احاديث فراواني در تمام رشتههاي معارف اسلامي از امام باقر (ع) به يادگار مانده است كه احاديث مربوط به موعود (عج) نيز گوشهاي از آن علوم و معارف بيكران ميباشد.
1- اُمّ هاني ميگويد: از محضر امام باقر (ع) در مورد آيهء « فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ. سوگند به ناپديد شوندهها ».*1 پرسيدم ، فرمود: « إمَامٌ يَخْنِسُ سَنَتَه سِتِّينَ وَ مِأتَيْنِ ، ثُمَّ يَظْهَرُ كَالِّهَابِ يَتَوَقَّدُ فِي اللَّيْلَةِ الظَّلْمَاءِ ، فَاِنْ أدْرَكْتُ زَمَانَهُ قَرَّتْ عَيْنُكِ. او امامي است كه در سال دويست و شصت از ديدهها مخفي ميشود و سپس چون ستارهاي فروزان ظاهر شود كه در شب تاريكم ميدرخشد. اگر زمان او را درك كني ، ديدگانت روشن ميشود ».*2
منظور از سال دويست و شصت ، سال شهادت امام حسن عسكري (ع) است*3 كه در عهد پدر بزرگوارش اصحاب مي توانستد به ديدار آن مهر تابان موفّق شوند. ولي بعد از شهادت حضرت عسكري (ع) ، اين سعادت نصيب همگان نميشد.
2 – كُمَيْت أسدي ميگويد: به خدمت امام باقر (ع) شرفياب شدم و عرض كردم اشعاري در حقّ شما خاندان سرودهام. اجازه ميفرمائيد در خدمت شما بخوانم. اجازه فرمودند و من ابياتي چند خواندم. امام (ع) گريه كردند و فرزند بزرگوارشان ، امام جعفر صادق (ع) نيز گريستند و صداي گريه از پشت پرده نيز بلند شد ... امام (ع) دست مرا گرفت و گفت: « خدايا! كميت را بيامرز ، گناهان گذشته و آيندهاش را ببخش ».
هنگامي كه به اين بيت رسيدم:
چه وقت حقّ شما آشكار خواهد شد؟! چه وقت مهدي شما (عج) قيام خواهد كرد؟!
امام باقر (ع) فرمود: انشاءالله بزودي ، بزودي. سپس فرمود: اي اَباالمستهل*4 قائم ما (عج) نهمين فرزند امام حسين (ع) است ، زيرا امام بعد زا پيامبر (ص) دوازده تن ميباشند. دوازدهمين آنها قائم آنهاست.
پرسيدم: اين دوازده نفر چه كساني هستند؟
فرمود: عليّ بن ابيطالب (ع) ، بعد از او حسن (ع) و حسين (ع) ، بعد از حسين (ع) ، علي بن الحسين (ع) و من. آنگاه دست مباركشان را بر شانهء امام جعفر صادق (ع) نهادند و فرمودند: بعد از من ، او.
گفتم: بعد از او كيست؟
فرمود: پسرش موسي (ع) ، سپس پسرش علي (ع) ، آنگاه پسرش محمّد (ع) ، سپس پسرش علي (ع) ، آنگاه پسرش حسن (ع) ، كه او پدر همان قائم (عج) است كه جهان را پر از عدالت ميكند و قلب شيعيان ما را روشن ميكند.
پرسيدم: كي خروج ميكند؟
فرمود: اين سؤال را از رسول اكرم (ص) پرسيدند ؛ حضرت (ص) فرمود: « إنَّمَا مَثَلُهُ كَمَثَلِ السَّاعَةِ لَا تَأتكُمْ إلَّا بَغْتَةً. مثل او همچون مثل رستاخير است ، جُز بطور ناكهاني نيايد ».*5
3- « صاحب اين اَمر چهار نشانه از چهار پيامبر دارد: نشاني از حضرت موسي (ع) ، نشاني از حضرت عيسي (ع) ، نشاني از حضرت يوسف (ع) و نشاني از حضرت محمّد (ص).
- نشانهاش از حضرت موسي (ع) ، وحشت و نگراني او (ع) لست.
- نشانهاش از حضرت يوسف (ع) ، زنداني شدن او (ع) است.
- نشانهاش از حضرت عيسي (ع) ، اختلاف مردم در حقّ او (ع) است كه ميگويند: مرده است و برخي گويند كه نمرده است.
- نشانهاش از حضرت رسول اكرم (ص) قيام به شمشير او (ص) است ».*6
4- « مَنْ مَاتَ وَ لَيْسَ لَهُ إمَامٌ فَمَيْتَتُهُ مَيْتَةٌ جَاهِليَّةُ وَ مَنْ مَاتَ وَ هُوَ عَارِفٌ لِاِمَامِهِ ، لَمْ يَضُرَّهُ تَقَدَّمَ هَذَا الْأمْرُ أوْ تَأَخَّرَ ، وَ مَنْ مَاتَ وَ هُوَ عَارِفٌ لِاِمَامِهِ كَانَ كَمَنْ هُوَ مَعَ الْقَائِمِ فِي فَسْطَاسِهِ. هر كس بميرد و امامش را نشناسد ، مرگ ، او مرگ جاهليّت است ؛ و هر كس بميرد ، در حاليكه امامش را ميشناسد ، براي او آسيبي نميرسد كه امر ظهور زود باشد يا دير شود. كسيكه با شناخت امام (عج) از دنيا برود ، همانند كسي است كه در چادر فرماندهي قائم (عج) باشد ».*7
5- أيَّامُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ ثَلَاثَةٌ: روزهاي خدا سه روز است:
- يَوْمَ يَقَومُ الْقَائِمُ ، روز قيام قائم (عج) ،
- وَ يَوْمَ الْكَرَّةِ ، روز زَجعت ،
- وَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ. روز قيامت ».*8
اين روايت ، به همين تعبير از امام صادق (ع) نيز رسيده است.*9
6- « إذَا إسْتَوْلَي السُّفْيَانِي عَلَي الْكُورِ الْخَمْسِ ، فَعُدُّوا لَهُ تِسْعَةَ أشْهُرٍ. هنگامي كه سفياني بر پنج شهر تسلّط يافت ، نُه ماه بشماريد ».*10
معناي اين حديث به قرينهء احاديث فراواني كه ظهور حضرت صاحبالامر (عج) را با خروج سفياني در يك سال ميداند ؛ اين است كه نُه ماه بعد از خروج سفياني ، حضرت (عج) ظهور خواهند فرمود.
در حديث ديگري از امام صادق (ع) اسامي شهرهاي پنجگانه چنين آمده است: « دمشق ، حمص ، فلسطين ، اردن و فنَّسْرين ».*11
در حديث روايت شده از امام صادق (ع) ، مدّت حكومت سفياني را هشت ماه تمام بيان شده است ، و تعبير امام باقر (ع) اين بود كه از حكومت سفياني نُه ماه بشماريد. شايد وجه جمع بين اي دو حديث اين باشد كه سفياني هشت ماه تمام حكوم ميكند ، و در آغاز ماه نُهُم حضرت صاحبالامر (عج) قيام ميكند.
7- « كَانَتْ عَصَا مُوسَي لِآدَمَ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ ، فَصَارَتْ إلَي شُعَيْب ، ثُمَّ صَارَتْ إلَي مُوسَي بّنِ عِمْرَانَ ، وَ إنَّهَا لَعِنْدَنَا ، وَ إنَّ عَهْدي بِهَا آنِفاً وَ هِيَ خَضْرَاءٌ كَهَيْئَتِهَا حَيْنَ اُنْتُزِعَتْ مِنْ شَجَرَتِهَا وَ إنَّهَا لَتَنْطِقُ إذَا اُسْتُنْطِقَتُ وَ إنَّهَا تَصْنَعُ مَا تُؤْمَرُ وَ إنَّهَا حَيْثُ آلْقِيَتْ تَلْقَفُ مَا يَكُونَ بِلِسَانِهَا. عصاي حضرت موسي (ع) ، قبلاً متعلّق به حضرت آدم (ع) بود. سپس به حضرت شُعيب (ع) ، و بعداً به حضرت موسي (ع) منتقل شد ، و هم اكنون در نزد ما است. در همين نزديكي كه آن را ميديدم ، هنوز سبز بود ، همانند روزيكه از درخت بريده شده. هنگامي كه از آن ، حرف خواسته شود ، حرف ميزند. اين عصا براي قائم ما (عج) تهيّه شده است. قائم ما (عج) بوسيلهء آن كاري انجام ميدهد كه حضرت موسي (ع) انجام ميداد. به اين عصا هر چه امر شود ، انجام ميدهد و آنچه دشمنان فراهم كنند ، با زبانش آن را ميبلعد ».*12
8- عبدالله بن عطاء ميگويد: به خدمت امام باقر (ع) شرفياب شدم و عرض كردم: شيعيان شما در عراق بسيار فراوان هستند و در ميان اهلبيت پيامبر (ص) كسي مانند شما نيست. امام (ع) فرمود: اي عبدالله! سخنان ازاذل و اوباش را در مغز خود وارد كردهاي! به خدا سوگند صاحب شما من نيستم.
پرسيدم: پس صاحب ما چه كسي است؟!
فرمود: « اُنْظُرْ مَنْ يَخْفَي عَلَي النَّاسِ وَلَادَتُهُ فَهُوَ صَاحِبُكُمْ. نگاه كن ، كسيكه ولادتش بر مردم پوشيده بماند ، او صاحب شما است ».*13
9- ابوحمزهء ثُمالي ميگويد: در خدمت امام باقر (ع) بودم. وقتي مردم رفتند و مجلس خلوت شد ، فرمودند: « يَا أبَاحَمْزَةَ! مِنَ الْمَحْتُومِ الَّذي حَتَمَهُ اللهُ قِيَامُ قَائِمِنَا ، فَمَنْ شَكَّ فِمَا أقُولُ ، لَقِيَ اللهَ وَ هُوَ بِهِ كَافِرٌ. اي اَباحمزه! از امور حتمي كه خداوند محتوم قرار داده است ، قيام قائم ما (عج) است. هر كس در اين گفتار تزديد كند ، خدا را در حال كفر ملاقات ميكند.
سپس فرمود: «پدر و مادر من فداي كسيكه همنام و هم كُنيهء من است.*14 او هفتمين فرزند من است كه زمين را پُر از عدالت كند ، هنگامي كه پُر از جور و ستم شده باشد. اي اباحمزه! كسيكه او را درك كند و در برابر او تسليم شود ، آنچنانكه در برابر پيامبر (ص) و اميرِ مؤمنان (ع) تسليم است ، بهشت بر او واجب ميشود و هر كس تسليم نشود ، بهشت بر او حرام ميشود و جايگاهش دوزخ است و جايگاه ستمگران چه زشت است ».*15
شايان توجّه است كه علماي اهل سنّت نيز معتقد هستند هر كس مهدي (عج) را انكار كند ، كافر است و اين فتوي بر اساس روايتي است كه به سند خود از جابر بن عبدالله انصاري نقل كردهاند كه ميگويد: رسول اكرم (ص) فرمود: « مَنْ كَذَّبَ بِالدَّجَّالِ فَقَدْ كَفَرَ ، وَ مَنْ كَذَّبَ بِالْمَهْدِيِّ فَقَدْ كَفَرَ. هر كس دجّال را انكار كند ، كافر است ؛ و هر كس مهدي (عج) را انكار كند ، كافر است ».*16
لذا همهء علماي اهل سنّت وجود مقدّس حضرت وليّعصر (عج) را ميپذيرند. فقط برخي از آنها خيال ميكنند كه در آخرالزّمان متولّد خواهد شد. ولي محقّقين آنها نيز موعود (عج) را فرزند امام حسن عسكري (ع) ميدانند و غيبت او را ميپذيرند. مرحوم شيخ علي دواني در كتاب « دانشمندان عامّه و مهدي موعود (عج) » اسامي بيش از صد نفر از بزرگان اهل سنّت را نقل كرده است كه در كتابهاي خود به ولادت حضرت وليّ امر (عج) اعتراف كردهاند و ايشان را فرزند بلافصل امام حسن عسكري (ع) ميدانند.
10- « كَأنِّي بِأصْحَابِ الْقَائِمِ عَلَيْهِ الَُلَامُ وَ قَدْ أحَاطُوا بِمَابَيْنَ الْخَافِقَيْنِ ، فَلَيْسَ مِنْ شَيْءٍ إلَّا وَ هُوَ مُطيعٌ لَهُمْ حَتَّي سِبَاعُ الْأرْضِ وَ سِبَاعُ الطَّيْرِ ، يَطْلُبُ رِضَاهُمْ فِي كُلِّ شَيْءٍ ، حَتَّي تَفْتَخِرُ الْأرْضُ عَلَي الأرْضِ وَ تَقُولُ: مُرِّ بِيَ الْيَوْمَ رَجُلٌ مِنْ أصْحَابِ الْقَائِمِ عَلَيْهِ السَّلَامُ. گوئي اصحاب قائم (عج) را با چشم خود ميبينم كه شرق و غرب جهان را تحت سيطرهء خود درآوردهاند و در روي زمين چيزي نيست ، جُز اينكه از آنها فرمان ميبرد ؛ حتّي درندگان زمين و پرندگان آسمان. هر چيزي در جهان رضايت آنها را جستجو ميكند و قطعات زمين بر بكديگر مباهان كرده و ميگويند: امروز يكي از ياران قائم (عج) بر فراز من قدم نهاد ».*17
11- « إذَا غَضِبَ اللهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَي عَلَي خَلْقِهِ نَحَّانَا عَنْ جَوَارِهِمْ. هنگامي كه خداوند بر قومي غضب كند ، ما – اهلبيت (ع) – را از مجاورت آنها دور ميسازد ».18
سعادتي بالاتر از آن نيست كه هر روز ديدگان انسان با جمال عالم آراي حضرت صاحب (عج) روشن گردد. ولي در حال حاضر ما از اين فيض بزرگ الهي محروم هستيم ؛ و اين محروميّت بدون ترديد از خشم خدا بر مردمان جفاكاري ناشي ميكردد كه عهد خود با خدا و رسولش (ص) را در بارهء دوستي با اهلبيت (ع) و پذيرش ولايت و سرپرستي آنان را تقض نمودند ؛ و بيشكّ بر خشم و غضب خداوند بر بانيان اصلي غيبتِ حضرت صاحب (عج) و نقض عهد مردم با اهلبيت (ع) ، كه همان غاصبان خلافت و كودتاگران سقيفه ميباشد ، خواهد افزود.
حضرت وليّ امر (عج) در توقيع شريفي كه به افتخار شيخ مفيد (رحمة الله عليه) صادر فرمودهاند ، به اين نكته اشاره كرده و مينويسند: « ما در سرزمين دور دستي سُكني گزيدهايم كه از جايگاه ستمكاران بدور هستيم ، زيرا خداوند مصلحت ما و شيعيان مؤمن ما را در اين ديده كه تا حكومت دنيا در دست تبهكاران است ، در اين نقطهء دور دست مسكن نمائيم ».*19
12- حكم بن عتبه ميگويد: به خدمت امام باقر(ع) عرض كردم: شنيدهايم كه مردي از شما ظهور كرده ، عدالت را در ميان اين امّت پياده خواهد كرد؟!
فرمود: « أنَّا نَرْجُوا مَا يَرْجُوا النَّاسُ ، وَ إنَّا نَرْجُوا لَوْ لَمْ يَبّقِ مِنَ الدُّنْيَا إلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ سَيَطُوَلُّ ذَلِكَ الْيَوْمُ حَتَّي يَكُونَ مَا تَرْجُوا هَذِهِ الْاُمَّةُ ، وَ قَبْلَ ذَلِكَ فِتْنَةٌ شَرٌّ فِتْنَةٍ يُمْسِي الرَّجُلُ مُؤْمِناً وَ يَصّبِحُ كَافِراً ، وَ يُصّبِحُ مُؤْمِناً وَ يُمْسِي كَافِراً. فَمَنْ أدْرَكَ ذَلِكَ مِنْكُمْ ، فَلْيَتَّقِ اللهِ تَعَالَي وَلْيَكُنْ مِنْ أحْلَاسِ بَيْتِهِ. ما ني چون ديگران اميدوار هستيم و انتظار آن روز را ميكشيم ؛ و اميدواريم كه اگر از عمر دنيا فقط يك روز باقيمانده باشد ، خداوند آن را بقدري طولاني سازد كه آرزوي اين امّت برآورده شود. ولي پيش از آن روز فتنهاي هست كه فتنهء بسيار جانكاهي ميباشد. انسان شب با ايمان ميخوابد و صبح بيايمان برميخيزد. صبح با ايمان از خانه بيرون ميرود و شب بيايمان برميگردد. هر كس چنين روزي را درك كند ، از خدا تقوي كند و مثل يكي از گليمهاي خانهاش باشد ».*20
13- حَكَم بن ابينعيم ميگويد: در مدينه به خدمت امام باقر (ع) رسيدم و عرض كردم: من در ميان ركن و مقام نذر كردهام كه هنگامي كه شما را در مدينه ملاقات كنم ، از مدينه بيرون نروم ، جُز اينكه دانسته باشم كه آيا قائم آل محمْد (ص) شما هستيد يا نه؟! امام (ع) چيزي نفرمود. حدود يك ماه گذشت ، روزي در يكي از كوچههاي مدينه مرا ديد و فرمود: تو هنوز اينجا هستي؟ گفتم: آري ، به شما گفتم كه چه نذري دارم و شما چيزي به من نفرموديد.
امام (ع) فرمودند: فردا صبح بيا منزل و پرسش خود را بپرس.
فردا صبح به خدمت ايشان مشرّف شدم ، فرمود: پرسش خود را بپرس.
گفتم: من در ميان ركن و مقام روزه و صدقهاي نذر كردم كه هنگامي كه شما را در مدينه ملاقات كردم ، از مدينه بيرون نروم ؛ جُز اينكه دانسته باشم كه آيا شما قائم آل محمّد (ص) هستيد ، يا نه؟! اگر شما باشيد ، از شما جدا نشوم تا در حضورتان شمشير بزنم ؛ و اگر شما نباشيد ، به دنبال كار و زندگي خود بروم.
امام (ع) فرمود: اي حَكَم! همهء ما قائم به امر خدا هستيم.
گفتم: آيا مهدي (عج) هستيد؟
فرمود: همهء ما بسوي خدا هدايت ميكنيم.
گفتم: آيا شما صاحب شمشير هستيد؟
فرمود: همهء ما صاحب شمشير هستيم و وارث شمشير هستيم.
گفتم: آيا شما آن كسي هستيد كه دشمنان خدا را ميكشد و دوستان خدا را عزّت مي بخشد و دين خدا را آشكار ميسازد؟
فرمود: اي حَكَم! چگونه ممكن است من او باشم؟! در صورتيكه من به 45 سالگي رسيدهام ؛ ولي صاحب اين امر از من به سنّ كودكي نزديكتر است و بر پشت مركب از من چابكتر است.* 21
روايات بسيار فراواني از معصومين (ع) رسيده است كه حضرت صاحبالامر (عج) ، هنگامي كه ظاهر ميشود ، بين 30 الي 40 ساله به نظر ميرسد ، و گرنه در دهها حديث از غيبت طولاني آن حضرت (عج) سخن گفته شد و هرگز مقصود اين نيست كه سنّ واقعي آن حضرت كمتر از 45 سال باشد ؛ بلكه بر حسب آنچه مردم از سيماي مبارك آن حضرت (عج) تصوّر ميكنند ، ظاهراً جوان با طراوت و شادابي است كه بين 30 الي 40 سال ميباشد.
14- امام باقر (ع) فرمودند: حضرت موسي (ع) چون سِفر اوّل – تورات – را خواند ، فضائل قائم آل محمّد (ص) را مشاهده نمود ؛ لذا عرض كرد: پروردگارا! مرا قائم آل محمّد (ص) قرار بده.
از جانب خداوند خطاب آمد: او از نسل احمد (ص) خواهد بود.
چون سِفر دوّم را خواند ، نظير همان مطالب راديد و با همان درخواست را نمود ، و باز همان جواب و خطاب را دريافت كرد.
چون سِفر سوّم را خواند ، باز هم نظير همان مطالب را يافت ؛ لذا شبيه همان درخواست را از پيشگاه احديّت نمود ، و جوابي شبيه جوابهاي قبل دريافت نمود.*22
15- « إذَا قَامَ الْقَائِمُ (عج) سَارَ إلَي الْكُوفَةِ وَ هَدَمَ بِهَا أرْبَعَ مَسَاجِدَ وَ لَمْ يَبْق مَسْجِدٌ عَلَي وَجْهِ الْأرْضِ لَهُ شَرَفٌ إلَّا هَدَمَهُ وَ جَعَلَهَا جَمّاً وَ وَسَّعَ الطَّريقَ الْأعْظَمَ ، وَ كَسَرَ كُلَّ جِنَاحٍ خَارجِ فِي الطَّريقِ ، وَ أبْطَلَ الْكُنُفَ وَالْمَيَازيبَ ، وَ لَا يَتْرُكُ بِدْعَةً إلَّا أزَالَهَا وَ لَا سُنَّةً إلَّا أقَامَهُا ، وَ يَفْتَحُ فَسْطَنْطينيَّةً وَالصِّينَ وَ جِبَالَ الدَّيْلَمِ وَ يَمْكُثُ عَلَي الْأرْضِ سَبْعَ سِنينَ مِنْ سِنينِكُمْ هَذِهِ ، ثُمَّ يَفْعَلُ اللهِ مَايَشَاءُ. هنگامي كه قائم (عج) قيام كند ، رهسپار كوفه ميشود و چهار مسجد را در آنجا ويران ميكند و هر مسجدي كه محلّ مرتفع دارد ، خراب ميكند و هموار ميسازد. راه اصلي را توسعه ميدهد و سايبانهائي را كه وارد خيابانها شده ، برميدارد ؛ و اجازه نميدهد سايبان و ناوداني در كوچهها مانع ايجاد كند. هر بدعتي را نابود ميكند و هر سنّتي را برپا ميدارد. قسطنطنيه (استامبول) ، چين و كوههاي ديلم را فتح ميكند ، و هفت سال به اين منوال ميگذرد. آنگاه خداوند هر چه اراده كند ، انجام دهد ».*23
ممكن است منظور از چهار مسجدي كه حضرت صاحبالامر (عج) در كوفه منهدم ميفرمايند ، مساجد چهارگانهاي باشد كه به شكرانهء شهادت امام حسين (ع) بدستور عبيدالله بن زياد ساخته شد! منظور از محلّ مرتفعِ مساجد ، قسمتهاي مرتفع و بلندي باشد كه در كشورهاي سنّي مذهب مرسوم است و به آن شاهنشين ميگويند كه مختص طبقات نافذ ، اعيان و مأموران عاليرتبهء حكومتي ميباشد. حضرت صاحب (عج) آن نقاط مرتفع را خراب كرده و مساجد را هموار ميسازد تا اين نشانهء اختلاف طبقاتي نيز از بين برود.
16- « كُلُّ رَأيَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِيَامَ الْقَائِمِ (عج) ، فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ. هر پرچمي كه پيش از قيام قائم (عج) برافراشته شود ، صاحبش طاغوت است ».*24
17- محمّد بن مسلم از امام باقر (ع) روايت ميكند كه حضرت (ع) فرمودند: « ألْقَائِمُ مِنَّا مَنْصُورُ بِالرُّعْبِ ، مُؤَيَّدٌ بِالنَّصْرِ تُطْوَي لَهُ الْأرْضُ وَ تَظْهَرُ لَهُ الْكُنُوزُ ، يَبْلُغُ سُلْطَانُهُ الْمَسْرِقَ وَالْمَغْرِبَ ، وَ يُظْهِر بِهِ اللهُ دِينَهُ عَلَي الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْركُونَ ، فَلَا يَبْقَي فِي الْأرْضِ خَرَابٌ إلَّا عَمَّر ، وَ يَنْزِلُ رُوحُ اللهُ عيسي بْتُ مَرْيَمَ ، فَيُصَلِّي خَلْفَهُ. قائم ما (عج) با رُعب و وحشت در دل تأئيد شده ، و با نصرت الهي تقويت شده ، زمين در زير پاهايش طيّ ميشود. گنجينههاي زمين برايش آشكار ميشود و سلطنتش به شرق و غرب جهان ميرسد. خداوند دين خود را بدست او بر همهء اديان پيروز ميسازد ، اگر چه مشركان خوش ندارند. در روي زمين جاي ويراني نميماند ، جُز اينكه آباد ميكند. حضرت روح الله ، عيسي بن مريم (ع) از آسمان فرود ميآيد و پشت سر او نماز ميخواند ».
محمّد بن مسلم پرسيد: قائم شما (عج) كي ظاهر ميشود؟
فرمود: هنگامي كه:
1- مردها خود را به زنان تشبيه كنند.
2- زنها خود را به مردان تشبيه كنند.
3- مردان به مردان ، و زنان به زنان اكتفاء و بسنده كنند.
4- زنها سوار بر زينها شوند.
5- شهادت دروغ پذيرفته شود.
6- شهادت راست ردّ گردد.
7- خون سبُك شمرده شود.
8- روابط نامشروع رواج پيدا كند.
9- رباخواري رائج گردد.
10- اشرار از ترس ربانشان احترام شوند.
11- سفياني از شام خروج كند.
12- يماني قيام كند.
13- سپاهيان سفياني در سرزمين بَيْداء خَسْف شوند.
14- جواني از آل محمّد (ص) به نام « محمّد بن حسن نفس زكيّه » در ميان ركن و مقام كشته شود.
15- صيحهء آسماني شنيده شود كه ميگويد: حقّ با او [قائم (عج)] و شيعيان او است.
در چنين موقعي قائم ما (عج) خارج شده و پشت خود را به ديوار كعبه ميدهد و سپصد و سيزده نفر در اطراف او جمع ميشوند. اوّلين چيزي كه به زبان ميآورد ، اين آيهء شريفه است: « بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ. اگر مؤمن باشيد ، باقيمانده [از حجّتهاي] خدا براى شما بهتر است ».*25
سپس ميفرمايد: من تنها بازمانده از حجّتهاي پروردگار و خليفهء خدا در ميان شما هستم. كسي نميماند ، جُز اينكه به او سلام كرده ميگويد: « اَلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقيَّةَ اللهِ فِي أرْضِهِ. سلام بر شما ، اي باقيمانده از حجّتهاي خدا در زمين ».
هنگامي كه ده هزار نفر براي ياري او گرد آمدند ، ديگر در روي زمين بتي نميماند ؛ جِز اينكه طعمهء حريق ميشود. اين روز پُرشكوه پس از يك غيبت طولاني است تا معلوم شود كه چه كسي به غيب ايمان ميآورد و از خدا اطاعت ميكند ».*26
18- « يَقُومُ الْقَائِمُ بِكِتَابٍ جَديدٍ وَ قَضَاءٍ جَديدٍ ، عَلَي الْعَرَبِ شَديدٌ. لَيْسَ شَأنُهُ إلَّا السَّيْفٌ. لَا يَسْتَيبُ أحَداً وَ لَا تَأخُذُهُ فِي اللهِ لَوْمَةٌ لَائِمِ. قائم (عج) با كتابي تازه ، امري تازه و داوريِ تازه ظاهر خواهد شد كه بر عرب بسيار سخت خواهد بود. جُز شمشير كاري ندارد ؛ كسي را وادار به توبه نميكند ، و در راه اجراي احكام الهي از نكوهش و سرزنش احدي پروا و انديشه نميكند ».*27
آري ؛ پيش از ظهور آن حضرت (عج) ، تعاليم عاليهء اسلام توسّط صوفيّه و فلاسفهايكه بر مسند فقاهت و مرجعيّت قرار گرفتهاند ؛ بقدري تحريف و تأويل ميشود كه به هنگام پياده شدن احكام اصيل اسلام ، امري تازه جلوه ميكند. حتّي برداشت مردم از قرآن دگرگون ميشود كه تفسير صحيح قرآن چيزي تازه بشمار ميآيد. او حقّ را عرضه ميكند و هر كس نپذيرد ، به سزاي عناد و لجاجتش ميرساند.
19- « يَا أبَا حَمْزَةَ! لَا يَقُومُ الْقَائِمُ إلَّا عَلَي خَوْفٍ وَ زِلْزَالٍ وَ فِتْنَةِ وَ بَلَاءٍ يُصيبُ النَّاسِ ، وَ طَاعُونٍ قَبْلَ ذَلِكَ وَ سَيْفٍ قَاطِعٍ بَيْنَ الْعَرَبِ وَاخْتِلَافٍ شَديدٍ بَيْنَ النَّاسِ وَ تَشْتيتٍ وَ تَشَتُّتٍ فِي دِينِهِمْ وَ تَغَيُّرٍ مِنْ حَالِهِمْ ، حَتِّي يَتَمَنَّ الْمُتَمَنِّي الْمَوْتَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً مِنْ عِظَمِ مَا يَرَي مِنْ كَأبِ النَّاسِ وَ أكْلِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً وَ خُرُجهُ إذَا خَرَجَ عِنْدَ الْيَأسِ وَ الْقُنَوطِ. فَيَاطُوبَي لِمَنْ أدْرَكَهُ وَ كَانَ مِنْ أنْصَارِهِ وَ الْوَيْلُ كُلُّ الْوَيْلِ لِمَنْ خَالَفَهُ أمْرَهُ وَ كَانَ مِنْ أعْدَائِهِ. اي اَباحمزه! قائم ما (عچ) قيام نميكند ؛ مگر پس از ترس شديد ، اضطرابها ، نگرانيها ، فتنهها و بلاهائي كه بر مردم وارد شود ؛ و پيش از آن فتنهها ، طاعون شايع شود و شمشير در ميان عربها حاكم گردد ، و اختلاف و پراكندگي در دين ، و دگرگوني در اوضاع پديد آيد. اسنان بقدري شاهد گرفتاري مردم ميشود كه هر صبح و شام از خدا مرگ خويش را درخواست و آرزو ميكند. پس از يك چنين يأس و نوميدي ، او (عج) ظاهر ميشود. خوشا به حال كسيكه او را درك كند و به ياري او برخيزد. واي به حال كسي كه با او مخالفت كند و اوامر او را نپذيرد و با او به دشمني برخيزد ».*28
20- « إذَا ظَهَرَ الْقَائِمُ (عج) ظَهَرَ بِرَأيَةِ رَسُولِ اللهِ (ص) وَ خَاتَمِ سُلَيْمَانَ وَ حَجَرِ مُوسَي (ع) وَ عَصَاهُ. هنگامي كه قائم (عج) ظاهر شود ، پرچم رسول اكرم (ص) و انگشتر حضرت سليمان (ع) و سنگ و عصاي حضرت موسي (ع) را به همراه خود ميآورد ».*29
21- فُضَيْل ميگويد: به خدمت امام باقر (ع) عرض كردم: آيا براي آن روز پُر شكوه وقت معيّني هست؟
فرمود: « كَذِبَ الْوَقَّاتُونَ ، كَذِبَ الْوَقَّاتُونَ ، كَذِبَ الْوَقَّاتُونَ. هر كس وقت تعين كند ، دروغ گفته است. هر كس وقت تعين كند ، دروغ گفته است. هر كس وقت تعين كند ، دروغ گفته است ».*30
22- « تَكُونُ لَهُ حَيْرَةٌ وَ غَيَّْةٌ يَضُلُّ فِيهَا أقْوَامٌ وَ يَهْتَدي فِيهَا أقُوَامٌ ، فَيَا طُوبَي لَكَ إنْ أدْرَكْتَهُ وَ يَا طُوبَي مَنْ أدْركَهُ. براي او دوران غيبتي است كه گروهي در آن گمراه ميشوند و گروهي هدايت پيدا كنند. خوشا به حال كسي كه آن روز فرخنده را درك كند ».*31
پينوشت:
*1- قرآن مجيد: سورهء تكوير ، آيهء 15.
*2- اصول كافي: جلد 1 ، صفحهء 276.
*3- المُحَجَّة: صفحهء 245.
*4- كُنيهء كُميت اسدي ميباشد.
*5- كفاية الأثر: صفحهء 249.
*6- ألْامامة و التّبصره: صفحهء 94.
*7- اصول كافي: جلد 1 ، صفحهء 303.
*8- معاني الاخبار: صفحهء 366.
*9- المُحَجَّه: صفحهء 108.
*10- عقد الدُّرر: صفحهء 86.
*11- كمال الدّين: صفحهء 651.
*12- ألْامامة و التّبصره: صفحهء 116.
*13- اعلام الوري: صفحهء 402.
*14- يكي از كُنيههاي قائم (عج) ، ابوجعفر ميباشد.
*15- بحارالانوار: جلد 51 ، صفحهء 139.
*16- عقد الدُّرر: صفحهء 157.
*17- الامامة و التبصرة: صفحهء 131.
*18- اصول كافي: جلد 1 ، صفحهء 277.
*19- احتجاج طبرسي: صفحهء 497.
*20- عقد الدُّرَر: صفحهء 61.
*21- بحارالانوار: جلد 51 ، صفحهء 140.
*22- عقد الدُّرَر: صفحهء 160.
*23- اعلام الوري: صفحهء 432.
*24- اثباة الهداة: جلد 3 ، صفحهء 532.
*25- قرآن مجيد: سورهء هود ، آيهء 86.
*26- اعلام الوري: صفحهء 433.
*27- اثباة الهداة: جلد 3 ، صفحهء 540.
*28- بشارة الاسلام: صفحهء 105.
*29- اثباة الهداة: جلد 3 ، صفحهء 542.
*30- غيبت نعماني: صفحهء 262.
*31- بحارالانوار: جلد 51 ، صفحهء 137.
وبلاگ سفیر انتظار به هیچیک از نظامهای سیاسی حاکم بر کشورهای مختلف اعتقاد نداشته و هیچیک را به رسمیت نمیشناسد.