در متون قدسی و کتابهای آسمانی ، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را پیامبر آخرالزمان [پیامبر خاتم ، خاتم الرسل ، خاتم الانبیاء] و دین اسلام را دین آخرالزمان و دین کامل [اکملت لکم دینکم ...] می‌گویند.
یک نگاه کلان و یک نگرۀ کلی می‌گوید:
«با آغاز اسلام ، دورۀ آخر زمان آغاز شد».
  
حال در این دوره ، تقسیمات مستقل و در عین حال اعتباری وجود دارد. دورۀ صدر اسلام ، دورۀ مذاهب ، دورۀ غیبت صغریٰ ، دورۀ غیبت کبریٰ ، و ... دوره پیش از ظهور هم دورۀ مبهم و دشواری است.
مبهم ؛ چون آغاز آن بصورت یقینی تعیین ناشدنی است. آنچه هست ، گمانه زدن بر اساس علایم و ملاحم و فتن است ، مبتنی بر اخبار و احادیث جی‌باشد ، نه یقین و قطع کامل ... ، با علایمی که در روایات وجود دارد ، این دوره تعیین می‌شود.
پس
ما اکنون در "دوران پیش از ظهور" هستیم ، چون علایم ظهور به فراوانی تحقق یافته است.
اکنون بجاست گذرا و به اختصار در این باره مطالبی گفته شود و ...

گرچه به قطع نمی‌توان گفت که در دوران پیش از ظهور قرار داریم ، اما از علایم موجود در روایات ، گمانی قریب به یقین داریم که در این دوران بسر می‌بریم. دورۀ پیش از ظهور ویژگیهایی دارد که در روایات ما آمده است.
بعنوان نمونه:
- فراوانی بدعت‌ها
- فراوانی مدعیان مهدویت
- دشواری دینداری و غربت متدینان
- گسترش دین گریزی و دین ستیزی در بین آحاد جامعه
- فراوانی ظلم و گناه
- رسیدن شیطان (لعنة الله علیه) به اوج قدرت ، همراه با توسعۀ شیطان پرستی پیروانش
- وجود علماء السوء و کاهش عالمان صادق و صالح
- سخت شدن زندگی برای شیعیان امامیّه
- ناامنی گسترده ، همراه با جنگ و کشتار
- توسعۀ روزافزون فقر و گرسنگی
و
بسیاری چیزهای دیگر ...

آیا در اینکه بایستی این ویژگیها را بشناسیم ، تردید و دودلی وجود دارد؟!
شخص منتظر راستین ، که دمادم منتظر ظهور است ، باید بداند که در کدامین جهان زندگی می‌کند.
باید مکان زندگی خود و زمان دقیق حیات خودش - که در کجای آخرالزمان قراز دارد - را ، همراه با وظایف و تکالیفش را بشناسد ؛ و به انتظار طلوع خورشید بایستد ...
باید برای حفظ دین خود هشیار بود. لذا جا دارد این مباحث را - که می‌توان سیر مطالعاتی نام نهاد - بکاویم:

- در دوران کنونی چه تکالیفی داریم؟
- معرفت امام یعنی چه و چگونه به دست می‌آید؟
- تصحیح عقاید چیست و چگونه صورت می‌گیرد؟
- تولی و تبری چیست ، چه نقشی در عقاید ما دارد ، و جایگاه عملی آن در دوران نزدیک به ظهور چگونه است؟
- مودّت و محبّت چیستند و فرقشان چیست؟
- عمل کردن به روایات چگونه صورت می‌گیرد؟
- تسلیم یعنی چه و در این دوران چگونه بدست می‌آید؟
- دوران سخت کنونی و ضرورت حفظ دین ؛ چیست و چرا و چگونه؟
- انتظار فرج یعنی چه؟ شروط آن چیست؟
- فعالیتهای عاطفی-اعتقادی شخص شیعۀ منتظر - مثل حزن مدام ، ندبه و گریۀ فراق ، نجوای انتظار ، عهد و بیعت - چه می‌باشند؟
- تقیه چیست و چه حدّ و صفات و بایدهایی دارد؟
- اخلاص چیست و چرا از آن غافل هستیم؟
- دوران پیش از ظهور و موضوع مهم حفظ زبان.یعنی چه؟
- اخلاق فردی ، سیاسی ، اجتماعی ؛ در دوران کنونی چگونه باید باشد؟
- رازداری ، برای حفظ اسرار ظهور چگونه باید باشد؟!
- تقیه و رازداری بخاطر حفظ جان و ذخیره شدن برای یاری امام زمان خویش چگونه باید باشد؟
- یارکشی و جذب دوستان و هدایت بسوی اهلبیت (علیهم السلام) و ... چگونه تحقق می‌یابد؟
- عجله [استعجال] و تعیین وقت ظهور [وقاتون] وقریب دانستن ظهور [مقربون] یعنی چه؟
- پرهیز از محاضیر چگونه باید باشد؟
- مسائل مالی در این دوران چیستند؟[سهم امام ، سهم سادات ، زکات و تطهیر مال ، صلۀ امام] چه اهمیتی دارند؟
- توسل ، مناجات ، عهد ، ندبه و ذکر مداوم نام امام (عجل الله فرجه) چکونه صورت می‌گیرد؟
- مدعیان دروغین چه کسانی هستند و چگونه شناخته می‌شوند؟
و
برخی موضوعات دیگر ...

باید اینها را بدانیم ؛ و دربارۀ‌شان بخوانیم ، تا به پاسخهایمان برسیم.
اگر امکانش وجود دارد ، تحقیق دامنه داری پیرامون امام شناسی و معرفت امام و تکالیف خودمان در این دوران انجام دهیم ؛ و بایدهائی که در فراگیری‌شان گریز و گزیری نیست ، را بدانیم ...!
و
باور کنیم که وظیفۀ کنونی ما ، دانستن همین مسائل است.!

چه تکالیفی داریم؟
ائمۀ اطهار (صلواة الله علیهم)؛این زمان را بسیار ستوده‌اند. حتی آنرا بهترین دوران خوانده‌اند ؛ چرا؟؟؟!
این  روشن است. سخت‌ترین دوران است. چرا در چندین روایت با تعبیر "بهترین دوران" از آن یاد شده است؟؟؟!
شاید پاسخش هم روشن است: چون در این دوره ، دینداری بسیار دشوار است.
همین دشواری مایۀ ارزشمندی آن شده است. آنجا که حفظ دین سخت باشد ، اجر و پاداش هم فزونی می‌یابد.
اگر در سایر دورانها برای گناه کردن باید دنبال گناه رفت ، در این دوران گناه است که دنبال ما می‌آید. مثلاً برای ربا گرفتن ، در گذشته می‌بایست شبانه و پنهانی سراغ فلان پولدار رفت و با مقدماتی طولانی به او فهماند که پول ربایی می‌خواهی ... او هم نخست حاشا می‌کرد و سپس با خیرخواهانه خواندن عملش ، پول را می‌داد ...
امروزه ، اما نه چنین است. ربا فراگیر و عادی شده است. اگر قرض الحسنه خالص دیدید ، سلام تمام شیعیان امامیّه را به او برسانید ...
اما بعد ؛ اگر ربا می‌خواهید ، به اولین بانک در جمهوری اسلامی که مقابل خودتان دیدید ، مراجعه فرمائید ...!
مثال دیگر: در گذشته‌ای نه چندان دور ، افراد برای کار فحشاء باید به شهر دیگری می‌رفتند ، زیرا امکان ارتکاب گناه در شهر و محلۀ خودشان بسیار کم بود ؛ ولی اکنون ، همین گوشی تلفن مبارک ، تمام مراحل را انجام می‌دهد ....

در گذشتۀ نه چندان دور ؛ گناه ، گناه بود.! بد بود.! مایۀ سرافکندگی بود ، و ایمان مایۀ سربلندی و سرفرازی. اما امروزه برعکس شده است: فخر فروشی و سربلندی با گناه کردن حاصل می‌آید و هر که دیندار است ، در گوشۀ عزلت پرت شده است. در جمع‌های کوچک دوستان و خویشان و همدرسان ، آنکه مؤمن و دیندار است ، مایۀ شوخی و تحقیر ، دست انداختن و خنده است ، عقب مانده است ، واپسگرا و خشک‌سر و دچار جمود فکری است ...
زمان ما ، زمان سلطۀ گناه است.! زمان فرار مؤمنان از گناه و افراد گناهکار است. زمان دشواری است ، چون شرائط دینداری سخت است ؛ اما لطف الهی و اهلبیت (علیهم السلام) مضاعف می‌شود. از این روی در زبان روایات این زمان مایۀ حسرت شده است.
جملۀ: "خوشا بحال مؤمنان زمان غیبت..." در چندین روایت مشاهده می‌شود ...!

نتیجه:
اولین تکلیف ما حفظ دین است و استقامت در عقیده ...
و
همۀ ما دربارۀ واژۀ "معرفت" فکر کرده‌ایم ، بویژه در برخورد با زیارتهای اهلبیت (علیهم السلام) ؛وآنجا که مثلاً می‌خوانیم: «هر کس با معرفت زیارتش کند ، بهشت بر او واجب می‌شود ...» یا «هر که با معرفت به کربلا رود ، بابت هر قدمی که برمی‌دارد ...» یا در جاهائی که پاداش عظیم را گره می‌زنند به معرفت.
بله ؛ غالباً با خود فکر کرده‌ایم که این "معرفت" چیست؟!
آیا ما معرفت داریم؟
آیا این معرفت مطالعه می‌خواهد ، یا ریاضت و ترک گناه؟؟؟
پس از آن ، ممکن است با تعبیر:"معرفت نورانی"؛آشنا شویم و بدانیم که این سطح دست نایافتنی است.وبه هر حال "معرفت" واژۀ مبهم و در عین حال پُر بسامدی است که در فرهنگ مکتوب شیعیان امامیه جایکاهش هم بالاست و هم خاصّ ...
معرفت سطوحی دارد. حداقل آن شناخت اولیه با نام و نسب و نشانی ، و مراحل برتر با شناخت شئون و خصائصش بدست می آید.
امام معصوم (علیه السلام) در همۀ مقامات هم طراز پیامبر (صلواة الله علیه و.آله) است ، جز نبوت ...
و
در تمامی صفات از پیامبر (صلی الله علیه و آله) ارث می‌برد.
و
اطاعت از او مثل اطاعت از پیامبر و خدا واجب است
و
باید دربرابر او "تسلیم" باشیم.
و
اگر حداقل معرفت را نداشته باشیم ، مرگ ما بسان انسانهای دوران جاهلیت خواهد بود.
معرفت با تلاش و مطالعه آعاز می‌شود و با توفیق الهی بدست می‌آید.
گمان نکنیم که مطالعه بتنهایی برای رسیدن به معرفت کفایت می‌کند ؛ باید توفیق الهی و مدد او نیز همراه باشد.
این توفیق با دعا و توسل کسب می‌شود ...!

برای معرفت و شناخت امام ، و ضرورت او ؛ و نیز آنها که امام ندارند ، و جاهلانه با مرگی بسان جاهلیت می‌رند ، در روایات ما تمثیلها و مثالهای زیبایی وجود دارد.
مثلاً داستان گله گوسفندان و گرک و چوپان
[ر.ک: الکافی: کتاب الحجه ، باب: فیمن دان الله بغیر امام من الله ، حدیث ۲]

نتیجه:
تکلیف ما در دوران غیبت ؛ شناخت امام است.
معرفت امام با مطالعه و توسل بدست می‌آید.
بدون معرفت ، دین و عبادت ما هیچ ارزشی ندارد ؛ هیچ ...!